<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737</id><updated>2011-04-21T17:07:20.779-07:00</updated><title type='text'>بولتن گروه کار تبلیغات و اندیشه جنبش رفراندوم</title><subtitle type='html'>این گروه کار جهت نهادینه کردن طرح فراخوان ملی رفراندوم در ایران تلاش می کند.&lt;BR&gt;
به گروه کاری تبلیغات و اندیشه جنبش رفراندوم ایران خوش آمدید.!
tablighat@yahoogroups.com</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>142</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-116454265481227166</id><published>2006-11-26T04:04:00.000-08:00</published><updated>2006-11-26T04:04:14.860-08:00</updated><title type='text'>رفراندم تنها گزینه گذار به دمکراسی گفتگو محسن سازگارا با ماهنامه ی تلاش </title><content type='html'>&lt;img src="http://iiindex.com/images/Refrandom.gif" border="3" align="left" width="125" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt; محسن سازگارا  &lt;BR&gt; • فراخوان سندی بود در جهت عمق و وسعت دادن یک فکر. و این که این درخواست در سطح داخلی و بین‌المللی بعنوان گزینه‌ای مطرح شود که شد بخوبی هم مطرح شد. از نظر من نشان داده شد که فکر رفراندوم در جامعه و در میان بخشی از نخبگان زمینه خوبی دارد. حال ما می‌توانیم روی طرح فراخوان بنای مناسبی بکنیم و به گام دوم و سوم فکر کنیم ... &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اخبار روز: www.akhbar-rooz.com  &lt;BR&gt; شنبه  ۴ آذر ۱٣٨۵ -  ۲۵ نوامبر ۲۰۰۶  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; تلاش ـ جناب آقای سازگارا از نخستین گفتگوی «تلاش» با شما به مناسبت صدور بیانیه فراخوان ملی برگذاری رفراندوم که شما از اعضای هشت نفره امضاء کننده و در واقع از اقدام کنندگان اولیه آن بودید، بیش از یک سال و نیم می‌گذرد. به نظر می‌رسد این فراخوان که در آغاز به لحاظ استقبال عمومی ایرانیان در طول مبارزات سیاسی ۲۷ ساله گذشته با حکومت اسلامی بی‌همتا بوده است، امروز ضعیف‌ترین و کم سروصداترین طرحی است که نیروهای سیاسی مخالف حکومت اسلامی را تحت تأثیر قرار داده و اهداف آنها را زیرسایه و پوشش خود قرار می‌دهد؟  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; سازگارا ـ من چنین اعتقادی ندارم. آن فراخوان برای امضای یک درخواست بود. عنوان آن‌هم فراخوانی بود برای درخواست رفراندم. ابتدا با امضای ٨ نفر منتشر شد و بعد هم آن ٨ نفر اعلام کردند که برای خود هیچ اولویتی قائل نیستند و مثل بقیه و در کنار آنها هستند. حکومت ایران سایت اینترنتی را که برای امضاء و درخواست تشکیل شده بود ظرف ۵ روز فیلتر کرد. اما با وجود این بیش از٣۶ هزار نفر آن را امضاء کردند. از جمله بیش از ٣۰۰ نفر از نخبگان به صورت شخصیت حقوقی و حقیقی در داخل و خارج از ایران آن را امضا کردند و در مورد آن نوشتند و نشان دادند که از آن بیانیه استقبال می‌کنند.  &lt;BR&gt; بنابراین خواستی را که دعوت‌کنندگان با امضاء آن درخواست داشتند به نظرم کاملاً محقق شد. چرا که امضاء کنندگان آن بیانیه خواستار این بودند که ایده رفراندم در جامعه مطرح شود و در واقع عمق و وسعت پیدا کند.  &lt;BR&gt; تعبیری که من داشتم دوباره خدمتتان عرض می‌کنم. حرکتی مثل رفراندم هم مثل حرکت‌های دیگر از ۵ مرحله عبور می‌کند. گام اول مطرح کردن تئوری است که در واقع حدود دو سال قبل از اعلام آن فراخوان مطرح شده بود. من به سهم خود در مقاله «حرف آخر، گام اول» آن فکر را مطرح کرده بودم، که چاره کشور اجرای یک رفراندم است. هم‌چنین بسیاری کسان قبل از من و بعد از من در مقالات و سخنرانی‌های خودشان مطرح کرده بودند که چاره‌ای نداریم جز اینکه از مردم بخواهیم که به کل قانون اساسی و ساختار جمهوری اسلامی و از بیرون از قانون اساسی آن رای دهند. یا به زبان دیگر؛ مردم به کل نظام آری یا نه بگویند. چون راه چاره و اصلاح از درون نظام بسته است و راه تغییر قانون اساسی هم از درون خودش بسته است. چرا که به موجب اصل ۱۷۶ قانون اساسی تغییر این قانون در اختیار ولی‌فقیه بوده و اساساً بی‌حاصل است، اگر بخواهید از داخل قانون اساسی آن‌ را تغییر دهید. این ساختار قانون اساسی هم به گونه‌ای است که نشان داد استعداد اصلاح کشور و گذار کشور به دمکراسی را ندارد. شکست جنبش اصلاحات هم به خوبی آن را نشان داد. قانون اساسی که به موجب آن بیش از ٨۰ درصد قدرت کشور در اختیار یک نفر بنام رهبری است. و هیچ راهی هم شما برای نقد و یا عزل او ندارید. چرا که ابزارها کاملاً در دست خود آن فرد یعنی رهبری قرار دارد. بنابراین این فکر که ما از مردم درخواست کنیم ـ به عنوان یک فکر مبارزه ـ که از خواست برگزاری یک رفراندم و دادن رأی در مورد کلیت قانون اساسی پشتیبانی کنند، شاید تنها گزینه‌ای باشد که جلوی روی ما برای گذار به دمکراسی قراردارد.  &lt;BR&gt;   گام اول همانگونه که عرض کردم قبلا انجام شده بود. گام دوم قوت دادن به این فکر بود. یعنی وقتی فکری مطرح می‌شود، باید بتدریج بین مردم وسعت پیدا کند، به گوش تعداد افراد بیشتری برسد و عمق پیدا کند. یعنی این که تئوری به چالش کشیده شود و با آن کلنجار بروند، بر له و علیه آن صحبت کنند تا بدین ترتیب نخبگان جامعه با آن موضوع درگیر شوند و خوب و بد آن را به محک نقد بگذارند. آن فراخوان گام خیلی خوب و اساسی بود برای مرحله دوم، یعنی در زمینه عمق و وسعت بخشیدن به فکر رفراندم، همانگونه که عرض کردم، مقالات موافق و مخالف، سخنرانی‌های موافق و مخالف و امضاء‌کنندگانی که این امکان را پیدا کردند در این زمینه سخن بگویند، به خوبی پیش رفت. اما گام سوم گام سازماندهی است. گام سازماندهی به این معنی است که نیروهای طرفدار این فکر شناسائی شوند. یعنی کسانی که بحث‌هایشان در گام دوم روشن شده بود، و فرصت کرده بودند حرف‌های خود را بگویند و بعد به آنها کمک شود که سازمان مناسبی برای خود تدارک ببینند. بعد از آن شما آمادگی خواهید داشت وارد گام چهارم بشوید. گام چهارم در واقع گام مقاومت مدنی است که حکومت فعلی ایران هم مثل هر حکومت اقتدارگرای دیگر مطمئناً جلوی چنین حرکتی مقاومت می‌کند و تحت هیچ‌عنوان رضایت نخواهد داد که رفراندم صورت گیرد، یعنی مردم را فرابخوانید که باصندوق رای به آنها بگویند آری یا نه. بنابراین شما باید با سازماندهی آکسیون‌های مقاومت مدنی این حکومت را وادار به عقب‌نشینی کنید و فشار کافی ایجاد کنید که به چنین خواسته‌ای تن بدهد. البته روش‌های مقاومت مدنی، اگر بخواهم از ادبیات مبارزات اخیر کمک بگیریم، گوناگون است. شاید بیش از ۱۲۰ روش مقاومت مدنی تا کنون در کشورهای مختلف به کار گرفته شده است که یکی از آنها البته نافرمانی مدنی است، که ممکن است مردم قوانین را نقض کنند. اما ده‌ها روش دیگر هم وجود دارد. در گام چهارم باید آکسیون‌های مقاومت مدنی را با اهداف مقطعی و کوتاه‌مدت سازماندهی کرد و شکل داد. همه آنها نیز باید در یک‌سو و یک‌جهت باشند که آن‌سو هم باید در واقع رفراندم باشد. حال اگر همه کارها در گام چهارم درست انجام شود، و شما بتوانید فشار لازم را ایجاد کنید، آنگاه می‌توانید به گام پنجم برسید که برگزاری رفراندم است، که آن‌هم البته پیش زمینه‌ها و پیش‌شرط‌های لازم خود   را می‌خواهد.  &lt;BR&gt; لذا به نظر من آن فراخوان در خدمت هدفی که در گام دوم داشت اتفاقا اکسیون موفقی بود. به مقدار کافی مخالفت و موافقت و صحبت شد. هم چنان که شما هم اشاره کردید شاید به یک معنی حداقل کم‌نظیر بود. از این نظر که اکنون این تفکر مطرح شده و تخم آن کاشته شده است و ما در آستانه گام سوم قرار داریم. اگر چه به نظر من هنوز ما در گام دوم کارهای زیادی داریم که باید انجام دهیم. مثلا هنوز ما نقدهای جدی به قانون اساسی فعلی نزده‌ایم. نوشتجات و سمینارها و نقدهای بسیاری در زمینه تدوین دورنمای آینده یا بحث‌های جدی در خصوص رئوس یک قانون اساسی دمکراتیک که چگونه باید باشد و از چه مشخصاتی باید برخوردار باشد، یا بحث در روش‌های مقاومت مدنی یا سازمان‌های متناسب با آن لازم است که هنوز صورت نگرفته است. خوشبختانه در این گام سوم هم اکنون کوشش‌های زیادی انجام شده و می‌شود. بحث‌های مختلفی هم تا کنون صورت گرفته در زمینه این که چه نوع سازمانی، چه نوع تشکلی، چه نوع هم‌سوئی و هم‌جهتی لازم است. طبیعتا پرداختن به این مسائل طمانینه خاص خود را هم دارد.  &lt;BR&gt;   این را هم اشاره کنم که من با هیجان‌های مقطعی و حرکت‌هایی که ناگهان بخواهد هیجان بوجود بیاورد و یک فضای توهمی ایجاد کند، خیلی موافق نیستم. برای اینکه تجربه کشورهای دیگر و هم‌چنین تجربه سی و چند سال کار سیاسی خودم شخصا   هم نشان می‌دهد که در فضای هیجانی و کارهای هیجان‌زده شانس این که شما بتوانید پروژه دمکراسی را پیش ببرید کم است. در فضای تب‌آلود و هیجان‌زده امکان بروز فاشیسم بیشتر است تا دمکراسی. بالعکس برای دمکراسی بیشتر باید عقل مردم را به کمک گرفت ولو کندتر، ولو آرام‌تر. باید اجازه داد که پاره‌ای بحث‌ها به قدر کافی به اصطلاح پا بخورد و بقدر کافی موافق و مخالف پیدا کند و با طمانینه باید کار خود را پیش ‌برد.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; تلاش ـ البته درست است. بحث‌های زیادی در سطح جنبش سیاسی می‌شود، اما این که آیا آنها در جهت تبیین و گسترش مفهوم خواست فراخوان ملی برگزاری رفراندوم و بیانیه آن باشند، جای تردید بسیار است. ولی اجازه بدهید، پرسش قبلی خود را از زاویه دیگری پیگیری کنم. از زاویه موقعیت فراخوان رفراندوم در داخل.  &lt;BR&gt; می‌دانیم یکی از امتیازاتی که برای طرح و بیانیه فراخوان رفراندوم شمرده می‌شود، پاگیری آن در داخل است. با این که ابتکار این عمل در دست نیروهای داخلی بوده است، اما از سوی آنها نیز در دفاع و اشاعه این خواست، حرکت درخور توجه‌ ای دیده نمی‌شود . کسانی هم که به تازگی از داخل آمده‌اند، حتا یکبار هم نشده که این خواست را به عنوان یکی از مطالبات ایرانیان در مجامع بین‌المللی مطرح نمایند . نمونه دیگر جنبش دانشجوئی است. شما سابقاً در ایران ارتباطات گسترده‌ای با دانشجویان داشتید. دانشجویان آرمانخواهی که «جنش اصلاحات» و وعده تغییرات از درون حکومت، در دلشان امیدهای بسیاری ایجاد کرده بود و مبارزات جمعی پرشوری را شجاعانه سازمان می‌دادند. پس از ناامیدی از جنبش اصلاحات هم آنها در موقع انتشار و جمع‌آوری امضا و حمایت از بیانیه فراخوان از پرخروش‌ترین مدافعان رفراندوم بودند. اما امروز به نظر می‌رسد رهبران جنبش دانشجوئی تنها مانده و تنها مبارزه می‌کنند. بسیاری از آنها در زندان‌ها هستند، برخی نیز از کشور رانده شده‌اند. از میان استادان و دانشجویان نیز فریادی در دفاع از این خواست شنیده نمی‌شود. علت رها نمودن ایده و طرح رفراندوم از سوی نیروهای داخل چیست؟  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; سازگارا ـ اجازه دهید من به این سئوال شما با سئوال متقابل پاسخ دهم و بعد به نکته‌ای که می‌خواهم اشاره کنم. الان اساساً از فضای سیاسی ایران چه نوع صدائی می‌شنوید؟ رفراندم   که سهل است آیا الان اصلا راه‌حل سیاسی دیگری یا حرف دیگری از طرف نیروهای سیاسی ایران می‌شنوید ؟ به اعتقاد من نه! برای اینکه یک دلیل کلی دارد. هر صاحب‌نظر سیاسی، هر مشاهده‌گر جامعه ما، هر خبرنگار یا سیاستمداری که به ایران سفر می‌کند، اولین چیزی که نظرش را جلب می‌کند این است که جامعه ما در یک وضعیت افسردگی سیاسی بسر می‌برد. این افسردگی سیاسی قطعا مهمترین دلیلش شکست جنبش اصلاحات است. تعارف هم نباید کرد. ده سال یا ۹ سال پیش ملتی با تمام توان خود به یک موضوع و به یک حرکتی دلبسته بود. سالهای۷۶ به بعد بیش از ٨۰ درصد مردم از آن حرکت پشتیبانی کردند. رای دادند، وارد میدان شدند، روزنامه منتشر کردند، روزنامه‌ها را خریدند و خواندند، تظاهرات کردند و در صحنه حاضر بودند. اما بعد این جنبش شکست خورد. شاید از موارد نادری هم بود که ملت ما متجاوز از ۵   یا ۶ سال پای آن جنبش ایستاد. ملت ما معمولا کمتر از این‌ها حوصله می‌کند. اما ۵ یا ۶ سال مردم ما به آقای خاتمی رای دادند، آن هم دوبار، به مجلس ششم رای دادند به شوراها رای دادند و از فکر اصلاحات پشتیبانی کردند. این جنبش به وعده‌هایی که داده بود نتوانست عمل کند. یعنی چهار خواسته‌ای که جوهره آن بود، دمکراسی، حقوق بشر، جامعه مدنی و رفتن به خانواده جهانی، هر چهار وعده به نتیجه نرسید. بنابراین خیلی ساده باید گفت جنبش اصلاحات شکست خورد. این حرف به این معنا نیست که جنبش اصلاحات تاثیری در جامعه ما نداشت. تاثیر داشت و تاثیرات بسیار مهمی هم داشت. ولی به هرحال در مجموع شکست خورده است. درست مثل انقلاب مشروطه، انقلاب مشروطه خیلی ساده می‌خواست؛ حکومت استبدادی را مقید و مشروط به قانون بکند، پارلمان ایجاد کند، می‌خواست پارلمانتاریسم وجه غالب حکومت شود. وقتی ۱۴ سال بعد رضاخان کودتا کرد و بعد از مدتی هم شاه شد، از انتخابات مجلس ششم، یا هفتم درب این پدیده هم بسته شد. عملاً انقلاب مشروطه نتوانست به وعده‌ای که به مردم داده بود، عمل کند و   مجددا سر از استبداد سنتی جامعه ما درآورد. با وجود این، به نظر من، هنوز هم انقلاب مشروطه مهم‌ترین حادثه یکصد ساله اخیر جامعه ایران است. تاثیرات آن هنوز هم باقی است. به این معنا جنبش اصلاحات هم در ایران شکست خورد. اما این بدان معنی نیست که تاثیرات آن در جامعه باقی نیست. معمولا پشت این قبیل حرکت‌ها ـ مثل مشروطه، مثل حرکت ملی کردن نفت، مثل خود انقلاب اسلامی ـ امیدهای اجتماعی وجود دارد. وقتی شکست می‌خورند، یک دوره افسردگی و دلسردی درجامعه بوجود می‌آید، تا مردم باور نکنند که راه‌حل دیگری می‌تواند آنها را نجات دهد، تا اعتماد نکنند که حرکت دیگری به روش دیگری و گزینه دیگری وجود دارد، این افسردگی ادامه پیدا خواهد کرد. در پرانتز عرض کنم اتفاقا یکی از اهدافی که پشت مطرح کردن ایده رفراندم قرار داشت و قرار دارد این است که آرام آرام مردم را به راه‌حل دیگری امیدوار و متمایل کند، ولی این زمان خود را می‌خواهد.  &lt;BR&gt; نکته دوم که در خلق فضای فعلی کشور تاثیر دارد؛ مسئله انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری در ایران است. این قابل پیش‌بینی بود که چون خود حکومت در ایران به رای مردم احتیاج دارد به انتخابات ریاست جمهوری دامن خواهد زد و چند ماهی افکار عمومی مردم را درگیر خواهد کرد. همین اتفاق هم رخ داد. ولی از دل این انتخابات یکباره کسی رئیس جمهور شد که هیچکس توقع نداشت و همه شواهد نشان می‌دهد که حداکثر ۱۶ میلیون نفر در رای‌گیری شرکت کرده‌اند. بنابراین تا ۲۶یا ۲۷ میلیون آمار رای‌دهندگان که اعلام شد حدود ده میلیون کم و بیش تقلب شده و کسی هم از صندوق بیرون آمد که به هیچ‌وجه تناسبی با خواست‌های مردم نداشت. خود این امر جامعه ما را در یک بغض و وضعیت بهت فروبرد. بهت و حیرت اکثریت مردمی که رای نداده بودند. برای آنها این تصور ایجاد شد که نکند؛ یک اکثریتی در جامعه وجود دارد که رای می‌دهد و چنین فردی را می‌خواهد و چنین روش اداره کشور را قبول دارد. بخصوص اینکه رئیس جمهوری هم که تراشیده شده و از دل این انتخابات مشکوک و مسئله‌دار بیرون آمده، آدمی است که خیلی شعارهای عوامفریبانه می‌دهد و خیلی هم حرف‌های عامیانه می‌زند. بقول یک خانم بازنشسته آموزش پرورش که در ایران است و چندی پیش من با او تلفنی صحبت می‌کردم، می‌گفت؛ ظاهرا از وقتی این فرد انتخاب شده همه ما عوام شده‌ایم. از بس که از این فرد حرف‌های عوامانه و عوامفریبانه می‌شنویم. خوب این هم بهت دومی است که به ما تحمیل شده است. به نظر من این دومی خیلی زود از تب خواهد افتاد. همین الان هم تاحدی عرق کرده است. فضای جدید، فضای بحران پشت بحران است. ملت وقتی می‌بیند در آستانه تحریم اقتصادی است، در آستانه جنگ، جنگی با اسرائیل، منطقه و آمریکاست، بعد تورم افسار گسیخته‌ای در جامعه وجود دارد که مردم انتظار آن را نداشتند، رکود بازار معاملات، بورس، صنعت و... هرکدام از این شوک‌ها جامعه را دچار سکته می‌کند. در یک سال گذشته ۵ تا ۶ شوک از این گونه به جامعه وارد شده است. تجربه من در سیاست این است که باید اندکی حوصله کنیم و آرام بنشینیم. طنابی که اینها فراهم کرده‌اند و می‌خواهند به گردن جامعه بیاندازند و بکشند، مطمئنا گلوی خودشان را فشار خواهد داد. بی‌تجربگی در اداره کشور، تغییر و تبدیل در سطوح مختلف، کنار زدن عده‌ای که در هر صورت تجربه‌ای پیدا کرده بودند،همگی بحران‌هایی را به وجود آورده و خواهد آورد. در مقاله‌ای که اخیرا تحت عنوان سپاه و سه انحراف نوشته‌ام و شما نیز به آن اشاره کردید، سعی کرده‌ام نشان دهم که حکومت ایران که اساسا پایگاه قدرتش روحانیت و بازار بود، هم‌اکنون آن پایگاه به سپاه و یک سازمان نظامی ـ امنیتی تبدیل شده است. یعنی هم‌زمان با وجود همه این مشکلات یک انتقال پایگاه قدرت هم اتفاق افتاده است. انصافاً هم باید گفت؛ از زمان مشروطه تا کنون به لحاظ حجم ندانم کاری این دولت بی‌نظیر بوده است. من پیش‌بینی می‌کنم و در همین‌جا   اعلام می‌کنم؛ با افزایش تصدی‌گری و با ندانم‌کاری در اداره کشور این دولت، به جرات تبدیل خواهد شد به فاسدترین دولت‌های ایران از مشروطه تا کنون. زیرا تمام ابزار تولید فساد را خلق کرده است. یک چنین پدیده‌ای یعنی یک دولت تحمیلی عجیب و غریب هم که باید آن را دولت مقام رهبری نامید، اضافه بر شکست جنبش اصلاحات روی دوش مردم بار شده است. بنابراین هم‌اکنون توقع زیادی است که فکر کنید مردم می‌توانند دست به کاری بزنند. هر سیاستمدار هوشیار الان که به صحنه نگاه می‌کند، باید متقاعد شود که کمی باید صبر کند. به نظر من عمر وعده‌های دولت آقای احمدی‌نژاد و حرف‌هایی که زده به زودی به سرمی‌آید. در   شش ماهه دوم امسال شما خواهید دید که تزریق افزایش درآمد نفت ایران همان‌طور که در دهه ۵۰ حکومت شاه را به سرگیجه دچار کرد، حکومت جمهوری اسلامی را هم درگیر خواهد کرد. یعنی از یک طرف تورم افزایش می‌یابد ـ همین ۵ ماهه اول سال به بالای ۲۵ درصد رشد رسیده است ـ و از طرف دیگر هم‌زمان رکود تسریع خواهد شد. یعنی ورود بی‌رویه کالای خارجی با پول نفت، کارخانجات داخلی را به ورشکستگی کشانده و خواهد کشاند. حقوق کارگران را ندارند بدهند. دستمزد را نمی‌توانند بپردازند. به جز اینکه عرض کردم این دولت پیشاپیش به مراکز پیمانکاری هم حمله کرده به کارهای مملکتی هم به شکلی دیگر حمله کرده است. اینها به رکود بیش از پیش دامن خواهد زد. سرمایه‌گذاری بخصوص سرمایه‌گذاری داخلی ـ چون سرمایه‌گذاری خارجی مدت‌هاست دچار رکود است ـ در ایران با رکود مواجه خواهد شد. بنابراین از این بهت و حیرتی که مردم دچارش شده‌اند، آرام آرام بیرون خواهند آمد. همین آخر شهریورماه یک حادثه مهمی در پیش روی ایران است و سئوال روز و مهمی هم می‌باشد. آیا ایران قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را برای تعویق غنی‌سازی اورانیوم می‌پذیرد یا خیر. اگر بپذیرد تبعاتی دارد. یکسال عدم پذیرش آن را در بوق و کرنا دمیده‌اند. مردم تهییج شده و در برابر حکومت طلبکار خواهند شد؛ که این حق مسلم ما پس چه شد. و یا با تحریم ایران و فشارهای مختلف بین‌المللی مواجه خواهند شد. از این حادثه که بگذریم چند حادثه دیگر هم در منطقه رخ داده است. یکی از آنها همین مسئله جنگ‌افروزی ایران در لبنان بود که به قیمت جان هزاران لبنانی و آواره شدن یک میلیون انسان و چندین میلیارد دلار خسارت به ملت لبنان انجامید. برای اسرائیل هم بیش از صدهزار آواره و ۱۷۰ تا ۱٨۰ نفر کشته و میلیاردها دلار هزینه در برداشت. جنگی که در واقع آتش آن‌را ایران روشن کرد، اما به نظر می‌رسد حاصلش این شده که حزب‌الله   ـ کارتی که ایران در دست داشت   در این بازی از دست رفت ـ از مرز اسرائیل کنار زده شده است. همین حادثه در مورد عراق هم رخ داده است. همین امروز سخنگوی دولت آمریکا در عراق به شکل تهدیدآمیزی مطرح کرده که شواهد روشنی در دست است مبنی براینکه ایران در عراق سلاح و بمب‌های مختلف توزیع می‌کند. به این ترتیب ما یک درگیری هم در عراق خواهیم داشت. بنابراین وقتی همه اینها را مشاهده می‌کنیم، باید شما حق بدهید؛ ملت ایران که هوشیارانه و نگران این مسائل را دنبال می‌کند، در حال حاضر توجه‌اش به جای دیگری جلب نشود. اما به نظر من بهت و حیرت ناشی از عملکرد دولت احمدی‌نژاد بعد از یکسال زایل شده و مردم خود را دوباره بازخواهند یافت.  &lt;BR&gt; اگر ما این بهت و حیرت را از سر مردم رد کنیم. آن تخمی که کاشته شده، بنام گزینه رفراندم، امکان پیدا می‌کند، با حوصله بیشتر و وقت بیشتری رشد کند. در واقع گوش شنوائی پیدا می‌کند. و ما باید با کمک آن گزینه سعی کنیم دلسردی و افسردگی مردم را رفع کنیم. امید را به مردم برگردانیم با تکیه روی این که یک راه عملی مثل رفراندم می‌تواند کار کند و این راه‌حل کارآمدی دارد.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; تلاش ـ در تأئید سخنان شما در باره وضعیت اجتماعی می‌توان شواهد زیاد دیگری آورد. در درستی تصویری که از روند حوادث دادید تردیدی نداریم. اما در باره نتیجه‌گیری که می‌کنید، باید قدری تأمل کرد. صبر و حوصله سیاسی درست است ولی فضای سیاسی هیچگاه از حضور و فعالیت نیروها خالی نمی‌ماند. در همین شرائط بهت و حیرت مردم و یا در لحظاتی که کشور با خطرات بسیاری مواجه است، امکان فراروئیدن راه‌های نادرست هم وجود دارد. به عنوان نمونه راه عراقیزه شدن ایران یا تحریک گروه‌های جدائی‌طلب و یا «آزاد کردن ایران» به یاری نیروهای خارجی و... ما در همین یکسال گذشته با حوادث بسیار نگران کننده و طرح‌های ماجراجویانه‌ای روبرو بوده‌ایم. مسلماً اگر روی راهکارهای اصولی کار نشود و اگر به انتظار رفع بهت‌زدگی مردم بنشینیم، امکان تن دادن به راه‌های ظاهراً سهل‌الوصول، که اتفاقاً در شرائط بهت و یأس، احتمال پذیرش آنها بیشتر است، وجود دارد.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; سازگارا ـ بله این صحبت شما کاملا درست است. حرفی که من می‌زنم به معنای پاسیو بودن یا غیرفعال بودن نیست. فقط می‌خواستم توجه شما را به این نکته جلب کنم. چون شما سئوالتان این بود که چرا مثلا هرکس از ایران می‌آید، یا در داخل ایران یا خارج کشور فعالیت می‌کند، صحبت از رفراندم نمی‌کند. من می‌خواستم توجه شما را به این نکته جلب کنم که اساسا جامعه ما جامعه‌ای است که دو تجربه بد را از سر گذرانده است. بیرون آمدن از افسردگی ناشی از شکست جنبش اصلاحات زمان می‌برد. راه‌حل‌های جایگزین هم باید جا بیفتند و بتوانند مردم را از این افسردگی بیرون آورده و امید را به آنها بازگردانید، که به نظر من این راه‌حل رفراندوم کارآمدی دارد. دوم این که بهت و حیرت ناشی از سرکار آمدن یک دولت تندرو بی‌منطق که در یکسال گذشته فقط بحران آفرینی کرده، آن‌هم بحران‌های بزرگی که هر یک از آن‌ها دورنمای زندگی را برای مردم ایران خیلی تیره و تار نشان می‌دهد، بنابراین باید به مردم حق داد که الان به هیچ چیزی فکر نکنند برای اینکه به اندازه کافی این دو مشکل برشانه‌های آنها سنگینی می‌کند. البته این اصلا بدین معنا نیست که کسی که در میدان سیاست است یک سیاستمدار است، بگوید که می‌نشینم و هیچ‌کاری نمی‌کنم. نه خیر. خوب باید به اقتضای آن مشکلاتی که وجود دارند، فعال بود و با حفظ آن استراتژی عمومی فعالیت کرد. حضرت علی جمله‌ای دارد و می‌گوید؛ هرکس در غیرموقع به قدرت نزدیک شود، هم چون کسی است که روی زمین بیگانه کشت می‌کند. شما اگر توقعی را در غیرموقع‌اش داشته باشید، سنگ روی یخ خواهید شد. این به نظر من مشکلی است که گاهی پاره‌ای از سیاست‌پیشگان ما بخصوص در خارج از کشور به آن مبتلا می‌شوند. مثلا نگاه کنید خیلی کسان هستند که الان ۲۷ سال است چه در داخل و چه در خارج همیشه دوست دارند جامعه ایران را در آستانه بحران توصیف کنند. علت در واقع این است که بعد از آن بحران را دوست دارند. مثلا به دنبال این هستند که حادثه‌ای مثل آذرماه سال ۵۷ در ایران اتفاق بیفتد. همه هم در این حوزه شانس خود را امتحان کرده‌اند. فکر کردند اگر یک اطلاعیه‌ای برای یک اکسیون بدهند، حالا این اکسیون آمدن در خیابان‌ها باشد، چراغ ماشین‌ها را روشن کردن باشد یا اعتصاب غذا و یا انواع اکسیون‌های دیگرمردم به پامی‌خیزند و حادثه‌ای مثل انقلاب اسلامی تکرار می‌شود. بعد تعجب می‌کنند که چرا هیچ‌کس استقبال نکرد. تنها صد نفر، دویست نفر یا هزار نفر بعنوان تماشاچی آمدند و ایستادند و تماشا کردند. علت آن است که فرض قبلی که کشور را در آستانه بحران می‌بینند غلط است. علاوه بر این اصولاً ما که حرکت‌های اجتماعی را در زندگی خود تجربه کرده‌ایم، جریان بزرگی مثل انقلاب اسلامی را از نزدیک شاهد بودیم، باید بدانیم؛ حادثه مهمی که در تظاهرات مختلف آن ظرف شش ماه به طور فشرده میلیون‌ها نفر آمدند در خیابان‌ها و شعار دادند و به اعلامیه‌های رهبری گوش کرده و از آنها تبعیت کردند، این حادثه را خیلی‌ها می‌بینند، اما توجه نمی‌کنند که پشت چنین حادثه‌ای لااقل دو دهه کار فکری نشسته بود؛ فکر انقلابی و گفتمان انقلابیگری اقلا در دو دهه قبل از آن به گفتمان مسلط در جامعه ما بدل شده بود. به صورت آمال و آرزوهای روشنفکران جامعه، سیاستمداران ما و جوانان و پیران ما در آمده بود. ثانیا گروه‌ها و تشکل‌های مختلف با گرایشات گوناگون همه به این فکر کمک رساندند، همه آرمان‌ها پشت سر آن بسیج شده بود. همچنین حوادث بین‌المللی هم در همان مقطع در سطح جهان به آن یاری رساند. اگر کارتر در آمریکا سرکار نیامده بود و اندکی از فشار ساواک و دیکتاتوری شاه کم نمی‌شد، ممکن بود این اتفاق لااقل به این شکل نیفتد. این که جامعه جرات کند قدمی بردارد و حرفی بزند خیلی اتفاقات دست به دست دادند. این آقای خمینی نبودکه انقلاب اسلامی را ایجاد کرد، این یک فرایندی بنام انقلاب بود که شکل گرفت، ده‌ها نفر، صدها نفر هزاران نفر در سازمان‌های مختلف کار کردند، در بین دانشگاهیان در بین روحانیون و همه را به حساب آقای خمینی می‌ریختند. این مکانیزم بیشتر از پائین به بالا بوده تا از بالا به پائین. البته آقای خمینی هم زیرکی خود را داشت و آرام، آرام حرکت کرد و بموقع از فرصت‌ها استفاده کرد. ولی در خلق حادثه‌ای که در واقع نتیجه بسیج عمومی مردم بوده، خیلی حوادث نقش داشته‌اند تا آن حادثه رخ دهد. من نکته‌ای را که می‌خواهم بگویم این است که خیلی از افراد به نظر من، حتی در همین انتخابات ریاست جمهوری گذشته، فکر کردند مثلاـ به تقلید از اوکراین ـ حول یک انقلاب رنگی، مردم جمع می‌شوند و می‌آیند در خیابان. غافل از اینکه این قبیل اتفاقات به ده‌ها پارامتر بستگی دارد. در همین اوکراین چند سال کار شد و همان تظاهرات هم از مدت‌ها قبل تدارک دیده شده بود. به هرحال مراد این است که در سیاست راه میانبر نداریم. یک مرتبه یک رژیم نمی‌پاشد. منفجر نمی‌شود و دود نمی‌شود برود آسمان. این مسئله کار می‌برد. باید تدارک آن کار را دید و ما اگر معتقدیم که می‌خواهیم به دمکراسی گذار کنیم، باید فکر دمکراسی به گفتمان و اندیشه مسلط در جامعه تبدیل شده باشد. اگر شما می‌خواهید از یک حکومت دینی به یک حکومت سکولار برسید، باید ابتدا در عالم نظر آن فکر حکومت دینی شکست خورده باشد ـ چیزی که من هنوز شک دارم ـ یک جنگ تئوریک قوی بر سر آن باید شده باشد. اما بر عکس ما می‌بینیم بجای اینکه به حکومت دینی و انقلابی در ایران از موضع درست و متناسب با عصر جهانی شدن حمله شود، هنوز از موضع ناسیونالیستی و ماقبل ناسیونالیستی و ماقبل گفتمان انقلابی در ایران بدان حمله می‌کنند گفتمانی که یکبار در مقابل گفتمان انقلابی شکست خورده است. در حالیکه رژیم موجود بیش از اینکه از گفتمان دینی تغذیه کند از گفتمان انقلابی دارد تغذیه می‌کند. و حتی از گفتمان ناسیونالیستی تغذیه می کند، با تکیه برافتخار ملی و از طریق مسئله اتمی در حال خلق پایگاه مشروعیت برای خود است. شما تا اینجا اگر با یک رژیمی به لحاظ نظری تسویه حساب نکرده باشید و به عقول مردم نزدیک نشده باشید و آنها قانع نشده باشند، مطمئن باشید هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; تلاش ـ می بخشید آقای سازگارا که صحبتتان را قطع می‌کنم. بحث ما همین‌جاست و شما روی نکته مهمی انگشت گذاشتید. اتفاقاً بحث بیاینه رفراندوم، که خود شما از آن به عنوان حامل یک گفتمان جدید یاد می‌کنید، آن زمینه و بستر مناسبی بود که فکر دمکراسی می‌توانست بر آن ترویج و تعمیق داده شود، آن هم در میان سرآمدان و نیروهای سیاسی جامعه. اما روی این طرح و پشتوانه گفتمانی دمکراسی و حقوق بشری آن کار پیگیر صورت نگرفت و به نظر ما این ایده رها شد.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; سازگارا ـ ما نباید دو موضوع را با همه مخلوط کنیم. وقتی صحبت از رفراندم است، خوب رفراندم یک روش می‌باشد. روش پیشنهادی که بشما می‌گوید چگونه حکومت را از غیرمردمی به یک حکومت دمکراتیک انتقال دهیم. این روشی است که می‌گویند حاکمیت صندوق رای. اما بحثی را که من قبلا می‌کردم اصولا خود بحث دمکراسی است، پیش‌شرط‌های دمکراسی، زمینه‌های دمکراسی است. به عنوان نمونه الان یک بحث جدی در جامعه ما مطرح است، که نشان دهنده سردرگمی در جامعه ما در مورد حکومت دمکراتیک است. تشکیل حکومت دمکراتیک سه شرط یا سه سطح دارد. این سه سطح چیست؟ نظام سیاسی دمکراتیک در درجه اول به یک قانون اساسی دمکراتیک احتیاج دارد و همچنین به قوانین موضوعه‌ای که دمکراتیک باشند. قوانینی که تشکیل یک حکومت دمکراتیک بر مبنای آن امکان پذیر باشد. قانون اساسی جمهوری اسلامی در واقع تحت هیچ شرایطی یک قانون اساسی دمکراتیک نیست و مشخصات دمکراسی را ندارد. و آن سه مشخصه حکومت دمکراتیک که مردم بتوانند حاکمین را انتخاب کنند، اقلیت هر چقدر که ناچیز باشد بتواند انتقاد کند و هرگاه هم که مردم حاکمان را نخواستند یا به تعبیری آن اقلیت، اکثریت شد بتوانند حاکمین را عزل کنند، آن هم نه با خشونت بلکه به مسالمت! بقول پوپر تغییر هرچه غیرخشونت‌آمیز و هرچه مسالمت‌آمیزتر باشد، حکومت   دمکراتیک‌تر است. یا مردم می‌توانند مسالمت‌آمیز حاکمین را عزل کنند یا نه که معنی آن دیکتاتور بودن حکومت است. به این ترتیب شرط سوم شرط لازم و کافی است. خوب اگر این سه شرط در حکومتی باشد، می‌گوئیم آن نظام سیاسی، دمکراسی و حکومت دمکراتیک است. حالا اگر این حکومت هم ملزم به حقوق بشر باشد، به نوعی حکومت دمکراتیک لیبرال می‌شود. چرا؟ برای این که در آن صحبت از برابری مردم، حقوق مساوی و هر فرد یک رای می‌شود. همانطور که عرض کردم قانون اساسی جمهوری اسلامی این سه شرط را ندارد. نه تساوی حقوقی برای انتخاب شدن بین مردم وجود دارد، نه مردم آزادانه می‌توانند رای بدهند ـ به دلیل شورای نگهبان ـ نه می‌توانند رهبر را عزل بکنند. هیچ راهی برای عزل وی ندارند و نه می‌توانند از او انتقاد کنند. اما سطح دوم، سطح سازمان‌های اجتماعی است. احزاب، سندیکاها، انجمن‌ها، مطبوعات و سازمان‌های اقتصادی غیردولتی. سطح سوم، سطح رفتار فردی مردم است. میزان تحمل‌پذیری آنان در مقابل عقیده مخالف، سطح مشارکت‌پذیری در سازمان‌های سطح دوم و کلا آنچه که به عنوان اخلاق و تربیت دمکراتیک نزد اشخاص مطرح می‌شود. در جنبش اصلاحات، ما می‌خواستیم با ایجاد دوگانگی در راس حاکمیت فضای مناسبی ایجاد کنیم که بتوان جامعه مدنی را رشد داد. یعنی از سطح دوم آغاز کردیم. به این امید که با ایجاد سازمان‌های اجتماعی، بستر مناسبی برای دمکراسی فراهم شود. اما دیدیم که سرنوشت جنبش اصلاجات چه شد. در واقع به دلیل مشکل در سطح اول وحضور قانون اساسی و قوانین موضوعه غیردمکراتیک و اختیاراتی که در عمل و به تبع آن قانون برای رهبری به وجود آمده بود راه توسعه سازمان‌های اجتماعی و سیاسی و تاثیرگذاری آن‌ها هم بسته شد که معروفترین آن مطبوعات است. الان در میان روشنفکران ما مد شده که معمولا به مواردی از اخلاق استبدادی مردم ایران اشاره می‌کنند، یعنی به موارد درستی از سطح سوم، بعد اما نتیجه می‌گیرند که ما ملت لیاقت دمکراسی نداریم. بدون آنکه به ضرورت تغییر در سطح اول اشاره‌ای بکنند. به نظر من بدون تغییر در سطح اول اصلاح در سطوح دوم و سوم در ایران امکان‌پذیر نیست. تجربه عملی هم همین را نشان می‌دهد. از قانون اساسی فعلی کشور و قوانین موضوعه ما، امکان عبور به دمکراسی وجود ندارد.  &lt;BR&gt;   در یک قانون اساسی دیکتاتوری ـ و بدتر از آن قانون اساسی استبدادی ـ حرف یک نفر عین قانون است. در خصوص جمهوری اسلامی، پس از ٨ سال جنبش اصلاحات، معلوم شد که تشکیل نهادهای مدنی عملاً ناممکن است. یعنی آن قدرت استبدادی مطلقه به شما اجازه نمی‌دهد که بروید و نهادهای مدنی نظیر سندیکا، انجمن، حزب، و... درست کنید. پایه اقتصادی آنها را که متعلق به مردم است، بسازید. مطبوعات آزاد، رادیو تلویزیون آزاد درست کنید. نه تا کنون گذاشته و نه خواهد گذاشت. به طریق اولی به نظر من تجربه همین ٨ سال گذشته، و باضافه تجربه ۲۰۰ سال گذشته نشان داد که در حضور قدرت استبدادی که بالاسر مملکت می‌نشیند، ایجاد اخلاق دمکراتیک مردمی هم عملاً ناممکن است. در پاسخ به کسانیکه می‌گویند ما باید برویم کار فرهنگی کنیم تا مردم تربیت دمکراتیک پیدا کنند، باید گفت که نقش برآب می‌زنند. بقول تهرانی‌ها بخیه به آب دوغ می‌زنند. زیرا قدرت استبدادی از سوی دیگر مردم را به سمت دغل‌کاری، دوروئی و چندرویی و فساد اجتماعی، اقتصادی سوق می‌دهد. اجازه بدهید این نتیجه را بگیریم ـ و من خودم سخت طرفدار این هستم ـ که اولین گام ما برای گذار به دمکراسی این است که چهارچوب قانون اساسی فعلی را برهم بزنیم. قانون اساسی جمهوری اسلامی در واقع استبدادی است که ما جامه قانونی بر تن آن کرده   و استبداد را قانونی کرده‌ایم. اگر ما آن را به هم نزنیم هیچ اتفاقی در ایران نخواهد افتاد. شواهد زیادی هم دارم که اتفاقا در کشورهایی که موفق به تغییر قانون خود شده‌اند، با تغییر قانون اساسی و پاسداری از آن قانون جدید، آرام آرام سطوح دوم و سوم هم محقق شده است. یعنی هم نهادهای مدنی خلق شده‌اند و هم رفتار مردم بتدریج تغییر کرده است. اما برعکس آن را سراغ ندارم. یعنی جائی شما حکومت استبدادی و دیکتاتوری داشته باشید، اما دلتان خوش باشد که در جامعه نهادهای مدنی دارید یا رفتار مردم دمکراتیک بشود. البته حداقل‌هایی در هر جامعه‌ای لازم است تا شما بتوانید صحبت از دمکراسی بکنید. مثلا حداقلی از سوادآموزی، حداقلی از شهرنشینی، حداقلی از آزادی زنان. این‌ها جزء پیش‌شرط‌هایی است که اگر اصلاً در جامعه‌ای وجود نداشته باشند، اساسا معلوم نیست که بتوان صحبت از هر نوع حکومت دمکراتیکی کرد. بعد از این حداقل‌ها، مهمترین امر، داشتن آن قانون دمکراتیک است. به نظر من این خود یک بحث جدی و مهمی است.  &lt;BR&gt;   در یک طرف شما اصلاح طلب‌های داخل را دارید که عمدتاً از نیروهای اسلام‌گرای کشور و سخت مدافع این هستند که خوب ما الان چه‌کار داریم به ساختار این نظام. هزاری هم که شما اصرار داشته باشید؛ که آقا از دل ساختار این نظام اصلا نمی‌توان به جائی رسید، آزموده را آزمودن خطاست، ما ٨ سال را با این امید طی کردیم، اما آنها هنوز صحبت از این می‌کنند که ما باید نهادهای مدنی درست کنیم، حالا اگر شده با التماس و گدائی از قدرت. باید از رهبری بخواهیم که   یک کمی کمتر تو سرمان بزند، بلکه بتوانیم دو تا نهاد مدنی درست کنیم. عده‌ای هم راه دیگری را می‌روند، بر این انگشت می‌گذارند که   ما چگونه ما شدیم. آنها می‌گویند که ایرانی‌ها دوهزار سالی است که این گونه هستند و فرهنگ ما استبدادی است و... خلاصه اینکه نتیجه این گونه سخنان این است که فعلا اصلا ـ طلوع خورشید ـ منتفی است. فعلا اصلا فکر حکومت دمکراتیک را از سرمان بیرون کنیم. من بجای اینکه برای بعضی از این آقایان استدلال بکنم فقط به یک نکته متوجه‌اشان می‌کنم   به این که در ٣۰ سال گذشته ما ۶۷ مورد از کشورهائی را داریم ـ از پرتقال و اسپانیا گرفته تا همین اوکراین ـ که از حکومت‌های اقتدارگرا و دیکتاتور به حکومت‌های دمکراتیک گذار کرده‌اند. البته نتیجه کار هم یکسان در نیآمده، دمکراسی در جایی بهتر و در جائی بدتر است. ولی بالاخره این گذار اتفاق افتاده است. به آنها می‌گوئیم شما ملت ایران را با هر شاخصی که می‌خواهید اندازه بگیرید، با هر شاخصی که ملتی را می‌توانید لایق دمکراسی بدانید، و بعد ایران را با این ۶۷ مورد مقایسه کنید، می‌بینید که ایرانی‌ها، حداقل در۲۰ نمونه اول جا می‌گیرند. پس چگونه می‌توانید نتیجه بگیرید که ایرانی‌ها لیاقت‌شان همان جنتی و خامنه‌ای و احمدی‌نژاد است و نباید حالا حالاها کاری داشته باشیم و فقط باید برویم دنبال کار فرهنگی، که البته   خود همین حرف هم جای هزار سئوال است.   به عنوان نمونه چگونه می‌توان با حضور یک دیکتاتوری رفت و یک کار فرهنگی دمکراتیک کرد. وقتی روزنامه‌ها را تعطیل می‌کنند.کتاب را سانسور می‌کنند و حتی وقتی حرف می‌زنید می‌گویند تو دشمنی و روانه زندان‌تان می‌کنند. چگونه می‌شود کار فرهنگی کرد؟ چرا فکر می‌کنید نوبت تشکیل یک حکومت دمکراتیک برای ملت ایران نرسیده است. من مرادم از ذکر این نکات این بود که شما را متوجه این بکنم که عاقلان جامعه ما در یک سری بحث‌های مبنایی با همدیگر اختلاف دارند.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; تلاش ـ شما پیش از این روی بهت‌زدگی و افسردگی مردم در اثر شکست جنبش اصلاحات تکیه کردید. آیا فکر نمی‌کنید، رها کردن ایده رفراندوم نیز به نوعی موجب ناامیدی مدافعان آن نسبت به این ایده و ظرفیت آن برای تغییر ـ یا به قول شما برهم زدن قانون اساسی حکومت اسلامی ـ شد. آیا تصور نمی‌کنید، اگر تعریف دقیقی نسبت به مختصات و نظام ارزشی که با آن بیانیه ثبت شده است، و همچنین توضیح روشنی در باره راهی که باید ابتدا طی شود تا ما به مرحله رفراندوم برسیم، داده می‌شد و یا اگر امر رفراندوم به حد یک انتخابات ساده در چهارچوب حکومت اسلامی نزول داده نمی‌شد، می‌توانست از این ناامیدی در میان طرفداران رفراندوم جلوگیری بعمل آورد؟  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; سازگارا ـ خیر این توقع بیش از اندازه‌ای است که شما از یک فراخوان ساده داشته باشید. ممکن است مجموع آن فراخوان جوری تنظیم شده بود و کسانی‌که آن را نوشته بودند روی آن فکر و مطالعه کرده بودند و فکر آن بین داخل و خارج کشور رد و بدل شده بود. کلمات خیلی حساب شده انتخاب شده بود. ممکن است متن آن یک صفحه، مسائل بسیار دقیقی را رعایت کرده باشد. ولی همانطور که اول آن نوشته شده بود فراخوان برای درخواست برگزاری رفراندم بوده است. تصادفا من هم همان موقع وقتی دیدم در مقاله‌ای گفته شده است؛ این کلیکی که مردم پای درخواست می‌کنند خودش همان رفراندم است. همان موقع دادم به هوا رفت که نه خیر این فقط یک درخواست ساده است. این فراخوان توانست۲۰ ـ٣۰ هزار امضا جمع‌آوری کند و تا آن موقع که حکومت هنوز سایت را نبسته بود (من آمار پشت سایت را از مسئول فنی آن می‌گرفتم)، روزهای دوم یا سوم متوجه شدم در ایران بسرعت امضاء‌ها بالا می‌روند. حکومت هم وقتی متوجه شد سایت را فیلتر کرد. اگر اینطور نمی‌شد شاید امضاء‌ها به صدهزار هم می‌رسید. این کار فقط جمع کردن امضا برای یک درخواست بود، بیان این که بخشی از ملت ایران می‌خواهد رفراندومی برگزار شود تا بتوانند به کل قانون اساسی یا به کلیت نظام آری یا نه بگویند. توقعی که شما باید از این فراخوان داشته باشید در همین حد باید باشد.    &lt;BR&gt; اخیرا شخصی در یک سخنرانی اعلام کرد که من طرفدار رفراندم هستم اما نه رفراندم اینترنتی. و من وقتی این حرف را شنیدم، به خود گفتم؛ ای داد بیداد این دوست عزیز ما به خود حتی زحمت نداده که به این همه حرفی که گفته شده و نوشته شده توجه نماید. کسی به دنبال این نبوده و نیست که با قرار دادن یک درخواست روی اینترنت رفراندم برگزار کند. شاید اینجا حق با شما باشد و من با شما در این که انتقادی هست موافقم. شاید به دلیل کمبود کار سیاسی و راه‌حل‌های سیاسی در جامعه ماست که خیلی‌ها توقعات خیلی عجیب و غریبی داشتند. در ایران در نقد این حرکت پاره‌ای از دوم خردادی‌ها، آن را طرح کلیلک کلیک می‌خواندند، نقل می‌کردند که با این طرح فردا مردم دلسرد می‌شوند. به عنوان نمونه در یک میزگرد رادیویی که بی بی سی گذاشته بود، یکی از همین منتقدین می‌گفت؛ خوب حالا چند ده هزار نفر امضا می‌کنند و مردم بعد بیشتر دلسرد می‌شوند. البته همان موقع طی مصاحبه‌ها و مقالات متعدد توضیح دادیم که فکر نکنید انتشار یک برگ فراخوان ساده که می‌خواهد تنها درخواستی را مطرح کند به معنی سرنگون کردن حکومت است. اگر قرار بود حکومتی به این سادگی سرنگون بشود که غصه‌ای نداشتیم.  &lt;BR&gt; به هرحال فراخوان سندی بود در جهت عمق و وسعت دادن یک فکر. و این که این درخواست در سطح داخلی و بین‌المللی بعنوان گزینه‌ای مطرح شود که شد بخوبی هم مطرح شد. از نظر من نشان داده شد که فکر رفراندوم در جامعه و در میان بخشی از نخبگان زمینه خوبی دارد. حال ما می‌توانیم روی طرح فراخوان بنای مناسبی بکنیم و به گام دوم و سوم فکر کنیم.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; تلاش ـ به نظر شاید اندکی شگفت‌آور باشد که یک نفر در مقام امضا کننده بیانیه فراخوان ملی برگزاری رفراندوم با فردی که خود عضو هشت نفر اقدام کننده و انتشار دهنده بیانیه فراخوان بوده است، بر سر مفهوم و اهمیت آن به بحث و جدل بپردازد. ولی اگر این «درخواست» یعنی درخواست برگزاری رفراندوم، جدی بوده باشد ـ البته از سوی این امضا کننده جدی گرفته شده است ـ طبعاً باید بر حول آن بحث‌های نظری و توضیحی صورت می‌گرفت. علاوه بر این طرح‌های سیاسی خواه ناخواه در مقایسه با طرح‌های دیگر قرار گرفته، به چالش کشیده می‌شوند و کارآمدی خود را در مقایسه با طرح‌های دیگر و بر بستر واقعیت‌ها به اثبات می‌رسانند. اما در برابر رخدادهای بسیار در این یکسال و نیم و در برابر طرح‌های بسیار ماجراجویانه‌ای که از طرف بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی ارائه شده است، ما سخن زیادی از سوی اقدام کنندگان فراخوان رفراندوم نشنیدیم.    &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; سازگارا ـ اگر دیگران سکوت کردند، اما من به سهم خود با این نیروها مخالفت کردم و شما اگر حوصله کنید و به سایت شخصی من مراجعه کنید، متجاوز از شاید ده نوشته و سخنرانی و مصاحبه از من می‌بینیدکه نظرم را هم در مخالفت با حمله نظامی اعلام کرده‌ام و هم باکارهای افرادی امثال مایکل لدین ـ که البته کارهای او به شوخی بیشتر شباهت دارد و آدم سبکسری است. بحث تجزیه ایران هیچگاه جدی نبوده و بیشتر به شوخی می‌ماند. حتی در ردیف دوم و سوم دولت در آمریکا به خودشان زحمت ندادند راجع به این مسائل یک ساعت هم فکر کنند. ولی علیرغم شوخی بودن افرادی مثل مایکل لدین و از آن شوخی‌تر هم به نظر من کسانیکه که اساسا به یک چنین جلساتی می‌روند، علیرغم آن، اگر این موضوع را به من می‌گوئید من به سهم خودم مخالفت کرده‌ام. هم مقاله نوشته و هم مصاحبه کرده‌ام. البته غیر از من ده‌ها نفر دیگر هم در مورد این مسائل ایران جواب داده و مطلب نوشته‌اند و ادله خیلی بهتری هم از من آورده‌اند.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; تلاش ـ ما مطمئن هستیم که شما خیلی خوب متوجه منظور ما هستید. اما به نظر می‌رسد می‌خواهید به نوعی از کنار هسته اصلی پرسش ما عبور کنید و به آن پاسخ ندهید. اقدام به صدور بیانیه از طرف آن هشت نفر به صورت یک حرکت جمعی بود. در آن هنگام هم کسی نگفت مثلاً آقای سازگارا بیانیه داده است، یا خانم کار یا آقای زرافشان بیانیه داده‌اند. شاید اگر شما و سایر همکارانتان جریان را با همان فرم و ماهیت جمعی و حرکتی‌اش پیگیرانه دنبال می‌کردید، آنگاه تأثیرش در برابر برخی جریان‌ها و از جمله مایکل لدین، طرح‌های ماجراجویانه و نشستهای عجیب و غریب بیشتر بود. علاوه بر این طرح رفراندم ظرفیت خود را برای بدل شدن به یک حرکت نشان می‌داد و مردم طرفدار آن هم در میان طرح‌های مختلف تحت عنوان اتحاد نیروها و یا مبارزه با جمهوری اسلامی سرگردان و در نهایت ناامید نمی‌شدند.     &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; سازگارا ـ باید در اینجا با عرض معذرت بگویم که از نظر من رفراندم نه یک حرکت است و نه یک جنبش شاید من جائی واژه جنبش را در مورد رفراندم بکار برده‌ام اما سهوی بوده و عالماً و عامداً هیچوقت سعی نکرده‌ام صحبت جنبش رفراندم را بکنم. در مورد لغت حرکت هم که شما به کار می‌برید، به نظر من یک حرکت اجتماعی ـ سیاسی مختصاتی دارد. رفراندم هنوز در مرحله یک جنبش یا یک حرکت اجتماعی سیاسی نیست.  &lt;BR&gt; من معتقدم که فرد باید قدر و اندازه خود را بداند. به نظرم تصور اشتباهی از این فراخوان دارید. فراخوان برای امضای یک درخواست از طریق کامپیوتر بوده است. همین. هنوز در مرحله حرکت اجتماعی سیاسی قرار ندارد. من در تمام صحبت‌هایم می‌خواستم توجه شما را به این نکته جلب نمایم که بارور شدن یک گفتمان اجتماعی ـ سیاسی زمان می‌برد. حرکت ایجاد کردن در اجتماع مختصات و مقتضیاتی دارد. که فراهم نیست. اجازه بدهید که من نکته‌ای را نزد شما اعتراف بکنم؛ رفراندم در آذرماه مطرح شد و آقای خامنه‌ای در ماه بهمن در باره   انتخابات ریاست جمهوری گفته بود که ما به ۶۰ درصد رای نیاز داریم. من بنابرتجربه سیاسی خودم می‌دانستم که حکومت هر طوری شده ۶۰ ـ ۶۱ درصد رای را از صندوق‌ها بیرون خواهد آورد و برای اینکار آنها یک کارزار تبلیغاتی بزرگی را راه خواهند انداخت. در چنین شرایطی به نظر ما این رسید که ما که خواهان رفراندم هستیم باید این شعار را مطرح کنیم چون تحت تاثیرفضای تبلیغاتی انتخابات حتما مردم به تلاطم خواهند افتاد. البته طرح مشخص یا راه‌حلی هم نداشتیم. تنها فکری که به ذهن همه می‌رسید این بود که حداکثر یکی دو کاندیدا بدهیم که بروند و شعار رفراندوم را مطرح کنند. اما این راه‌حل به دلیل جو اپوزیسیون از دستور همه بیرون بود، از جمله خود من. چهار خط هم نوشتم که من به هیچ‌عنوان حاضر به کاندیدا شدن نیستم. اما می‌دانستیم که فضای تبلیغاتی مهمی را از دست می‌دهیم. به هر صورت ما راه‌حلی برای آن پیدا نکردیم به جز اینکه بچه‌ها زحمت می‌کشیدند هرجا که سخنرانی بود شرکت می‌کردند و مطرح می‌کردند که کاندیداتوری در این انتخابات معنی ندارد. البته تعدادی را نیز در دانشگاه‌ها ممنوع‌السخنرانی کردند و نگذاشتند که این موضوع ابعاد وسیعی پیدا کند. شاید اگر ما ابزار رسانه‌ای کافی در دست داشتیم، مثلاً رادیوی قوی و آبرومند و یا تلویزیون پربیننده می‌داشتیم شاید از این طریق می‌توانستیم کاری بکنیم. بنابراین همانطور که در پاسخم به پرسش اول شما گفتم مردم هنوز از بهت و حیرت این انتخابات بیرون نیامده‌اند. اگر ما این واقعیت‌ها را در نظر نگیریم آنوقت دچار اشتباه می‌شویم که خوب حالا با یک فراخوان برای امضای درخواست رفراندم مردم می‌آیند در خیابان و انقلاب می‌شود و حکومت را تغییر می‌دهیم.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; تلاش ـ البته آقای سازگارا تصور ما هم این نیست و نبوده است که امروز با یک بیانیه مردم به خیابان خواهند آمد و رژیم تغییر خواهد کرد. محور بحث ما این است که اولاً فراخوان رفراندوم همراه با بیانیه آن معنا و مفهوم خود را می‌یابد، بدان ویژگی می‌دهد و مشخصه آن‌چه را ما می‌خواهیم بیان می‌کند. ثانیاً این بیانیه می‌توانست پایه بحث‌های کسترده‌ای در میان سرآمدان جنبش سیاسی و کسانی که از آن حمایت کرده بودند قرار گیرد، خلاصه بر آن بنا شود و جنبش دمکراسی‌خواهی با اقداماتی به پیش برده شود. البته اگر پیگیری جدی‌تری وجود می‌داشت.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; سازگارا ـ بله درست است. بحث‌های سیاسی هم روی آن انجام شد. اما در شرایط امروز ایران با توجه به مسائل بسیار حاد و با توجه به اینکه همه ذهن‌ها متوجه بحران اتمی یا تحریم اقتصادی یا بحران‌های شدید اقتصادی است، طبیعی است که این ذهن‌ها دیگر نمی‌تواند معطوف به موضوع دیگری بشود. جامعه‌ای که هنوز در بهت و حیرت انتخاب احمدی‌نژاد است چگونه می‌تواند به مسئله‌ای دیگر توجه کند. در اینجا نه می‌توان نخبگان سیاسی جامعه را به کم‌کاری متهم کرد و نه مردم را که چرا بعنوان مثال نمی‌آیند از افکار مختلف دمکراتیک صحبت کنند. کمی باید زمان داد تا این وضعیت بگذرد. من خدمتتان عرض کردم که تاثیر این وعده‌های عجیب و غریب آقای احمدی‌نژاد یا رفتارهای عجیب و غریب اعضای کابینه او به زودی از میان خواهد رفت.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; تلاش ـ و ما امیدواریم در آن شرایطی که تأثیر رفتارهای دولت از میان رفت ـ اساساً اگر خود به خود از میان برود ـ و مردم از بهت و حیرت بدر آمدند، آنگاه بازهم همین مردم با هزار طرح رنگارنگ و بعضاً متضاد از سوی مخالفین حکومت دینی مواجه نشده و بازهم دچار سرگشتگی و دلسردی بیشتر نگردند و نگویند؛ این هم از اپوزیسیون که هر بخش آن یک ساز جداگانه‌ای می‌زند. ما امیدواریم تا آن زمان طرح و بیانیه رفراندوم طرحی دارای تأثیر و وزنه گردد. البته باید اقرار کنم که ما چندان امیدوار نیستیم که نیروهای طرفدار دمکراسی از عهده نیازهای آن زمان هم برآیند. زیرا تا آن لحظه روی طرح‌ها باید کار نظری و سیاسی صورت گرفته باشد و صف‌ها تشکیل.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; سازگارا ـ اگر منظور شما کم‌کاری در عرصه کار نظری باشد، شاید حرف شما درست باشد. اما در هرصورت در هنگامی که بیانیه منتشر شد بحث‌های زیادی شد. مطالب و مقالات بسیاری نوشته شد که بسیاری از آنها نیز مسائل جدی را در این زمینه مطرح کردند. بله شاید باید این مطالب جمع‌آوری و در فرصتی منتشر می‌شد. در این زمینه قبول دارم کم‌کاری صورت گرفته است.  &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt; تلاش ـ جناب آقای سازگارا سپاس فراوان بابت این همکاری صمیمانه و صبوری شما      &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-116454265481227166?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/116454265481227166/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=116454265481227166' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/116454265481227166'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/116454265481227166'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/11/blog-post.html' title='رفراندم تنها گزینه گذار به دمکراسی گفتگو محسن سازگارا با ماهنامه ی تلاش '/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-115217354261189049</id><published>2006-07-06T01:12:00.000-07:00</published><updated>2006-07-06T01:12:22.623-07:00</updated><title type='text'>متن استعفانامه آقای پویا دیانیم از عضویت در هیئت اجرائی</title><content type='html'>&lt;img src="http://poshtibanan.com/asnad/P_Dayanim.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; چهارشنبه 28 ژوئن 2006  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; آقای پویا دیانیم از عضویت در هیئت اجرائی ساختار مصوب کنگره بروکسل بدلیل فقدان مشروعیت کمیته مرکزی و هیئت اجرائی منتخب آن ، استعفا داده اند و برای برون رفت از این وضعیت ، درخواست تشکیل کنگره اضطراری نموده اند. متن استفعای ایشان که به زبان انگلیسی می باشد بدین شرح است &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; (Estefanameh Pooya Dayanim az Heyat Ejraei Jonbesh Referendum va ebraz nazar shakhsh vay dar adam mashroeeyat konnoni jalasat va tasmimat Comiteh Markazi va Heyat Ejraei). &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Nameh Pooya Dayanim be zaban englisi ke be massoulin omoor Iran dar doolathaye mokhtalef oroopa, america va khavarmiyaneh ke vey ba anha dar tamas bood niz ersal gardid. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Matn-e-Farsi in nameh dar soorat niaz tarjmoeh khahad shod. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Aghaye Bahram Rahimi: Lotfan in nameh ra dar site: www.60000000.info be zaban Englisi va Farsi (ke dar ekhtiretan gozashteh khahad shod be chap beresaneed. Dar gheye in soorat nameh az cannal haye digari enteshar khahad yaft. &lt;BR&gt; ********************************* &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Attention: &lt;BR&gt; Members of The High Advisory Council:  &lt;BR&gt; Mr. Daryoush Homayun, Prof. Shaheen Fatemi, Mr. Heshmat Raisi, Mr. Amir Abbas Fakhravar, Mr. Peyman Aref, Mr. Kianoosh Sanjari, Ms. Nillofar Beyzaie (resigned), Prof. Mehdi Mozafferi (resigned), Dr. Khosrow Akmal and Dr. Peyman Payandeh. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Members and alternates of the Central Committee:  &lt;BR&gt; Farakhondeh Modares, Venus Lojati, Mohammad Zohrieh, Behzad Karimi, Siamak Ghotbi, David Kazemieh, Mehrdad Ehsanipour, Shirin Tabibzadeh, Taghi Ghanimat, Resigned or nonparticipating members in protest: Reza Pirzadeh, Hamid Reza Zarifinia, Ali Rahimi, Fereydoun Farsie, Iman Foroutan, Khosrow Chavoshi, Heydargholi Boroumand, Taghi al-Reza, Shahram Nasseri, Arash Mahdavi, Shiva Moghadam, Sara Safiri, Kia Javid and Nasser Aghajani &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Members of the Executive Committee: Khosrow Beitollahi, Mohammad Schams, Massoud Khodadadi, Resigned and nonparticipating members in protest: Dr. Abdolsattar Dushouki, Afsaneh Ziaie, Ali Kashgar and Roya Teymouri &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Re: Lack of Legal Quorum in the Central Committee and Executive Committee &lt;BR&gt; Proposal for an emergency congress with theorist &amp; signatories of referendum &lt;BR&gt; Resignation of Pooya Dayanim, Member, Executive Committee, Director of Foreign Affairs &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Dear Friends, &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; It has been my view for several weeks (if not months) that the Committees formed under the mandate approved by the delegates to the Congress of the Iran Referendum Movement are illegal and illegitimate since they have been operating without an approved and mandated quorums (the Central Committee has no by-laws whatsoever.) &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; The Central Committee now has nine or ten out of the twenty-five members elected in Brussels. In most meetings there is no quorum. There are less than half of the originally elected members that now remain in the Central Committee. The Executive Committee now has three participating members instead of seven members. Any meeting without a quorum of four is illegitimate and its decisions are null and void. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Therefore, sadly, the various Committees of the Iran Referendum Movement, can no longer legitimately claim to speak on behalf of the supporters of the greatest political movement by the Iranian pro-democracy forces since the Iranian Revolution. Nor can the Committees claim to even represent the delegates attending the Referendum Congress in Brussels. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Hence, it is with regret, that out of respect for the 60,000,000 Iranians who dream of free and fair elections, the 37000 public signatories of the call for a Referendum and 250 delegates to the Brussels Congress, and respect for the democratic processes necessary in any democratic movement that I must announce my resignation from the Iran Referendum Movement. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Thankfully, the mandate and the regulations approved in Brussels and read by Mr. Homayun (who had the wise foresight to see the possibility for such a conundrum) in the Congress, provide for a solution to the present dilemma: an emergency Congress. No other solution exists nor shall it have any legitimacy.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; I strongly urge those who continue to participate in the various committees to announce the need for an emergency Congress. I also strongly advise all to also seek the guidance of the political theorists and strategists in London and Berlin who originally came up with idea of the referendum as a tool for a civil disobedience movement as well the original seven signatories to the call for the referendum (several of whom used their new fame to come to the United States and are now free to engage in the political discourse) in assuring that the problems that have come about our solved and that a future gathering can take place in the next few months with the participation of all the lovers of freedom from any and all political orientations. It is to this cause of national unity that I will be dedicating all my time and effort in the months ahead. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; I will be forever grateful, as an Iranian, a Jew, and a representative of the age group that represents the majority of the Iranian population, to have been elected unanimously by such a vast rainbow coalition of diversity to the executive committee of the greatest pro-democracy movement since the Islamic revolution. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; I assure you that I remain completely committed to the spirit and the call for a referendum and free and fair elections through a grassroots homegrown civil disobedience movement and will continue to stand tall next to all those who struggle for a free and democratic Iran.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; I am sure you know that I will continue to play a constructive role in helping Iran and the Iranian people in the years and decades to come.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; I look forward to all of us standing next to each other in even a greater gathering of pro-democracy forces very very soon. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Eternally Yours, &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Pooya Dayanim &lt;BR&gt; Supporter of the Iran Referendum Movement &lt;BR&gt; Former Director of Foreign Affairs, Iran Referendum Movement, Brussels &lt;BR&gt; Foreign Affairs Advisor, Neshast-e-London (London session) &lt;BR&gt; President, Iranian Jewish Public Affairs Committee (IJPAC) &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-115217354261189049?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/115217354261189049/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=115217354261189049' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/115217354261189049'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/115217354261189049'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/07/blog-post_06.html' title='متن استعفانامه آقای پویا دیانیم از عضویت در هیئت اجرائی'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-115217305539290303</id><published>2006-07-06T01:04:00.000-07:00</published><updated>2006-07-06T01:04:18.496-07:00</updated><title type='text'>استعفا نامه رویا تیموری مسول کمیته حقوق بشر از هییت اجرایی جنبش رفراندم</title><content type='html'> &lt;img src="http://poshtibanan.com/asnad/R_Teimori.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2006/01/07 &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; با درود به &lt;BR&gt; اعضای کمیته مرکزی(24 تن منتخب کنگره بروکسل)، &lt;BR&gt; اعضای هیئت اجرائی( 6 تن منتخب کمیته مرکزی به غیر از خود بنده) &lt;BR&gt; اعضای شورای عالی ( 11 تن منتخب هییت اجرایی) ، &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اینجانب رویا تیموری &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; افتخار این را داشتم که با دوستان مبارزی در بروکسل آشنا بشوم و تاسف میخورم که بعضی از دوستان مبارز دیگری را از دست دادم. کسانی که مرا میشناسند آگاه هستند که بنده با خلوص نیت و صداقت کامل مبارزه میکنم و بهیچ عنوان بدنبال نام و مقام نیستم و برای من رهایی ایران عزیزم تنها هدفی است که در این مبارزه دارم. نه اهل سناریو نویسی هستم و نه بازیگر خوبی هستم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; یادآوری میکنم که بنده هنوز پایبند به آرمانهای رفراندوم هستم ولی نه با عضویت افرادی که بیشترین صدمات را به این جنبش وارد کرده و میکنند. و شعار من همواره رفراندوم خواهد بود و برای اثبات گفته هایم مدارک لازمه موجود است : &lt;BR&gt; شرکت در کنفرانس 2 روزه دالاس &lt;BR&gt; پرداختن هزینه برای 500 عدد تی شرت با آرم رفراندم و هزینه پست به نقاط گوناگون در اروپا و آمریکا. &lt;BR&gt; 210 مایل با پای پیاده از فیلادلفیا تا واشنگتن دیسی و با بر تن کردن تی شرت رفراندم و همواره شعار رفراندم سر دادن. &lt;BR&gt; به تنهایی و با کمک آقای ناصر آقاجانی جمع آوری حدود 1000 نام و امضاء از کسانی که دسترسی به کامپیوتر و اینترنت نداشتند و ارسال امضا ها به گروه اولیه فراخوان رفراندم. &lt;BR&gt; دفاع کامل از جنبش رفراندم در مصاحبه های کوناگون چه قبل و جه بعد از کنگره بروکسل &lt;BR&gt; . &lt;BR&gt; آقایان و خانمها یقیناءآگاه هستند و در جریان کامل جزییات میباشند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; روزیکه آگاه شدم کنگره ایی در راستای اهداف اولیه جنبش رفراندوم در بروکسل در پیش است، بسیار امیدوارشدم که اینهمه فعالیت، سرانجام به نتیجه خواهد رسیدو لذا با تمام محدودیتهای شخصی(بنده درست بعد از عمل جراحی بدلیل محدودییتهای پزشکی و بدون اجازه پزشک معالج ) خودم را به کنگره رساندم. &lt;BR&gt; در آن جلسه افتخار این را داشتم که بعنوان یکی از اعضای هیات رئیسه منتصب شوم؟؟؟؟ &lt;BR&gt; در طی 3 روز برگزاری این کنگره شاهد بسیاری از جریانات مثبت و منفی بودم تا اینکه بعنوان یکی از اعضای کمیته مرکزی منتخب کنگره با دریافت 133 رای در رتبه سوم قرار گرفتم و بسیار خشنود بودم که توانستم با صداقت مبارزاتی خودم به دل شرکت کنندگان بنشینم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; متاسفانه در ادامه آن روز آب سردی بر سرم ریخته شد و آنگونه که تصور میکردم روند رای گیری به نحوه دیگری بود. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اما.... بعد از بازگشت به آمریکا و اولین جلسه پالتاکی با حضور دیگر اعضاء متوجه شدم که مشکلاتی بر سر راه است &lt;BR&gt; و با تمام حسن نیتی که به آرمانهای جنبش رفراندوم داشتم و دارم ، همچنان به شرکت در جلسات ادامه دادم ، حتی تا زمانی که دیگر یاران از کمیته مرکزی بدلایلی که خودشان در بیانیه ایی ارسال کردند و آنچه که خود شاهد بودم در رابطه با نداشتن اساسنامه و پافشاری در انتخاب هیات اجرائی در اولین نشست و آن همه بحثهایی که نتیجتاً بجایی نرسید ومتاسفانه باعث جدا شدن 9 نفر از اعضای منتخب کنگره شد ، بنده همچنین باورمند به اصلاح روند به گونه دمکراتیک در این جلسات و رای گیریها و دیگر آرمانها به حضور خود ادامه دادم &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; تا روزیکه با تماس سرکار خانم مدرس و آقای کشتگر و پیشنهاد ایشان که برای عبور از این بن بست ، بهتر است که اینجانب رویا تیموری از کمیته مرکزی استعفاء بدهم و خود را کاندیدای هیات اجرائی کنم و ایشان با اصرار مکرر به من اطمینان خاطر دادند که نگران اکثریت آراء نباشم چون از 15 رای 10 آراء بنفع من خواهد بود؟؟؟؟؟؟؟؟. &lt;BR&gt; آیا این است روش رای گیری؟ آیا این است ارمغان ما به ملت ایران؟ &lt;BR&gt; از آنجایی که در کمیته مرکزی جایی برای فعالیت حقوق بشری نبود و من شوق فعالیت در این زمینه را داشتم و همواره دارم با شرط اینکه بنده با آقایان دکتر شاهین فاطمی وسعید قائم مقامی و سرکار خانم عندلیبی مشورتی انجام دهم حاضر به قبول این پیشنهاد خواهم شد که حتی در این باره خانم مدرس شخصا داوطلب برقراری این تماس شدند و با افراد نامبرده تماس گرفتند &lt;BR&gt; . &lt;BR&gt; سرکار خانم بعد از رایزنیهایی که با این افراد داشتند در یک تماس تلفنی قضییه را حل شده اعلام کردند و بنده در نهایت با تصورو امید به اینکه در هییت اجرایی روند کار به صورت دمکراتیک پیش برود با این پیشنهاد موافقت کردم  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اما..... در جلسات هیات اجرایی آنچه را که نباید ، دیدم و شنیدم و بارها اعتراض کردم و حتی کمیسیونی تشکیل شد که رسیدگی به اعتراضات بنده را پیگیری کند ولی همانطور که پیش بینی می کردم به هیچ نتیجه ایی نرسید و آقایان حتی بوسیله نامه و یا حتی یک تماس تلفنی کوتاه نتیجه این نشست 2 ساعته را اعلام نکردند &lt;BR&gt; . &lt;BR&gt; برای من این خود نشانگر این بود که اگر شخصی با استقلال فکری در این جلسات حضور پیدا کند بهیچوجه جایی ندارد بخصوص که اگر انتقادی انجام دهد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; حضور آقای بهرام رحیمی بعنوان" رکوردر؟؟" باعث شد که ایشان تصور کنند اجازه اظهار نظر دارند " تا جایی که دخالت مکرر ایشان در امور رای گیری و روند جنسات باعث تشنج پی در پی گردید و به حدی رسید که ایشان با لحن پرخاشگرانه بنده و برخی از دیگر اعضاء را مورد توهین خود قرار میدانند.(حضور ایشان بارها مورد اعتراض اعضای کمیته اجرایی و حتی آقای پیرزاده که به عنوان مخبر کمیته مرکزی در جلسات شرکت میکردند بی نتیجه ماند.) جلسات ضبط میشد ولی برای چه منظور؟؟ هنوز جوابی نداریم. درخواست مکرر برای دریافت این نوارهای صوتی همانند دیگر مسائل بیجواب ماند و خواهد ماند و تنها خودیها اجازه شنیدن این نوارها را دارند.. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; تشکیل جلسات محرمانه و پشت در های بسته ما بین دسته ای از اعضای کمیته های مرکزی و اجرایی .خود جای سئوال دارد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ایراد کلی به مدیریت سایت 60000000. اینفو که هنوز مشخص نیست به دست چه کسانی گردانده و رهبری میشود. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; در جلسات به شاهزاده رضا پهلوی و دکتر شهریار آهی توهین میشود و برچسب" خائن "به این 2 مبارز که بنده به هر 2 ایشان ارادت دارم داده میشود ( مدارک لازمه که به صورت نوار ضبط شده نزد آقایان بهرام رحیمی خسروبیت اللهی علی کشتگر و دیگر خودیها میباشد) و گردانندگان این جلسات که هنوز تصور میکنند رهبری این جنبش و یا سخنگویی کمیته ها را بدست گرفته اند کوچکترین عکس العملی نشان ندادند ، ولی اگر بنده از آقای داریوش همایون انتقادی سازنده میکنم ایشان خود ناراحت نمیشوند ولی با کمال تاسف بنده مورد توهین آقای بهرام رحیمی قرار میگیرم که باز هم بدون رسیدگی به این مسئله و درخواست دریافت نوار جلسات ضبط شده و عدم ارسال آن سعی کردند همه چیز را به فراموشی بسپارند &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; توصیه میکنم به این نوار ها گوش کنید. تا به صحت گفته های بنده پی ببرید. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; جای تاسف است که روزی به اینجانب لقب ژاندارک ایران را میدادند و روزی دیگر ورودم را به جلسه مانع میشوند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; بنده در آن جلسه شفاهی استعفای خود را علام کردم.... و فقط در 2 جلسه ایی که با حضور شاهزاده رضا پهلوی و دکتر شهریار آهی برگزار شد شرکت کردم و از همان روز تصمیم گرفتم که استعفای کتبی خود را ارسال کنم ولی با پا در میانی افرادی که برایشان احترام ویژه ای قائل هستم مدتی ارسال این نامه را به تاخیر انداختم . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; با کمال تاسف در انتخابات بروکسل  جریانی مشخص که ادعای فراحزبی و فرا جناخی کردن جنبش رفراتدم را داشت نهایتا سر از متولی گری خود در آورد و خود را متولی جنبش رفراندم قرار داد. و همواره در پی پس زدن تمامی نیروهای آزادیخواه و پیروان رفراندم شد و نهایتا نظام خودی و غیر خودی را در روند این جنبش به ظهور رساند. یعنی همان چیزی که در بین رزیم حاکم بر ایران حضور دارد و انسانها خودی و غیر خودی میشوند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; منتخبین کنگره بروکسل نیز تعدادی خود را خودی و دیگران را غیر خودی قلمداد کردند و هر دگراندیش خردورزی را غیر خودی پنداشته و از صحنه خارج نموده اند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; از بازتابهای بارز دیگر این جریان این است که..... بعضی از اعضای وفادار به تشکل خود را نیز اگر خرد ورز و آزاد اندیش باشد و با امیال آنها مخالفت کند غیر خودی پنداشته و وادار به توبه نامه نویسی میکنند. ویا او را به سانسور عقل و خرد خویش وادار میکنند.(در این باره مدارک لازم موجود است.) &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; کسانی که زمام ریاست این جنبش را در دست گرفته اند .نه تنها موفق به گرد هم آوردن اخزاب و تشکلهای گوناگون در زیر یک چتر نشده اند بلکه آن کسانی را که خود داوطلبانه در زیر این چترگرد آمده بودند را نیز از دست داد و این خود نشانگر عدم مدیریتی است که برخی ادعایش را دارند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; امروز دیگر کمیته مرکزی و اجرائی با وجود اقلیت اعضاء رسمیتی ندارد ، لطف کنید به مصوبات کنگره رجوع کنید تا حضور ذهن پیدا کنید. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; رفراندم و آرمانهای آن مانند رود زلالی به دریای آزادی ایران خواهد پیوست و در این بین کفهای آلوده و پلید رسوا خواهند گشت.و در نزد ملت ایران هرگز نخواهند توانست چهره واقعی خویش را پوشیده بدارند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; چقدر متاسفم که میبینم چه نیروهای پرشور ، جوان و مبارزی را از دست دادید. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; و حالا این بار سنگین بر دوش چند تن از نیروهای جوان در ایران و آقای فخرآور در واشنگتن وتعداد بسیار اندکی در کمیته ها گذاشته شده که امیدوارم کسانی که کاری به جز سنگ اندازی ندارند از این تجربه تاسف اور درسی آموخته باشند. . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; لذا من رویا تیموری استعفای خودم را کتباً اعلام میکنم و استدعا میکنم که نام و عکس بنده را از روی سایت 60000000.اینفو حذف کنید. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; من از صمیم قلب برای مبارزین راستینی که در این کمیته ها باقیمانده اند آرزوی موفقیت دارم. &lt;BR&gt; امیدوارم آنچه را که همه آموختیم در نشستهای آینده مورد استفاده قرار دهیم. حال خود دانید......... &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; پاینده ایران &lt;BR&gt; رویا تیموری &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-115217305539290303?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/115217305539290303/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=115217305539290303' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/115217305539290303'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/115217305539290303'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/07/blog-post.html' title='استعفا نامه رویا تیموری مسول کمیته حقوق بشر از هییت اجرایی جنبش رفراندم'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-114786453449684683</id><published>2006-05-17T04:15:00.000-07:00</published><updated>2006-05-17T04:15:34.560-07:00</updated><title type='text'>نظر هيئت اجرائی جنبش رفراندم در باره "فروم" نمايندگان نيروهای ملی و آزاديخواه</title><content type='html'> &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;     با توجه به کوشش‌هائی که برای برگزاری نشست‌هائی از فعالان سياسی می‌شود و در پاسخ دعوت دوستانی که با پيشينه پشتيبانی از فراخوان ملی رفراندم خواهان برگزاری "فروم" يا نشستی از گروهی نمايندگان نيروهای سياسی گوناگون هستند هيئت اجرائی جنبش رفراندم نظرات خود را به قرار زير برای آگاهی افکار عمومی پيشنهاد می‌کند. اين نظرات قبلا به آگاهی بسياری از برگزار کنندگان نشست برلين رسيده است: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; الف - به نظر ما هر نشستی از هواداران دمکراسی و حقوق بشر و يکپارچگی ملی و ارضی ايران سودمند است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ب - برای آنکه چنان نشستی به نتيجه برسد و بر تيرگی فضا نيفزايد می‌بايد پيشاپيش توافق‌های زير صورت گيرد: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ۱- منظور از نشست صرفا رايزنی درباره مسائل امروز و آينده ايران و جستجو و پيشنهاد راهکار هائی برای مبارزه است. صرف گرد آمدن يک گروه، آنها را به صورت کنگره يا مجمع ملی درنخواهد آورد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ٢- تجربه‌های گذشته ثابت کرده است که شمار حاضران در نشست اهميتی ندارد و در نتيجه می‌بايد در دعوت از شرکت کنندگان به وزن سياسی و سهمی که می‌توانند در بحث‌ها بگذارند اولويت داد. يک جمع نسبتا کوچک ولی از افرادی با توانائی‌های شناخته شده که از کمترينه حسن نيت به يکديگر برخوردار باشند به مراتب بر گروهی افراد که بهر ترتيب گرد آيند و روابط شخصی‌شان فضای نشست را پرتنش کند برتری دارد. در اين مراحل آغازين، اهميت ملاحظات شخصی را می‌بايد شناخت و از هيچ کوششی برای دوستی و تفاهم فروگذار نمی‌بايد کرد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ۳- توافق مقدماتی بر دمکراسی و اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق‌های پيوست آن و يکپارچگی ملت و کشور ايران لازم است زيرا اين مسائلی نيست که از نظر جنبش رفراندم قابل مذاکره باشد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; هيئت اجرائی جنبش رفراندم ايران &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-114786453449684683?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/114786453449684683/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=114786453449684683' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/114786453449684683'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/114786453449684683'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/05/blog-post.html' title='نظر هيئت اجرائی جنبش رفراندم در باره &quot;فروم&quot; نمايندگان نيروهای ملی و آزاديخواه'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-114511028734210752</id><published>2006-04-15T07:11:00.000-07:00</published><updated>2006-04-15T07:11:27.703-07:00</updated><title type='text'>قامت اپوزوسیون در آینه کنگره ملی/ پشتیبانان آرمان جنبش ملی رفراندم ایران</title><content type='html'>پشتیبانان آرمان جنبش ملی رفراندم ایران &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; مقدمه: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اکنون که جریان فعالیت های اپوزوسیون بعد از دوره ای نسبتا طولانی بالاخره به همگرائی روی آورده و طیف وسیعی از جریانات سیاسی در روند طبیعی فعالیتهای خود در کنار حس اعتماد به نفس خود، به وجود سایر نگرشها نیزاعتراف نموده و حاضر به تحمل حقوق دگراندیشی در جبهه اپوزوسیون شده اند، افق روشنی در مقابل جنبش آزادی خواهی مردم ایران گشوده شده است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; حرکتهائی مانند نشست برلین و یا کنگره بروکسل ویا کنگره های احزاب و تشکل های سیاسی و یا طرح های اندیشمندان و مبارزان منفرد تحت مانیفست ها و یا منشورهای گوناگون حاکی از تغییر فاز انکاری رژیم حاکم به فاز اثباتی نظام سیاسی آینده ایران بوده و پارادیم جدید و سازنده ای در نگرشهای اپوزوسیون محسوب میشود که در راستای تعیین آینده ای روشن گامهای موثر و پر ثمری برداشته اند. در همین راستا طرح تشکیل کنگره ملی آقای عباس امیرانتظام یا پارلمان در تبعید آقای کیومرث نویدی ویا مجمع/ کنگره ملی توسط فرهیختگان و کوشندگان سیاسی نشست برلین، به همگرائی و اتحاد عمل اپوزوسیون، هدفمندی ویژه ای بخشیده و می رود تا اپوزوسیون را به حد و اندازه های آنچه از آن انتظار می رفت نزدیکتر نماید. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; حوادث سیاسی اخیر در سطح جهانی به ویژه در منطقه پر تلاطم خاورمیانه و آرایش قوا و ترکیب کابینه های موجود رژیم ها وموضعگیریهای ملایان حاکم بر ایران و اصرار فوق العاده آنان برای تولید سلاح های هسته ای و باج خواهی جهانی و جنگ طلبی جمهوری اسلامی، بحران منطقه ای را تشدید نموده است.  از اینروعلیرغم ابرازعدم تمایل آمریکا به گزینه نظامی با توجه به در گیریهای آن در عراق و همچنین عدم صلاحدید اسرائیل در گشودن جبهه جنگ با ایران و فقدان انگیزه اروپا برای برخورد نظامی با ایران، راه حل های غیر قابل کنترلی از جمله راه حل نظامی را در پیش روی قرار می دهد که هر چه باشد درغیاب جنبش یک پارچه ملی و اپوزوسیون مقتدر و متحد، مطلقا نتیجه ای را که نجات مردم ایران را در پی داشته باشد نخواهد داشت وهمه اینها جملگی جدول زمانی فوق العاده محدودتری را برای تولد و جبران عقب ماندگیهای اپوزوسیون دیکته می نمایند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; تعریف کنگره ملی در مقطع کنونی، مکانیسم تشکیل آن، ترکیب کنگره به مثابه فضای نمونه از ترکیب واقعی جامعه کنونی ایران، اهداف کنگره و موارد متعدد دیگر همه مطالبی هستند که اندیشمندان متعددی به آن پرداخته و طرحهای مبسوطی در حواشی آن داده اند که جملگی در روشن نمودن قوام این حرکت بزرگ قابل استفاده و مفیدند، از جمله جنبه ای که به ضرورت وجود کنگره به عنوان یک نهاد دائمی و محل گردهمائی اپوزوسیون و بررسی اندیشه ها و گفتمان های گوناگون اشاره می کند ازاهمیت خاصی برخوردار است و از آنجا که موقعیت زمانی اجازه سعی و خطاهای متعدد را نمی دهد لذا شایسته است ابعاد تاریک این حرکت سرنوشت ساز را در حد ممکن روشن نموده و بدانیم با چه مکانیسم هائی می توان نتیجه بهینه را گرفت. آنچه در اغلب طرح های ارائه شده کمتر دیده میشود نگاه گویا و تعریف کارآمد از کنگره است و جا دارد به مواردی از این سر در گمی ها اشاره ودر حد ممکن پاسخ داده شود. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 1- اغلب دیده میشود بعضی ها از اینکه شاید همه نحله ها ونگرشها از کنگره ملی استقبال نکنند پس نتیجه  می گیرند که صفت ملی را از آن حذف نمایند. این امر به سهولت نشان می دهد نیروهای بسیاری، مخصوصا در داخل ایران، با یک بهانه کوچک، جائی برای خودشان در این کنگره ندیده و ودر آن شرکت نکرده و امید نجاتی هم از آن نداشته باشند. در صورتیکه آنها در زیر چادر صفت ملی راحت تر جمع میشوند مانند خیل نیروهای مسلمان متحول شده که فاکتور مهمی در تغییرات سیاسی-اجتماعی آینده محسوب میشوند و اگر اپوزوسیون بتواند به حرکتهای این قشر جهت دهد رژیم را زمینگیرخواهد نمود وصحیح آنست که کنگره صفت ملی را عمدا و قطعا بر خود بنهد و موجبات تحقق آنرا فراهم سازد و بگذارد نحله های گوناگون فکری و سیاسی در زیر چتر آن و در هماهنگی با سایر فعالین به ائتلافهای مورد نظر خود برسند ودر این شرایط بحرانی به فکر تشکیل کنگره خاص دیگری نباشند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2- اغلب دیده میشود بعضی ها با همان سیاق نگرشهای تشکلهای سیاسی غیر فعال به کنگره نگاه کرده و مثلا نظر می دهند کنگره منشور ندارد و به جای آن میثاق اخلاقی وفرهنگی تدوین می کند! و یا کنگره ارگان دیالوگ است و تصمیم گیری سیاسی نمی کند! نگاه هائی از این قبیل نشانه عدم استقبال سالیان متمادی از تشکلات نیم بند سیاسی بوده وهنوز بعضی ها نیاموخته اند چگونه سد مانع اعتماد ملی را بشکنند و سیل استقبال مردم را تجربه کنند، لذا با این نسخه ها از کل جنبه کنگره ملی، یک تشکل بی خاصیت دیگری را بیرون آورده وبر نا امیدی مردم خواهند افزود. این نسخه زمانی ارائه میشود که مردم ازداخل برای دست یابی به یک رهبری واحد فریاد می زنند و بارها بارها ضرورت کادر رهبری را یادآوری می کنند و جا دارد اشاره کنیم که به جای آنکه تشکیل کنگره و ساختار و نتیجه آنرا درتداوم رفتارها و سیاقهای نامعلوم گذشته طراحی کنیم، بهتر است آنرا با نیازها، شعارها، خواسته ها وانتظارات توده مردم ایران طراحی کنیم. در اینصورت از لحاظ سیستماتیک، خروجی و یا ماحصل کنگره ملی به تمامی، قابل جذب توسط توده مردم در صحنه بوده ودرهماهنگی کامل و تعامل منطقی با آن به جلو خواهد رفت، لذا کنگره بایستی با تعیین ساختار رهبری و منشورهای معین راه کارهای حرکت جنبش را تدوین نماید. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 3- اکنون بعد از اینهمه تاخیر، هنگام تشخیصهای صحیح و رفتارهای قاطع و کوبنده است و بایستی جرات تصمیم و عمل داشت و جبران مافات نمود و لذا از کنگره میبایستی یک تشکل نجات ملی ساخت ونه یک ارگان دیالوگ محض با یک وقت بی پایان برای سفسطه های مدام. کنگره بایستی به نگاه مدیریتی امروزی و پیشرفته علمی مسلح باشد تا بتواند خروجیهای مطلوب از آن بیرون آمده و بتواند قدمی اثباتی و رو به جلو بردارد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 4- آیا بالاخره بعد از اینهمه سال تلاش سیاسی مستمر، اپوزوسیونی وجود دارد که به بلوغ تاریخی خود و آنچه مورد انتظار ملت ایران است رسیده باشد و بتواند در کنگره موعود تولد خویش را اعلام نموده و چشم در چشم رژیم دوخته و به طورجدی جنبش آزادی خواهی ملی را در پیوند با مردم رهبری و رژیم را ساقط نماید؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; گویا در اثر تداوم درد، درد با جان یکی شده و بیمار مکانیسم بهبودی را فراموش نموده است. آری این مکانیسم مبارزه نامیده میشود و بعضی ها در اثر تکرار مبارزه مدنی و یا مبارزه بدور از خشونت، به هنگام دوری از خشونت اشتباها و بدون آنکه متوجه شده باشند به دوری از مبارزه هم آلوده شده اند! اگر کنگره نیز از مکانیسم مبارزه به دور نگه داشته شود ضایعه جبران ناپذیری بر پیکره جنبش آزادی خواهی ایران وارد خواهد شد. فراموش نکنیم سرنوشت دو مشت زن در نگاهی که آنها در ابتدای مبارزه بر هم می دوزند رقم می خورد و مبارزه در رینگ همه تابع آن نگاه خواهد بود و بدیهی است سرنوشت اپوزوسیون در نوع نگاه کنگره به رژیم رقم خواهد خورد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; با این مقدمه و درک از جنبه های گوناگون کنگره به موارد دیگر کنگره می پردازیم و دیدگاهها و نظرات خود را جهت برگزاری و پرثمرشدن کنگره ملی تقدیم می کنیم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 1-اهداف کنگره: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 1-1- تعیین حداقل مخرج مشترک از مواضع سیاسی و مصالح ملی و دعوت عام از تمامی نیروهای سیاسی جهت همآهنگی وهم سوئی فعالیتهای سیاسی در زیر یک سقف بلند و فراگیر در سطح ملی به مثابه شاهراهی جهت حصول به اهداف تاریخی ملت ایران  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 1-2- گرد همآئی پیرامون گفتمان دموکراسی و حقوق بشر و نحوه استقرار، تعیین اصول و ضوابط و معیارهای دموکراتیک ، مکانیسم بقای آن وبررسی مکانیزم های عدم انحراف از آن و طرح نجات ایران از بن بست کنونی براساس این گفتمان و استراتژی چالش سیاسی با رژیم موجود. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 1-3- کنگره هدف مدار تشکیل شده و هدف آن پاسخگوئی به نیاز فقدان آلترناتیو سیاسی در مقطع کنونی باشد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 1-4- کنگره به صفت ملی متصف بوده با توجه به مخرج مشترک و مواضع تعیین شده، مکانیزم های تبدیل جنبش سیاسی اپوزوسیون به یک جنبش فراگیر اجتماعی پویا و مستمرو تحت کنترل، رهبری اپوزوسیون را فراهم آورد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 1-5- کنگره یک شورای نجات ملی و یک کابینه نجات ملی را انتخاب و کابینه نیزسخنگوی خود را انتخاب نموده وبه مثابه آلترناتیوسیاسی رژیم، فعالیت خود را آغاز نماید. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2- اهداف نشست مقدماتی کنگره: مواردی که با ملاحظه آنها راه تشکیل کنگره ملی هموارتر شده وکنگره را دررسیدن به اهدافش یاری می نماید. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2-1- چه مکانیزمی مشروعیت جامعیت و صلاحیت کنگره را ایجاد و تداوم می بخشد؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2-2- چه مکانیزمی از تعدد مجامع ملی و کنگره های موازی جلوگیری خواهد نمود؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2-3- چه مکانیزمی موجب استقبال اکثریت تشکلهای سیاسی داخل و خارج خواهد شد؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2-4- چه مکانیزمی کنگره را به اهداف ملی می رساند؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2-5- چه مکانیزمی از کنگره یک آلترناتیو فعال می سازد؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2-6- چه مکانیزمی اپوزوسیون را هماهنگ با زمان و حوادث سیاسی روز جلو برده و ابتکار عمل را در دست اپوزوسیون نگه می دارد؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2-7- چه مکانیزمی ساختار دموکراتیک را در ساختار کنگره وتشکیلات بیرون آمده ازآن از لحاظ جنبه های فراحزبی ویا غیر قطبی بودن و یا رعایت اصول شایسته سالاری وشفافیت آن تضمین خواهد نمود؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; زمان ، زمان تولد تاریخی ملت ایران است. بدون تولد اپوزوسیون ملی که پرچم اقتدار ملت ایران را به دوش میکشد اقتدارملی و ملت تحقق نخواهد یافت و تا زمانی که ملت ایران هویت اقتدار ملی خویش را احراز نکند هیچ قهرمانی قادر به نجات تاریخی ایران نخواهد بود. به امید آنکه قامت پر صلابت ملتی شایسته،  به دست نیکوترین فرهیختگان و میهن پرستان و میراث داران شرف ملی ایران در آئینه کنگره ملی جلوه گر شود و به عصر فترت آزادی در چنگ اختناق سیاه پایان داده شود.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; شرف ایرانی در نبرد نور با تیرگی یا باید پیروز شود و یا باید پیروز شود!!! &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; گروه پشتیبانان آرمان جنبش ملی رفراندم ایران &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-114511028734210752?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/114511028734210752/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=114511028734210752' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/114511028734210752'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/114511028734210752'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/04/blog-post_15.html' title='قامت اپوزوسیون در آینه کنگره ملی/ پشتیبانان آرمان جنبش ملی رفراندم ایران'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-114483597300454457</id><published>2006-04-12T02:59:00.000-07:00</published><updated>2006-04-12T02:59:36.156-07:00</updated><title type='text'>اطلاعیه جمعی از دعوت کنندگان  متن اولیه فراخوان رفراندوم</title><content type='html'> &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اینک جنبش رفراندوم   مراحل نهایی گفتمانی و جنینی  خود را می گذراند و آماده ورود به  مرحله سازمانیابی می شود .این مرحله حساس محتاج دوراندیشی و هشیاری زیادی می باشد .عبور جنبش رفراندوم از بعد گفتمانی به شکل سازمانی و تمهید مقدمات برای بروز پتانسیل جنبشی آن مستلزم مشارکت گسترده و فراگیر علائق مختلف سیاسی وطن دوست ، تحول خواه و دموکرات می باشد .از طرف دیگر این جنبش زمانی پایگاه اجتماعی گسترده  مورد نیاز را خواهد یافت که رهبری سازمانی آن از دل جامعه و بطن مردمی برخاسته باشد که می خواهد آنها را به حرکت درآورد و بنابراین طیف متنوعی از گرایشهای دموکرات و باورمند به منافع ملی را در داخل ساز و کاری دموکراتیک شامل شود . گرایشهایی که  به صورت واقعی از متن مردم جوشیده باشند و ما به ازاء اجتماعی داشته باشند . در مقابل، محروم ساختن این جنبش از پایگاه وسیع اجتماعی لازم در حکم تزریق سمی مهلک بر کالبد آن خواهد بود .به عبارت روشن تر ، حرکات نمایشی توخالی و بی پشتوانه در کشور و هرگونه حرکت سکتاریستی و فرقه گرایانه که بخواهد عنوان رفراندوم را مصادره کند  با سرشت ذاتی این جنبش و نیاز حیاتی آن مغایر و در جهت تضعیف و تخریب آن قرار دارد . متاسفانه اخیراٌ  برخی از شوخ چشمانی که پس از انتشار فراخوان رفراندوم  به طنز و تمسخر با آن برخورد می کردند و حتی از امضای  آن پس از انتشار نیز ابا داشتند ، خویشتن را به عضویت   " شورای عالی جنبش رفراندوم ایران " منصوب کرده اند . برخی از اعضاء این  شورا که برای نیروهای سیاسی داخلی و فعالان جنبش رفراندوم کاملا شناخته شده اند طی یکی و دوسال گذشته اقدامات بی پایه و اساس دیگری از قبیل تشکیل " کنفدراسیون دو نفره دانشجویان  ایران "  و انجمن های بدلی دانشجویی و حتی جبهه های  دو و سه نفره دست زده اند . واقعیت اما اینست که جنبش رفراندوم به طور جدی در کار تمهید مقدمات  مرحله دوم خویش است . ار این رو ما بعنوان  دعوت کنندگان متن اولیه فراخوان رفراندوم اعلام می کنیم که ادعای عجیب برخی از افراد و گروهها در اعلام  " شورای عالی جنبش رفراندوم ایران "  و ادعاهایی از این دست ، هیچ ارتباطی با اینجانبان ندارد و تاکید می کنیم که بهتر است گروههای سیاسی با پرهیز از هرگونه شتابزدگی ، سیر شکل گیری منطقی بعد سازمانی جنبش رفراندوم با مشارکت همه گروههای سیاسی میهن دوست ، دموکرات و متکی به پایگاه اجتماعی را دنبال کنند . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; علی افشاری ، رضا دلبری ، ناصر زرافشان ، محسن سازگارا ،  اکبر عطری ،  محمد ملکی ، عبدالله مومنی &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-114483597300454457?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/114483597300454457/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=114483597300454457' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/114483597300454457'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/114483597300454457'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/04/blog-post.html' title='اطلاعیه جمعی از دعوت کنندگان  متن اولیه فراخوان رفراندوم'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-114174212076285581</id><published>2006-03-07T06:35:00.000-08:00</published><updated>2006-03-07T06:35:20.843-08:00</updated><title type='text'>شورای عالی جنبش رفراندوم ايران معرفی شد</title><content type='html'> &lt;BR&gt; &lt;img src="http://www.cyrusnews.com/images/shorayrefrendom.jpg" border="0" align="left" width="375" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt; شورای عالی جنبش رفراندوم ايران  &lt;BR&gt; •    از سوی هيئت اجرائی جنبش رفراندوم شخصيت‌های زير به عضويت در شورای عالی مشورتی جنبش رفراندوم برگزيده شدند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;     &lt;BR&gt;      &lt;BR&gt; ١ ـ دکتر خسرو اکمل  &lt;BR&gt; ٢ ـ نيلوفر بيضائی &lt;BR&gt; ٣ ـ دکتر مهرداد پاينده &lt;BR&gt; ٤ ـ حشمت رئيسی  &lt;BR&gt; ٥ ـ پرفسور شاهين فاطمی &lt;BR&gt; ٦ ـ پرفسور مهدی مظفری &lt;BR&gt; ٧ ـ پرفسور حسن منصور &lt;BR&gt; ٨ ـ داريوش همايون &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; به موجب مصوبات کنگره جنبش رفراندوم در بروکسل تعداد اعضای شورای عالی حداکثر ١٥ تن خواهد بود. اين شورا وظيفه معرفی و کمک به جنبش رفراندوم را عهده دار می‌باشد. هيئت اجرائی اميدوار است بتدريج اعضاء ديگر را معرفی نمايد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-114174212076285581?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/114174212076285581/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=114174212076285581' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/114174212076285581'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/114174212076285581'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/03/blog-post.html' title='شورای عالی جنبش رفراندوم ايران معرفی شد'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-114113262071242291</id><published>2006-02-28T05:17:00.000-08:00</published><updated>2006-02-28T05:17:11.893-08:00</updated><title type='text'>جنبش ملی رفراندم  هم استراتژی و هم تاکتیک(بازخوانی یک نگاه)/ دکتر احمد پناهنده</title><content type='html'>(بازخوانی یک نگاه) &lt;BR&gt;               	دکتر احمد پناهنده &lt;BR&gt;                                                              &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; مقدمه: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; هانطوریکه تاریخ نگارش این نوشته گواهی می دهد، هفت ماه پیش راه کار اتحاد تحت نام   " جنبش رفراندم ملی هم استراتژیک و هم تاکتیک " از این قلم بر روی صفحات سامانه های چندی انعکاس یافت که در همان زمان مورد استقبال قرار گرفت. &lt;BR&gt; در تداوم شناساندن این راه کار، مقالات چندی در این زمینه حول رفراندم و ضرورت معرفی رهبری آن از این قلم منتشر شد که همگی در آرشیو سایت های مختلف موجود است. &lt;BR&gt; آن روزها این قلم امروز و حتی فرداهای دور را دیده بود و دردمندانه از همگی خواسته بود که برای رهایی ایران ِ جان از چنگال از گورگریختگان ِ دیوان فرود آمده بر فراز پهن دشت ِ بی کران سرای ِ ایران، اختلافات حقیر گروهی، شخصی و مسلکی را جهت دستیابی به منافع و مصالح عالیه ملت ایران در تمامیتش، کنار بگذارند و به ایران و سربلندی ایران فکر کنند. &lt;BR&gt; زیرا با انتشار طرح رفراندم ملی دیگر هیچ عذر و بهانه ای جهت نپیوستن به آن و در افتراق ماندن قابل پذیرش نبود. چرا که این طرح عالیترین و انسانی ترین و در عین حال پیشرو و صلح و آشتی طلبانه ترین مقوله دموکراتیک بود که همگی در آن می توانستند و می توانند با پیوستن به آن غفلت و کم کاری گذشته خودشان را بهبود ببخشند و در امر پیش برد جنبش رفراندم، سهم مساوی داشته باشند. زیرا این طرح متعلق به همه و در عین حال در انحصار هیچ کس نبود و نیست و همه ایرانیان از این حق برخوردار هستند که ابتدا در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی با رأی مساوی در آن شرکت کنند و سپس در فردای سرنگونی برای تصویب قانون اساسی نوین و تعیین نوع نظام، حتی هواداران همین جمهوری اسلامی ساقط شده می توانند با شرکت در رفراندم، آینده خود را رقم بزنند.   &lt;BR&gt; اما همانطوریکه همگان شاید بودیم، علی رغم استقبال با شکوه و بی مانندی که از آن به عمل آمد، بودند کسان و یا گروهها و سازمانهایی که از همان ابتدا در جهت متلاشی کردن این طرح گام برداشتند و در این راه رذیلانه ترین برچسب و فحش و فضیحت را نثار حامیان طرح رفراندم کردند که خود بیش از همه سزاوارشان بودند.  &lt;BR&gt; تصمیم گرفته بودند ساختار چنین طرحی را بشکنند و حامیان آن را منفعل کنند. برای این کار حتی حاضر شدند با حامیان نظام جمهوری اسلامی به اتحاد و ائتلاف برسند تا پیشرفت چنین طرحی را نبینند که قصد آن کرده بود همه قربانیان جمهوری اسلامی را زیر یک سقف بیاورد. &lt;BR&gt; بیانیه ها و طرح های موازی با طرح رفراندم انتشار دادند تا از این طریق مردم را سر درگم و متفرق نگه دارند. اما همگی آنها به دلیل بی پایه گی و بی مایه گی بوسیله مردم پس گردنی خوردند و دود شدند و از بین رفتنند. &lt;BR&gt; آخرینشان طرح " کنگره ملی " بود که بوسیله " میلیون " بیرون داده شد. در حالی که طراح چنین طرحی پای طرح رفراندم را امضاء نکرده بود و حامیان ایشان یک تضاد کور و آنتاگونیسمی با بخش بزرگی از اپوزیسیون تحت نام مشروطه خواهان دارند.                                                                                برای این منظور این قلم در یک مقاله تحلیلی جهت روشن کردن اذهان مردم نوشته بود: &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; " اینروزها اینجا و آنجا اطلاعیه های حمایتی از " میلیون " برون مرز و درون مرز و میان مرز از طرح آقای عباس امیر انتظام بر روی تارنماها منعکس شده است که چنین القاء می شود که این طرح گامی فراتر از طرح رفراندم ملی است. در حالی که چنین نیست. هرچند در این طرح صحبت از این می شود که همه نیروها باید برای عبور از معضل اجتماعی موجود در کنار یکدیگر قرار بگیرند. اما روشن نمی کند که این " همه نیروها " آیا شامل نیروهایی است که جنبش رفراندم ملی آنها را دعوت به همکاری کرده است یا اینکه فقط شامل نیروهای رنگارنگ جمهوری خواهان است؟  &lt;BR&gt; همچنین مشخص نمی کند که در فردای سرنگونی رژیم آیا رفراندمی جهت انتخاب نوع نظام را برگزار می کند یا خیر؟ &lt;BR&gt; اگر جواب سئوالات بالا مثبت باشد، بنابراین سئوال دیگری که مطرح می شود این است، که چه نیازی سبب شده است، این طرح مطرح شود؟ زیرا بر همگان مبرهن و روشن است که حدود یکسال پیش طرحی تحت نام رفراندم ملی منتشر شد که با استقبال با شکوهی از مردم درون مرز و برون مرز روبرو شده است. بطوریکه امروز، طرح رفراندم به تنها امید مردم ایران برای رهایی از جهنم رژیم جمهوری اسلامی و همچنین متحد کننده همه نیروهایی که دل در گرو ایران دارند، تبدیل شده است. و نشان داده است که از چنان ظرفیتی برخوردار است که می تواند نیروهای صدرصد متضاد را، کنار هم روی یک میز بنشاند و در باره آینده ایران رایزنی کنند. &lt;BR&gt; ولی اگر جواب سئوالات بالا منفی باشد، نه اینکه از قدرت راه گشایی بی بهره است بلکه در نهایت می تواند قسمتی از نیروها را حول برنامه خود جمع کند. و این عملی است که تا امروز به کرات آزمایش شده است و ناتوانی و بی مایگی و بی پایگی شان برای همگان هویدا گردیده است.  &lt;BR&gt; پرسیدنی است که با موجود بودن طرح رفراندم ملی و جا افتادگی آن در سراسر کشور، چرا امروز صحبت از " کنگره ملی " می شود؟ چه چیزی قرار است، در صورت تشکیل کنگره ملی در آن صحبت شود و بعد به تصویب برسد؟ اگر قرار است در عالی ترین شکل مفروض، کنگره ملی بخواهد همه نیروهای مخالف رژیم را تحت یک پلاتفرم جمع کند، یک عمل تکرای است. زیرا طرح رفراندم ملی به عالی ترین وجهی این کار را به مدت یکسال دنبال می کند و به تازگی یک کنگره جهانی را هم پشت سر گذاشته است. آیا بهتر نمی بود که پیشنهاد دهنده کنگره ملی از طرح رفراندم ملی حمایت می کرد و نیروهای هم جهت با خود را از این تفرقه و تشتّت و جدایی بیرون می کشید و زمینه همگرایی بین همه نیروها را بوجود می آورد؟ فراموش نکنیم که نیروهای هم جهت با پیشنهاد دهنده طرح کنگره ملی تا دیروز همه کسانی را که از طرح رفراندم ملی حمایت کرده بودند، به مارک خیانت مفتخر کردند. و حتی تا آنجا پیش رفتند و اظهار لحیه کردند که هرکس از جمهوری خواهان اگر بخواهد در کنگره جهانی رفراندم در بروکسل شرکت کند، خائن است. &lt;BR&gt; و امروز هم پس از یک ماه از برگزاری کنگره جهانی رفراندم در بروکسل، افرادی کینه جو از همین قماش برنشست برلین و کنگره جهانی رفراندم خشم کورشان را فرو می ریزند. همین نیروهایی که سالها در کنج عزلت لم داده بودند و امروز از سوراخ بیرون جستند و بر سر و روی حامیان جنبش رفراندم ملی چنگال فرو می کنند. پاراگراف پایین از یکی از همین گم کرده راه است که پس از سالیان دراز خمیازه کشیدن و دهان دره کردن از پستوی حجره خود، بیرون جسته و جهت مشروعیت دادن به خود ابتدا به همه می فهماند که پدر بزرگش با سلیمان میرزا اسکندری چای تلخ خورده است. به عبارت دیگر ایشان نوه پدر بزرگشان هستند. بنابراین به خود حق می دهد، افاضات پایین را بی پروا روی کاغذ نقاشی کند. باهم می خوانیم." &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; " ما مصدقیها نیز شاگردان مکتب مصدق هستیم،اتکاء به ملت و مردم خود داریم و برای دستیابی به هدفها و آرمانهای خود مانند غریق بهر خس و خاشاکی که رضا پهلوی و پهلویستها و از آن بدتر سازمان سی آی ای نمونه های آن هستند،متوسل نمیشویم.همه با همی نیستیم و تحت هیچ شرطی از شرائط نه با رضا پهلوی و پهلویستها و سلطنت طلبان مشروطه خواه،نه با مجاهدین خلق و نه با افراطیون چپ و راست حاضر بهیچگونه ائتلاف سازمانی نیستیم.هر کس بنام مصدق و جبهه ملی با آقای رضا پهلوی و مجاهدین به ائتلاف بنشیند از ما نیست و کارهایش ربطی به جبهه ملی ایران  ندارد."  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اخیراً در این راستا طرحی تحت عنوان پارلمان در تبعید اینجا و آنجا از آن سخن رانده می شود که اگر با طرح رفراندم پیوند نداشته باشد، بایستی آن را برای همیشه از حافظه و ذهن پاک کرد. هرچند طراح این طرح معتقد است که این طرح در پیوند با طرح رفراندم است. اما بهتر است چنین طرحی از طریق هماهنگی با طراحان طرح رفراندم انجام پذیرد نه اینکه بطور انتزاعی و یارگیری از حامیان رفراندم. &lt;BR&gt; فراموش نکنیم که اگر به طرح رفراندم ملی وفادار هستیم. پایوران این طرح به تازگی یک گنگره جهانی را در بروکسل برگزار کردند و اسناد درخشانی را هم به تصویب رساندند که در سامانه رفراندم منعکس است. به تازه گی هیئت اجرایی این طرح در رسانه ها به شکل همگانی اعلام شده و قرار است در فردای نزدیک هیئت رهبری این طرح از طریق رسانه ها به اطلاع عمومی برسد.                                                      بنابراین جا دارد آنانیکه به طرح رفراندم ملی علاقه مند هستند، تکروی و رهبری طلبی را از ذهن و جان خود بیرون کنند و در جهت زمینه هر چه بیشتر استواری و همه گیرشدن طرح رفراندم کوشا باشند. &lt;BR&gt; مطمئن باشیم که پارلمان در تبعید و یا دولت در تبعید بایستی از دل طرح رفراندم و با هماهنگی مسئولین طرح رفراندم بیرون بیاید و گرنه این قلم به سلامت چنین پیشنهادی مشکوک خواهد بود. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; با این مقدمه طولانی، اکنون ارزش آن را خواهد داشت در این آشفته بازار تولید طرح های گوناگون، یکبار دیگر مقاله " جنبش رفراندم هم استراتژیک هم تاکتیک " از این قلم را از نظر بگذرانیم. &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ارزیابی یک نگاه و وظایف ما: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; امروز با یکدست شدن حاکمیت جمهوری اسلامی  تحت نام ولایت فقیه، دیگر نه عذری باقی مانده است و نه بهانه ای که تئوری سر هم کنند و در اندر مزایای اصلاح طلبی ِ بخشی از حاکمیت، مردم را به این باور بکشانند که قانون اساسی رژیم جمهوری اسلامی هنوز ظرفیت اصلاحات دارد و می شود همچنان با چانه زنی در بالا و فشار از پائین حاکمیت را وادار کرد که اندک تغییری را در سیستم پوسیده خود بپذیرد. چنین نگاهی می بایستی بیست و شش سال از عمر کل جامعه را به پای بقای حاکمیت ولایت فقیه تلف می کرد تا موجودی جانی، تروریست و تیر خلاص زن به نام احمدی نژاد بر مسند ریاست جمهوری جلوس کند. و شگفت و غم انگیزتر از مفتضح شدن این نگاه و پشت کردن مردم به آن و یک" نه" بزرگ دادن به حاملان آن، بر ملاء شدن زبونی و خواری و پخش گردیدن لجن نشت کرده در جامعه فرهنگی و روشنفکری در قالب اخته گان روشنفکری و سینمائی بود که بوی گند تعفن آنها در دامن چاک دادن و سینه زدن برای یک جانی دیگر در ردیف خلخالیها و لاجوردیها بود که در سیمای او عنصری" ضد فاشیست" می دیدند که طوق هلال نورانی ماه را در گردن دارد و از پله های قمر زمین به طرف کره زمین می آید. &lt;BR&gt; چرا چنین شد و چگونه از عملکرد و تئوری آنها میوه ای پوسیده و تلخ بنام احمدی نژاد از درخت قعر تاریکخانه زمان پائین افتاد؟ چرا حاملان این تئوری و نگاه که زمانی در حال نواختن و ناز دادن به افکار خمینی، لیبرال ها را می کوبیدند و نیروهای آزادیخواه را به مسلخ می فرستادند، ابتدا پشت رفسنجانی زنجیر زدند و او را در حد یک اصلاح طلب و " مُدره " بالا کشیدند و دراندر خدمات " سازندگی اش " مرثیه های انسان سوز خواندند و سپس پشت خاتمی سینه زدند و اندر برکات " اصلاح طلبی" او کف بر دهان آوردند و حنجره پاره کردند و دست آخر دوباره به طرف قبله گاه خودشان سر تعظیم فرود آوردند و نماز " ضد فاشیستی " خواندند؟ چگونه می توان این دگردیسی و سیکل معیوب ِ نگاه این جماعت را تجزیه و تحلیل کرد؟ &lt;BR&gt; برای جواب دادن به این سئوالات و تجزیه وتحلیل روی آنها بایستی به عقب برگردیم و ببینیم که اینگونه نگاه ها و جماعت حامل آنها در نظام گذشته، شرایط اجتماعی و واقعیت های موجود را چگونه ارزیابی می کردند. &lt;BR&gt; اگر بخواهیم از تحلیل تاریخی به دلیل خارج بودن از حوصله این نوشته صرف نظر کنیم، در یک کلام پاسخ به سئوالات بالا را می توان چنین داد که جماعت مورد نظر عزم خودشان را جزم کرده بودند که از مُدرنیته ، ترقی، پیشرفت و در رأسشان خانواده پهلوی انتقام بگیرند. &lt;BR&gt;  بدون اینکه چشمان خون آلود آنها قدرت دیدن چند قدم جلوتر و واقعیت های اجتماعی را داشته باشد، سعی کردند با همه ابزارها و حمایت های آشکار و پنهان کشور های دوست و رفیق و برادر، این فضای کنونی را حاکم گردانند که حاکمانشان خمینی، خامنه ای، رفسنجانی...و احمدی نژاد می باشد. هر چند بنا ندارم در این نوشته از نظام پادشاهی گذشته با چشمان بسته و نا دیده گرفتن کمبودها  وکاستی ها دفاع، قدر دانی و حمایت کنم. امّا می توانم بگویم که علی رغم هر نوع اشکال و محدودیت مبنی بر فضای سیاسی، کشور در شاهراه ترقی اقتصادی و پیشرفت اجتماعی گام بر می داشت و می رفت خود را با کشورهای بزرگ و مرفّه جهان خویشاوند کند. سیستمی بود امروزی و نو و از این جهت ظرفیت تازه شدن و دریدن جامه کهنگی از جسم و جان جامعه را داشت و به عبارت امروزی پتانسیل اصلاحات را دارا بود.  &lt;BR&gt; عقل و خرد حکم می کرد که  نیروهای سیاسی آن دوران راه کار ورود به اصلاحات را در عرصه های مختلف بویژه عرصه سیاسی را خواستار می شدند، نه اینکه تیشه و سلاح بردارند و آنچه را که با خون ِ دل و رنج و شکنج مردم ستمدیده ایران حاصل گشته بود و به قله پیشرفت اقتصادی- اجتماعی رسیده بود، از ریشه نابود و یا تیر باران کنند و آن همه دستاورد عظیم علمی در زمینه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در قالب رفاه و پیشرفت را در سینی زرّین به رجاله هایی که از قعر تاریکی بر آمده بودند، تحویل دهند و بعد در مقابل آنها کرنش کنند تا تکه استخوانی برایشان بیاندازند و همگی دیدیم حتی با این چاکری و کرنش ها فقط سرشان را پائین آوردند و پس گردنی زدند و عاقبت هم وقتی که خر ِ مرادشان از پل گذشت شمشیر از نیام کشیدند و بر فرق آنها فرود آوردند . &lt;BR&gt; و چقدر دردناک است که امروز دیده می شود این نگاه و سیاست، خوار و زبون گشته است که حاصلش جزء ویرانی، مرگ، شکنجه و به قهقرا کشاندن جامعه و مردم سودی نداشت. هر چند بنا ندارم در این نوشته کسی و یا جریانی را ملامت کنم ولی قصد آن را دارم که نشان دهم که همگی مان از خُرد و بزرگ، از مبارزین رادیکال و مسالمت جو و ازشرکت کنندگان در " انقلاب شکوهمند " و مخالف آن قربانی این رجاله های گریخته از قبر زمان هستیم. بنا براین جا دارد قربانیان با هر ایده و مرام در کنار هم قرار بگیرند و حقوق پایمال شده خود را از ظالمان حاکم بگیرند. در این زمان سرنوشت ساز پرداختن و دامن زدن به اختلافات درونی بهره ای نصیب جنبش نمی کند بلکه آن را تضعیف و دشمن مشترک را قوی و مسلط می کند. امروز باید صدر خواسته های همه نیروها، نجات ایران و اعتبار دادن به حمیّت و پیوند ملی باشد، نه بر کرسی نشاندن خواسته های محدود و تنگ ِ گروهی. &lt;BR&gt;  امروز که کوس رسوائی نگاه " اصلاح طلبی " از درون رژیم عالمگیر شده است و مردم ایران در انتخابات شوراها ی شهر و روستا، مجلس هفتم و بویژه نُهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به آنها پشت کردند و راه حل از بن بست رژیم جمهوری اسلامی را در بیرون از کلیت رژیم جستجو می کنند، جا دارد منصفانه و صادقانه در پیشگاه ملت ایران زانو بزنند و از عملکرد و گذشته ناشاد خود عذرخواهی بکنند. زیرا باید بدانند چنین نگاه مخرّبی سنگ بنایش در نظام پادشاهی گذشته نهاده شد و آن ضدیت کور و کر و انتقام خون آلود از خانواده پهلوی بود، بدون اینکه بدانند چه می خواهند. و بر همین پایه بود که چشمانشان را بر هر گونه پیشرفت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می بستند و با تمامی قوا به ویرانی شیرازه و شالوده بنیه اجتماعی و اقتصادی مشعول بودند. آیا گزافه است که بگوئیم در رفرم ارضی و قائل شدن حق رأی برای زنان که جامعه را از مدار بسته فئودالیسم به جامعه باز و ترقی پرتاب می کرد همین نگاه مورد بحث به مخالفت با آن بر خواستند و پشت سر خمینی در آن بلوای ارتجاعی و ضد مردمی خرداد سال 1342 سینه زدند؟ آیا بهتر نمی بود که پس از شنیدن صدای انقلاب بوسیله پادشاه وقت، رفرم سیاسی را در همان نظام خواستار می شدیم که با جوامع پیشرفته و آزاد جهان هماهنگ بود؟ ولی همانطور که همگی شاهد بودیم بر این موقعیت طلائی چشم پوشیدیم و دنبال عنصری مرتجع در کره ماه رفتیم و همین نگاه بود که پس از " انقلاب شکوهمند " تا امروز چشم بر همه جنایات این رژیم بست و برای بقای آن در مقابل مردم و آزادیخواهان ایستاد. امّا امروز چنین نگاهی بطور اتو دینامیکی و درون جوش مکافات عملکرد گذشته ناشاد خودشان را با از دست دادن اعتبار اجتماعی و پشت کردن مردم به آنها می چشند. و یکبار دیگر تاریخ نشان داد که با عناصر کهنه نمی شود به مصاف نوگرائی رفت.   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; جنبش ملی رفراندم هم استراتژی و هم تاکتیک:  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; قبل از باز کردن و توضیح روی شعار بالا باید بگوئیم که جنبش رفراندم وحی مُنزل نیست ولی می توانیم بگوئیم که در حال حاضر جامع ترین و خرد و دنیا پسند ترین و در عین حال مدنی و مسالمت آمیزترین و حتی نسبت به بدیل های موجود َ دیگر کم هزینه ترین آلترناتیو و برنامهء ساز و کار مبارزاتی جهت خلع قدرت کردن رژیم جمهوری اسلامی تحت یک مبارزه نافرمانی مدنی در تمامی اشکالش می باشد که خود را در اعتراضات، تظاهرات، اعتصابات و امتناع از همکاری با رژیم نشان می دهد. حال اگر نیروهای مخالف این طرح بدیل بهتر، جهان پسندیده تر و در عین حال کم هزینه تر دارند می توانند پیشنهاد کنند تا ما به آن بپیوندیم. امّا تا امروز که قلم روی کاغذ می لغزد، این قلم با مطالعه همه بدیل های دیگر، طرحی جامع تر از جنبش ملی رفراندم نیافته است. زیرا آن بدیل هایی که راه مبارزه مسالمت آمیز را جهت تغییر رژیم جمهوری اسلامی پیشنهاد می کنند بدلیل نارسائی و یا مراحلی پائین تر از طرح رفراندم ملی می توانند در زیر مجموعه جنبش ملی رفراندم قرار بگیرد ( مثل بیانیه 565 نفر از مبارزین و فرهنگیان داخل ایران ). امّا بدیل های رادیکال و انقلابی ِ خون آلود بدلیل نقش ویرانگر و خراب کنندهء  شیرازه و بُنیهء ملی و در عین حال بی هدف و عوام فریب، از آنجا که با دنیای مدرن امروز همخوانی ندارد و در چهارچوب یک شرایط دموکراتیک نمی گنجد از بحث و هدف ما خارج است. زیرا تاریخ نشان داده و به ما آموخته است که هر گونه تغییری که با خون و خون ریزی حاصل شود، در خون و خونریزی ادامه حیات می دهد که حاصلش یک جامعه توتالیتر و تک صدائی است. &lt;BR&gt; حال با این توضیحات می پردازیم به اینکه چرا جنبش ملی رفراندم هم استرا تژی است و هم تاکتیک؟  &lt;BR&gt; الف: &lt;BR&gt;  تاکتیک است بدلیل اینکه این طرح یک گفتمان سیاسی جهت نزدیک کردن نیروها با هر عقیده ومرام حول محور نجات ایران و مردم ستمکشیده از ظلم و جور ِ حاکمیت جمهوری اسلامی است. زیرا طرح رفراندم در انحصار کس و یا نیروئی نیست بلکه همه نیروهای موجود در ایران می توانند این طرح را متعلق به خود بدانند. بنا براین رسالت این طرح در قدم اوّل جمع کردن نیروهای متفرق و پراکنده در زیر یک سقف و جلوگیری از هرز رفتن انرژیهای آنها است. و نیک می دانیم که یکی از دلایل طولانی تر شدن عمر این رژیم عدم اتحاد بین نیروها و پراکندگی آنها است و تا امروز غیر از طرح رفراندم ملی هیچ طرحی نتوانسته است نیروهای پراکنده را از جمهوری خواه گرفته تا مشروطه خواه تلویحاً به هم نزدیک کند و بعضاً روی یک میز بنشاند. برای ورود به این بحث لازم می بینیم،  سیر تاریخی حرکتی که امروزه به جنبشی تحت عنوان فراخوان ملّی رفراندم انجامید، را از نظر بگذرانیم تا پیش زمینه این حرکت و صف آرائی نیروها در این پروسه مشخص گردند و مشاهده کنیم که چگونه شد که امروز نیروهای مختلف اجتماعی با خواسته ها و نظرات متفاوت حول این شعار اختلافات گذشته را حداقل تلویحأ کنار گذاشته و بطور نظری کنار هم قرار گرفته اند، بدون اینکه بخواهند ائتلافی و یا اتحّادی در این باره تشکیل دهند، هر چند در تعمیق این حرکت این چشم انداز وجود دارد که ائتلافی حول این شعار شکل گیرد. طبیعی است تمامی این تلاش ها جهت تشکیل یک آلترناتیو سیاسی در مقابل رژیم جمهوری اسلامی می تواند معنی دهد، تا از این طریق از پراکندگی و تفرقه نیروها و اقطاب جلوگیری کرده و بالعکس انرژی متفرق و پراکنده آنها را حول یک محور گره بزند. همانطور که می دانیم از فردای 30 خرداد 1360 فراخوانی تحت نام " میثاق " بوسیله مسعود رجوی از مجاهدین خلق و ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور بر کنار شده، انتشار یافت که در روند خود به شورای ملّی مقاومت تغییر نام داده شد که ابتدا با اقبال گسترده ای از نیروها و شخصیتهای نامدار روبرو شد. ولی همچنانکه می دانیم این حرکت به دلیل تنگ نظری مجاهدین و همچنین تاکتیک قهرآمیز مبارزه مسلحانه علیه رژیم که شرط ورود پذیرش اعضاء جدید به داخل شورای ملّی مقاومت بود و از طرف دیگر بخش بزرگی از ایرانیان از مشروطه خواهان تا نیروهای بینابینی که به مبارزه مسلّحانه و قهرآمیز اعتقادی نداشتند ولی خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی بودند، را نفی می کرد، نتوانست به یک آلترناتیو فراگیر، دموکراتیک و آزادیخواه که حمایت بین المللی را جلب کند، تبدیل شود که عاقبت آنرا امروز مشاهده می کنیم که محوری ترین سازمان تشکیل دهنده آن هم اکنون در لیست تروریستی اتحادیه اروپا،  وزارت خارجه آمریکا و دولت کانادا قرار گرفته است. &lt;BR&gt;  پس از شورای ملّی مقاومت تا انتشار فراخوان رفراندم ملّی هیچ نیروئی نتوانسته است حرکتی را در جهت نزدیک کردن نیروهای اپوزیسیون انجام دهند. هرچند در 2 خرداد سال 1376 نیروهای جبهه متحد ارتجاع سالهای 1360 به بعد زیر علم " اصلاح طلبان حکومتی " دامن چاک دادند و برسر کوفتند و سینه زدند و یک بار دیگر نشان دادند که برای فرو رفتن در مأتحت برادران ایدئولوژیک هیچ فرصتی را از دست نمی دهند و برای چاکری حاضرند حتی دستمال یزدی در دست بگیرند ودر صف مقدّم بیعت با ابوالارتجاح ( بخوان ولی فقیه ) پاسپورت و شناسنامه بدست به نماینده گیهای آن نا ایرانیان رجوع کنند و نهایت بندگی و جان نثاری را با رأی خود در صندوق فریبا خاتمی بریزند. امّا چون حرکت 2 خرداد 1376 حرکتی از درون رژیم بود،  نتوانسته قدمی به جلو بردارد.                                                                                                   چنانکه دیدیم عاقبت و محصول نهایی آن فردی جانی و عقب گرا به نام احمدی نژاد بود که بر گُرده مُلک و ملت  ایران سوار شد. و یک بار دیگر اثبات شده است که در یک سیستم تک صدائی و بویژه دینی که شالوده و شیرازه حاکمیت بر اصل ولایت پیشوا، امام و رهبر ( از نوع معظم و عقیدتی ) است و تنظیم رابطه ولایت با مردم بر پایه هدایت شبانی با گوسفندان است، نمی شود تغییرات دموکراتیک را که از ظرفیت ها و ویژه گیهای جوامع آزاد، پیشرفته و حاکمیت مردم بر مردم است، از یک حاکمیت توتالیتر، تک صدائی ازنوع دینی و کمونیستی اش انتظار داشت. و در نُهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به عینه دیده شد که " رهبر معظم " در رأس حاکمیت، شریک، رقیب و یا دوگانگی نمی پذیرد. بر همین پایه بود که خامنه ای با پذیرفتن ریسک و خطر فروپاشی جمهوری اسلامی، رفسنجانی را با ترفندهای رذیلانه از رسیدن به رأس هَرَم رهبری مانع شد تا خدشه ای بر اصل امامت مذهب شیعه وارد نیاید. و این پیامی است روشن و شفاف به آنانیکه هنوز نسبت به رژیم جمهوری اسلامی توهّم دارند و می خواهند از درون، رژیم را متحّول کنند. &lt;BR&gt;  با شناخت و آگاهی بر این اوضاع اجتماعی است که فراخوانی به همّت تنی چند از دانشجویان، اصلاح طلبان سابق و افراد سرشناس مبارز از داخل ایران، جهت یک گفتمان سیاسی پیرامون برون رفت از این معضل اجتماعی که حاکمیت ولایت فقیه آن را قفل کرده است، روی صفحه اینترنت ظاهر می شود و از آنجا که محتوی این فراخوان چیزی جزء خواسته های تمامی نیروهای ترقی خواه و مردم ایران نیست، بطور شایانی مورد حمایت شخصیت ها، سازمانها و احزاب از مشروطه خواه تا جمهوریخواه قرار گرفته است که این عمل در این شرایط افتراق نیروها و همچنین تاریخ مبارزه با دیو ارتجاع، غنیمتی بزرگ به شمار می رود. بنا بر این تاکتیک رفراندم ملی فراهم کردن ساز و کار و سازماندهی نیروها و مردم در یک حرکت فراگیر است که در تداوم خود به عنوان آلترناتیو مسلم رژیم جمهوری اسلامی تثبیت می شود و این مرحلهء تثبیت یکی  از وظایف بزرگ و تعیین کنندهء مرحله تاکتیک است و از این پس جنبش وارد مرحله استراتژیک می شود که خلع قدرت کردن جمهوری اسلامی و برگزاری رفراندم برای تثبیت قانون اساسی نوین و نوع نظام را در دستور کار خود دارد. &lt;BR&gt; ب:  &lt;BR&gt; استراتژی است، بدلیل اینکه تغییر رژیم جمهوری اسلامی را در کانون برنامه خود جای داده است که  این مرحله در دو گام انجام می پذیرد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; گام اوّل: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  تغییر رژیم جمهوری اسلامی یا سرنگونی آن می باشد که از طریق تاکتیکهای متناسب با شرایط اجتماعی در زیر لوای یک مبارزه مدنی و خردگرا تحت عنوان نافرمانی مدنی انجام می گیرد. چنین مبارزه مدنی و مسالمت آمیز با امتناع از همکاری و فعالیت در ادارات و کارخانه جات، خود را در یک حرکت سازماندهی شده برای انجام اعتصابات، اعتراضات و تظاهرات خیابانی با شعارهای آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و رادیو تلویزیون ها، آزادی بیان و قلم و عقیده، جدائی دین از حکومت و سیاست و همچنین ورود جلای وطن کرده ها به مام وطن  و ...نشان می دهد. تداوم این حرکات در سراسر کشور و بویژه در شهرهای بزرگ و مؤسسات کلیدی و شرکت های سرنوشت ساز، رژیم جمهوری اسلامی را در مقابل طغیان مردم خلع سلاح می کند و سبب می شود مواضع کلیدی قدرت و همچنین قدرت سرکوب را رفته رفته از دست بدهد و " عمود و خیمه " نظام فرو بریزد.                                                                                              پیشروی جنبش رفراندم تا این نقطه، دریچهء رهائی از حاکمیت منحوس رژیم جمهوری اسلامی را بر روی مردم به طغیان آمده باز می کند که در اثر این گشایش مواضع قدرت رژیم بدست مردم تسخیر می گردد. رسیدن به این مرحله از استراتژی را می توان پایان رژیم جمهوری اسلامی ارزیابی کرد. &lt;BR&gt; توضیحاً باید بگوئیم که مطلب نوشته شده در بالا فقط یک فرضیه و یا تئوری است که اگر طبق خواسته های جنبش رفراندم پیش رود، به آن موفقیت دلخواه خواهد رسید. امّا هر تئوری موقعی از اعتبار بر خوردار می شود که در عمل و یا پراتیک اجتماعی به محک تجربه در آید و موفقیت در عمل است که آن تئوری را تثبیت می کند. البته این را هم از نظر دور نمی داریم که هر تئوری هرچند در گفته منطقی باشد در عمل امّا می تواند به موانع غیر قابل پیش بینی برخورد کند و حرکتش را کُند کند ویا آن را به بیراهه بکشاند. ولی آنچه که حائز اهمیت است دینامیزم و پویائی آن تئوری است که می تواند در جریان عمل تمامی موانع را از سر راه بردارد و نارسائی ها را مرتفع کند و با یک رهبری خردمند راه فرو بسته را بگشاید. و طبیعی است تئوری و یا خطی راهگشای جنبش فراگیر مردم است که منطبق با شرایط اجتماعی و همچنین غیر قابل تنش با جوامع جهانی باشد و بتواند نیروهای مردمی را با کمترین هزینه برای رهایی از جهنم رژیم حمهوری اسلامی به میدان بکشد و بدون اینکه هرج و مرج ایجاد کند بطور منظم در تشکل سازمان یافته ای در جهت تسخیر مواضع قدرت بسیج شوند.                                                                                                        به نظر می رسد که در حال حاضر این ساز و کار ِ منطبق با شرایط اجتماعی، جنبش رفراندم ملی است که صلاحیت رهبری در یک خیزش سراسری را حائز است. هرچند نیروهای تندروی انقلابی و همچنین نیروهای وفادار رژیم برای برهم زدن نظم اجتماعی جنبش کارشکنی خواهند کرد که سبب می شود بین مردم شکافی ایجاد گردد. امّا وقتیکه مردم به خیابانها آمدند و در اعتصابات سراسری شرکت کردند، در جریان عمل به حضور رهبری کننده جنبش ملی رفراندم پی می برند و بر گِرد شعار رفراندم حلقه می زنند. طبیعی است که در یک حرکت اعتراضی فراگیر، در پایان آن نیروئی موفق است که اکثریت نفوذ و مردم را در زیر چتر رهبری خود دارد و نیروهای مخالف طرح رفراندم، بویژه آنانیکه در سرنگونی رژیم مصمّم هستند می توانند علی رغم مخالفت، تسریع کننده سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی تحت رهبری جنبش ملی رفراندم باشند هرچند که در صف مستقل و با شعار خودشان در حرکت اعتراضی سراسری مردم شرکت کنند. امّا این رهبری جنبش ملی رفراندم است که باید جلوی هرج و مرج را پس از فرو ریزی ساختار جمهوری اسلامی بگیرد و جامعه را از بلا تکلیفی و خلاء قدرت نجات دهد و قدرت را در دست خود متمرکز کند. پر واضح است که این قدم از مرحله استراتژی از مراحل کلیدی است و بهای سنگین خود را طلب می کند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; گام دوّم: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  وقتی که رژیم جمهوری اسلامی سقوط کرد، وظیفه نهایی جنبش ملی رفراندم شروع می شود و آن آماده سازی شرایط اجتماعی برای تمامی نیروها در درون جنبش رفراندم و بیرون از آن است که در آن شرایط ایجادشده فارغ از هر گونه محدودیتی به تبلیغ از مرام وعقاید خود بپردازند تا برای تدوین پیش نویس قانون اساسی نوین، نمایندگان منتخب خود را به مجلس مؤسسان که به همین منظور تشکیل می شود، بفرستند و پس از تدوین آن را همراه با تعیین نوع نظام زیر نظر سازمان ملل به رفراندم بگذارند.                                   نباید فراموش کرد که استراتژیک بودن این شعار بر این امر دلالت دارد که هرنوع تغییری که به سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی منجر شود، برای تدوین قانون اساسی نوین و نوع نظام احتیاج به یک رفراندم است. حتی اگر این سرنگونی به رهبری جنبش رفراندم صورت نگیرد، زیرا هیچ نیروئی به تنهایی قادر نیست رژیم را سرنگون کند. &lt;BR&gt; انتخابات نُهمین دوره ریاست جمهوری شرایط نوینی را برای نیروهای خواهان تغییر رژیم جمهوری اسلامی فراهم کرده است که تا دیروز وجود نداشت و امروز شرایط داخلی و بین المللی در راستای جنبش تغییر قرار گرفته است و عقل و خرد در این شرایط حکم می کند که برای به زیر کشیدن رژیم ملایان عزم را جزم کنیم تا به رژیم فرصت تجدید سازماندهی و ترفند از نوع دوّم خردادی ندهیم و باید بدانیم که زمان همیشه بنفع جنبش حرکت نمی کند. حال که این شرایط پیش روی ما است و رژیم با گزینش احمدی نژاد به ریاست جمهوری ، مرحله یکدست شدن را تکمیل کرده است، وظیفه عاجل ما این است که بدور از هر گونه اختلافات شخصی و یا گروهی در کنار یکدیگر قرار بگیریم. نیک پیدا است که عدم استفاده از این شرایط سبب می شود که رژیم با ترفندهای حزب  "اعتدالیون" و " جبهه دموکراسی خواهی " و احزاب خود ساخته چهره عوض کند و برای بقای خود بوسیله همین احزاب و جبهه ها فرصت بخرد. بر ما است که اجازه ندهیم رژیم از این شرایط مرگبار و تعیین کننده عبور کند و این عدم عبور هم به اتحاد ما بستگی دارد. حال این گوی و این میدان.       و آنانیکه که خواهان یک ایران آباد، آزاد و دموکراتیک منهای جمهوری اسلامی و جدایی دین از حاکمیت هستند و قوانین حقوق بشر  را از برنامه های کانونی خود قلمداد می کنند بایستی به جنبش ملی رفراندم بپیوندند و یا در صف مستقل با شعار و برنامه خود در تسریع سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در کنار جنبش ملی رفراندم به مبارزه برخیزند. در غیر این صورت باید وجود منحوس حاکمیت جمهوری اسلامی را بر مسند قدرت به نظاره بنشینیم تا عمر ما به سر آید. همچنین یادآور میشویم که در این شرایط حسّاس و تعیین کننده، صحبت کردن از نوع نظام، بدون اینکه مشکلی از جنبش حل کند به اختلافات دامنه داری دامن می زند که باعث تفرّق نیروها می گردد. آنچه که امروز بایستی مد نظر قراربگیرد سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و برقراری یک حکومت دموکراتیک و سکولار است که در آن جدایی دین از حکومت برجسته باشد و طبیعی است که چنین نظامی، هم در شکل جمهوری و هم در شکل مشروطه قابل دسترسی است.                           بنا بر این امروز دامن زدن به این بحث تفرقه انگیز هیچ سودی عاید جنبش نمی کند و وظیفه تک تک ما حکم می کند که برای نجات ایران و مردم آن سامان دست در دست یکدیگر بدهیم و با هم فارغ از هر گونه اختلاف شخصی و یا گروهی یک اتحاد فراگیر را سازمان دهیم که در آن هیچ تبعیضی بین جمهوریخواه و مشروطه خواه و یا سایر مرام ها نباشد. و باید بدانیم که همه ما ایرانی هستیم و هر ایرانی هم حق مساوی برای شرکت در سرنوشت کشورش را دارد. بنا براین تفکیک کردن جمهوری خواهان از مشروطه خواهان و یا ...نیروهای ما را هدر می دهد و ما را در مقابل رژیم جمهوری اسلامی ضربه پذیر می گرداند. اتحاد عمل در این موقعیت سرنوشت ساز می تواند سنگ بنای یک جامعه تکثرگرا در آینده باشد و باید بدانیم که ما در آغاز تمرین دموکراسی هستیم و هنوز با رموز آن به خوبی آشنا نیستیم و تمرین بیشتر در این اتحاد فراگیر و فدا کردن منافع گروهی به نفع کل جامعه و منافع ملی، ما را در این بازی دموکراسی پخته تر می کند و گشایشی در ذهن ایجاد می کند که همانا خروج از دیوار تنگ گروهی و وارد شدن به میدان وسیع صلح و آشتی منافع جمعی است. آن روز دیر نیست. &lt;BR&gt; به امید آن روز و روز رهایی ملت با فرهنگ ایران       دکتر احمد پناهنده        18 تیر 1384  &lt;BR&gt; a_panahan@yahoo.de &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;     &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-114113262071242291?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/114113262071242291/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=114113262071242291' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/114113262071242291'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/114113262071242291'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/02/blog-post_28.html' title='جنبش ملی رفراندم  هم استراتژی و هم تاکتیک(بازخوانی یک نگاه)/ دکتر احمد پناهنده'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113976807484202188</id><published>2006-02-12T10:14:00.000-08:00</published><updated>2006-02-12T10:14:34.883-08:00</updated><title type='text'>"طرحی برای نجات از بن بست"/پارلمان در تبعيد/ جمشيد طاهری‌پور</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.cyrusnews.com/images/taheripour.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt; جمشيد طاهری‌پور &lt;BR&gt; يکشنبه ٢٣ بهمن ١٣۸۴ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  در تارنمای "اخبارروز" – شنبه ٨ بهمن ٨٤- مقاله‌ای خواندم از آقای "كيومرث نويدی"كه توجه –ام را به خود جلب كرد. بهتر است سر ضرب بروم روی اصل مطلب. مقدمه احتياج ندارد! مقدمه همين حال و وضعی است كه داريم و همگان از آن با خبريم؛ چيزی كه عيان است حاجت به بيان ندارد. &lt;BR&gt; اسم مقاله: "طرحی برای نجات از بن بست" و طرحی هم كه ارائه داده تشكيل "پارلمان در تبعيد" با كمك انترنت و اجلاس‌های پالتاكی است. در طرح او هر ايرانی حق انتخاب كردن و انتخاب شدن خواهد داشت. اعضای پارلمان در يك سيستم رأی گيری از راه دور برگزيده می‌شوند و پارلمان يك "هيات رهبری" انتخاب می‌كند تا "جنبش رفراندوم" را رهبری كند. قاعدتا" اين "هيات رهبری" برای دوره معينی عهده دار چنين وظيفه‌ای خواهد بود و در يك پريود يك ساله يا دوساله، برای ابقاء ، ترميم و يا بركناری آن، پارلمان انتخاب خود را تجديد خواهد كرد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; "...فراخوان برای رفراندم را هزاران ايرانی امضا كرده‌اند؛ من خود امضا نكرده‌ام، باری اما، با طرح رفراندم موافقم. مشكل من با اين طرح اين است كه متضمن هيچ راه عملی‌ای نيست. جمهوری اسلامی ‌ست كه بايد اين رفراندم را برگذار كند و چنين كاری نمی‌كند. مگر اين كه مجبورش كنيم. اين هم جز با مبارزه‌ی ممكن نمی‌‌شود. مسئله اين است كه ما آن ستاد لازم برای رهبری و هدايت اين مبارزه را چگونه به وجود آوريم. اين وظيفه‌ی عاجل ماست. &lt;BR&gt; برای اين كه يك ستاد فراگير و مورد پذيرش همگان به وجود بيايد، بايد نخست حيطه‌ی مخاطبانش را روشن كند، می‌خواهد خطابش به چه كسانی باشد.... ، گمان من اين است كه می‌توانيم بر سر اين توافق كنيم: خطاب آن ستاد می‌تواند با مردم ايران باشد و طبعاٌ بايد تركيبی داشته باشد كه همه‌ی بخش‌های جامعه‌ی ايرانی احساس كنند در آن نماينده يا سخنگو دارند. مسئله‌ی ما، اكنون نمی‌‌تواند شكل رژيم آينده‌ی ايران باشد؛ اين را مردم ايران در همان رفراندم تعيين خواهند كرد. ستاد رهبری ما تنها می‌تواند پيش نويس قانون اساسی را تعيين كند تا مردم به آن بينديشند. آن هم در وجوه كلی‌اش يعنی آزادی‌های سياسی و اجتماعی. تضادهای ريز و درشت جامعه‌ی ايران در همان ايران و پس از جمهوری اسلامی قابل حل خواهند بود؛ مسئله‌ی ما بايد اين باشد كه اين تضادها آنتاگونيستی (غيرقابل حل از راه‌های مسالمت آميز) نشوند؛ يعنی زمينه‌ای فراهم كنيم كه مجلس مؤسسان آينده‌ی ما، بتواند برای آنها راه حل منطقی و مسالمت ‌آميز بيابد. &lt;BR&gt; .... در باره‌ی اين كه در ايران بايد رفراندمی بر سر چگونگی پی‌افكنی سامانه‌ی حكومتی آينده صورت بگيرد، يك توافق عام وجود دارد. پيشنهاد من اكنون اين است كه امضا كنندگان طرح رفراندم پارلمان در تبعيد را تشكيل دهند. چگونه؟ نخست بايد بخواهند اين كار را بكنند؛ يعنی اين بايد بدل به خواست اكثريتشان بشود، پس موافقان با طرح پارلمان در تبعيد، بايد بكوشند اين طرح را آوازه دهند. خود اين حركت باعث خواهد شد كه بر شمار امضا كنندگان طرح رفراندم افزوده شود، شكی نيست كه همه‌ی آنانی كه طرح پارلمان را جدی بگيرند امضايشان را پای طرح رفراندم هم خواهند گذاشت؛ و از آن پس: &lt;BR&gt; ١- يك كميته‌ی موقت تشكيل شود از پنج نفر از شناخته ‌شده ترين چهره‌های فرهنگی ما: اين كميته كارش نظارت بر روند تشكيل پارلمان است. تا انتخابات آن. &lt;BR&gt; ٢- روشن است كه اين كميته در اروپا، آمريكا و كانادا حساب‌هائی باز خواهد كرد تا ايرانيانی كه مايلند به اين طرح كمك مالی دهند. &lt;BR&gt; يك سايت اينترنتی افتتاح می‌‌كند و دفتری با تلفن و فاكس و آدرس‌ای ميل و يك آدرس پستی مشخص (يك صندوق پستی) &lt;BR&gt; ٣- برای انتخاب شدن و انتخاب كردن، به همه‌ی ايرانيان فراخوان بدهند. هر ايرانی كه مايل باشد، می‌تواند برای انتخاب كردن، ضمن امضای طرح رفراندم، درخواست بدهد. اما، هر درخواست بايد با پرداخت مبلغی جزئی به يكی از حساب‌های كميته‌ی موقت همراه باشد: معادل ده يورو مثلاٌ، &lt;BR&gt; ۴- انتخابات فردی نخواهد بود، يعنی به ليست‌ها رای داده خواهد شد و نه به افراد؛ اين باعث خواهد شد كه جريانات نزديك‌تر به هم برای شركت در انتخابات متحد شوند. &lt;BR&gt; ۵- هر انتخاب كننده، در چهارگوش زير يا كنار ليست‌ مورد نظرش ضربدر خواهد زد. اما، به نفرات ليست‌های ديگر نمره خواهد داد –به نفرات ليست خود نمره نمی‌دهد و اگر بدهد رعايت نخواهد شد-. منهای يك (يعنی او را قبول ندارد)، صفر (يعنی برايش بی‌تفاوت است)، به اضافه‌ی يك (يعنی او را قبول دارد). –روشن است كه در برابر نام هر كانديدا چهارگوشی برای اين نمره‌دهی وجود دارد-. علاوه بر اين، برگه‌های انتخاباتی دارای شماره‌ی سری هستند و اين جلوی هرگونه تقلب را خواهد گرفت؛ چرا كه اين شماره‌ی سری‌ها با رای داده شده در سايت كميته درج خواهد شد. &lt;BR&gt; ۵- شمار انتخاب شوندگان، يعنی شمار كسانی كه حق دارند به عنوان نماينده وارد پارلمان شوند، توسط آن تعداد از كانديداها كه در هر ليست بالاترين نمره را (در مجموع جبری) آورده‌اند تعيين می‌شوند. اگر تعدادشان زوج بود (يعنی تعداد ليست‌ها زوج باشد) يك نفر به قيد قرعه از ميان نفرات دوم ليست‌ها انتخاب خواهد شد. آنها تعيين خواهند كرد كه مثلاٌ در ازای هر هزار، يا پنج هزار يا ده هزار و يا..... انتخاب كننده يك نماينده وارد پارلمان شود؛ آنگاه از هر ليست بر مبنای آنچه آنان تعيين كرده‌اند، نسبت به تعداد رائی كه با آن ليست داده شده است نماينده وارد پارلمان خواهد شد؛ اما، كسانی وارد پارلمان خواهند شد كه بالاترين نمره را، در جمع جبری نمراتی كه كسب كرده‌اند آورده باشند. اين باعث می‌شود كه تنها كسانی بتوانند وارد پارلمان شوند كه حتی اكثريت مخالفان سياسی آنها نيز، شخصيت اجتماعی يا فرهنگی آنها را قبول دارند. &lt;BR&gt; ۶- اين پارلمان، بلافاصله فهرستی از نام فعالين سياسی، اجتماعی و فرهنگی مقيم ايران تهيه و منتشر می‌كند. هر يك از آنان كه خود مايل باشد، عضو پارلمان در تبعيد محسوب خواهد شد و رای و نظر او در مصوبات پارلمان رعايت خواهد شد. پس از آن نيز هر ايرانی مقيم ايران كه خود بخواهد می‌تواند پيشنهاد عضو شدن در پارلمان بدهد، اما، اين پارلمان است كه در اين باره رای و تصميم گيری خواهد كرد. در اين صورت ما پارلمانی خواهيم داشت كه گرچه ستاد مركزی آن در خارج كشور قرار دارد؛ اما، بدنه‌ی اصلی آن در ايران است. اين خطر مضاعفی نيز برای فعالان سياسی، اجتماعی و فرهنگی مقيم ايران ايجاد نخواهد كرد؛ آنها خود به خود در خطرند. شايد حتی به اين صورت از مصونيت و امنيت بيشتری هم برخوردار شوند. &lt;BR&gt; از آن پس را من نمی‌دانم چه خواهد شد. اين پارلمان و عملكرد آن است كه تعيين كننده‌ی همه چيز خواهد بود. اما، می‌شود پيش‌بينی كرد كه بلافاصله خود را به عنوان نماينده‌ی مردم ايران به سازمان ملل و دولت‌های همه‌ی كشورها و نهادهای بين‌‌المللی معرفی خواهد كرد. می‌توان پيش ‌بينی كرد كه از پارلمان‌های پاره‌ای كشورهای دمكراتيك كه امنيت در آنها بيشتر است درخواست خواهد كرد كه به اين پارلمان جا بدهند و از دولت‌هايشان بخواهند كه به نمايندگان پارلمان پناهندگی سياسی آن كشور اعطا شود. (احتمالاٌ اين كشور يا كانادا يا سويس يا سوئد خواهد بود). می‌توان پيش‌بينی كرد كه تشكيلات پالتاكی و تلفنی عظيمی برای تماس با نمايندگان مقيم ايران پارلمان تاسيس خواهد كرد. &lt;BR&gt; می‌توان پيش‌بينی كرد كه دولت در سايه تشكيل خواهد داد (شامل رئيس دولت موقت و وزيران وزارتخانه‌ها و فرماندهان نيروهای نظامی و انتظامی و مديران سازمان‌ها و مؤسسات استراتژيك) تا بلافاصله، پس از خلع يد از جمهوری اسلامی كنترل امور كشور را در اختيار بگيرند و، اينگونه، جلوی هر گونه اغتشاش و هرج و مرجی گرفته خواهد شد. &lt;BR&gt; می‌توان پيش‌بينی كرد كه برای اجرای آكسيون‌ها و مبارزات مشخص به مردم ايران فراخوان خواهد داد و..... &lt;BR&gt; هيچ كس حق ندارد يك ايرانی را از حق انتخاب كردن يا شدن در اين پارلمان منع كند. نمره دهی به افراد همه‌ی ليستها (توسط مخالفان سياسی يا نظريشان)، خود به خود، باعث خواهد شد كه هيچ فرد منفوری، هر قدر در جريان سياسی يا حزب خود اقتدار داشته باشد، نتواند وارد پارلمان شود. پس شركت در انتخابات اين پارلمان، چه برای انتخاب كردن و چه شدن بايد بدون قيد و شرط باشد.... " &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ٢ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; نمی‌دانم شما كه اين طرح را خوانده‌ايد نظرتان چيست؟ از من می‌پرسيد بايسته است روی آن فكر كنيم. من اعتقادی به راه حل‌های سنتی و نسخه‌های قديمی ندارم. ما دردهای خودمان را داريم، نسخه‌ای كه درد ديگران را شفابخشيده بكار ما نمی‌آيد و چه بسا برای ما كه مرض ديگر داريم مهلك از آب در آيد! درد پراكندگی ما يك ويژگی‌هايی دارد كه فقط خودمان می‌توانيم بفهميم و نسخه‌ی درمانش را پيدا كنيم و صد البته با كمك دانش و تجربه زمان و ابزار و وسايل و امكاناتی كه جهان كنونی در اختيار ما می‌گذارد كه از جمله آن خدمات و تسهيلات و ارتباطات بدون چشمداشت انترنت عزيز است. &lt;BR&gt; مشكل ايران حكومت دينی و مسأله امروز ما دموكراسی است. رفع حكومت دينی و استقرار دموكراسی در كشور هدف ماست و چون اهل مسالمت و مدنيتيم، راهكاری را كه می‌پسنديم "رفراندوم" است. اين فكر و ذكرها، واقعی ، شفاف، عقلائی و پاسخگوی مبرم ترين خواست و نياز مردم ماست و به همين دلايل نيز هر روز "رفراندم" طرفداران بيشتری پيدا می‌كند. در برابر اين نقطه قوت، دو نقطه ضعف بزرگ وجود دارد: پراكندگی نيروها و فقدان رهبری! و اتفاقا" طرح "پارلمان در تبعيد" برای رفع هر اين دو ضعف حاوی پاسخ تازه ايست. &lt;BR&gt; نوشته: "... تشكيل يك جبهه، در اين ٢۶ سال ممكن نشده ‌است؛ چرا كه تشكيل جبهه به احزاب احتياج دارد. يك حزب نماينده‌ی يك طبقه، يك قشر يا يك بلوك اجتماعی‌ست و تنها با وجود آزادی‌های سياسی می‌‌تواند اين نمايندگی را، طی سال‌های متمادی، احراز كند؛ احزاب و سازمان‌های سياسی ما، با همه‌ی اين كه اكثرشان را انسان‌‌هائی شرافتمند و ميهن ‌دوست تشكيل داده‌اند، هيچگاه يك چنين آزادی‌ای را در بلند مدت نداشته‌اند. بيشتر تشكل‌هائی روشنفكرانه يا ايدئولوژيك هستند، بدون يك پايگان مشخص اجتماعی." &lt;BR&gt; اين حزب ناشدگی و يا كودك ماندگی ما در حزبيت، يكی از سرچشمه‌های پراكندگی در صفوف ماست. احزاب و سازمان‌های سياسی وقتی خصلت نمايندگی اجتماعی ندارند، بجای آن كه از داد و ستد و وحدت و تضادی كه ميان قشرهای متفاوت مردم در جامعه وجود دارد الهام بگيرند، خصلت‌هائی پيدا می‌كنند عجيب و غريب ، بيگانه با نيازهای مردم و دور از منفعت عام جامعه! مثلا" حالت فرقه و سكت را پيدا می‌كنند. اصلا" قبيله می‌شوند و منزلت هر يك با ميزان پايبندی آن به آداب و رسوم و معتقدات، و تاريخ و سنت قبيله‌ی خودش تعين و سنجيده می‌شود و درست مثل قبيله، هرچيز مربوط به آن صورت قدسی پيدا می‌كند، و بالا ترين وظيفه عبارت می‌شود پاسداری از صف مستقل حزب! كه معنای بی شيله پيله آن؛ در خود و برای خود بودن است. در احزاب و سازمان‌های اين چنين، سكه رايج اصول نام دارد. يك رويه اين سكه شيفتگی است و نقش آن طرف ديگرش نخوت است. در درون شيفته و در بيرون پر از نخوت و تكبر و خودبينی. پس همه-اش زور می‌زنند اصول خود را پيش برانند و معتقدات خود را بر كرسی اثبات بنشانند، چون جز اصول و معتقدات نيستند! حالا تو بگو مملكت دارد آتش می‌گيرد، يك ملتی دارد می‌سوزد، بيائيم دست در دست همديگر بگذاريم و يك كاری بكنيم، گوش كسی بدهكار نيست، هر حزب يكه و پر از نخوت و تكبر حرف قبيله خود را می‌زند و ميخ حجله‌ی عروس خود را می‌كوبد. به نظر من وضع سازمان‌ها و احزاب ما – كم و بيش- اين طوری است و تشكيل "اتحاد برای همه پرسی" در شكل تفاهم و توافق احزاب و سازمان‌ها تحت رهبری يك جبهه، به عمر ما قد نمی‌دهد، هر چند آرزو می‌كنم اين ارزيابی و باور من غلط از آب در بيايد! دريك كلام احزاب و سازمان‌های "اپوزسيون" در كليت خود با "تأخير" روبرو هستند و اين در حاليست كه افراد فعال در آن در وزن سنگينی يا خود را در توافق با "جنبش رفراندم" بازيافته‌اند و يا فاصله خود را با آن، دور از منطق تعقلی و نا موجه احساس می‌كنند! و از اينجاست فهم نيرو و پتانسيلی كه در درون احزاب و سازمان‌ها، آنان را به گذر از سنتی به مدرن فرا می‌خواند و سوق می‌دهد. طرح " پارلمان در تبعيد" از آنجا كه در برابر احزاب و سازمان‌ها و هيچ "نشست" يا "كنفرانس"، "كنگره" يا "اتحاد" خود را بديل نمی‌شناسد و نيست، می‌تواند به همه‌ی زنان و مردان فعال در "اپوزسيون" ايران كمك كند تا بدون آن كه احزاب و سازمان‌ها و اتحاد‌های خود را دستخوش انشقاق و انشعاب ببينند از يكسو در مبارزه برای رفع حكومت دينی و استقرار دموكراسی در كشور نقش فعال تری بر عهده گيرند و از سوی ديگر به سير گريز ناپذير تحول احزاب و سازمان‌های "اپوزسيون" شتاب ببخشند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ٣ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; "نشست برلين" تبلور عينی اين انديشه بوده است كه "جنبش رفراندوم" بستری است برای گفتگو، همگامی و همصدائی همه نحله‌های سياسی ايران برای شكل بخشيدن به تفاهم ملی در راستای دستيابی به دموكراسی برای كشور. به اين ترتيب "جنبش رفراندم" ، نه تنها در انحصار يك نگاه، يك آرمان و يك گرايش سياسی نبوده و نيست، بلكه "رفراندم" تا آنجا كه يك همه پرسی آزاد و دموكراتيك برای تعين حيات سياسی كشور با رأی ملت ايران است، بستری برای اعمال نظر و اراده دموكراتيك هر فرد ايرانی است. در جنبش رفراندم نه تنها برای هر آن كس كه ايران را برای همه ايرانيان می‌خواهد، جا و منزلت سزاوار محفوظ است، بلكه آنان را نيز كه جز اين می‌خواهند و جز اين می‌پويند، ما را پيام؛ آزادی و حق و اختيار است. فراخوان ما احترام به حق تعين سرنوشت و ابرام در تحقق اين حق است. ما می‌گوئيم "ميزان رأی مردم است"، بيائيم با اين ميزان خود را بسنجيم. &lt;BR&gt; طرح "پارلمان در تبعيد" می‌تواند اين انديشه‌ها را نهادينه كند، يعنی به سرشت ملی و فراگير "جنبش رفراندم" عينيت ببخشد و برای همه نحله‌های سياسی فراخوانی باشد تا خود را در "خانه ملت" بازيابند و از دموكراسی در گفتار به دموكراسی در كردار گذر كنند. &lt;BR&gt; من بضاعت خود را، در انديشيدن به طرح "پارلمان در تبعيد" "آوازه" در انداخته‌ام. باشد آوازه‌ها در هم آميزند و چندان بلندی گيرند كه: "فلك را سقف بشكافيم و طرحی نو در اندازيم". &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 10.02.2006  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113976807484202188?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113976807484202188/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113976807484202188' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113976807484202188'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113976807484202188'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/02/blog-post_12.html' title='&quot;طرحی برای نجات از بن بست&quot;/پارلمان در تبعيد/ جمشيد طاهری‌پور'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113944303309459704</id><published>2006-02-08T15:57:00.000-08:00</published><updated>2006-02-08T15:57:14.246-08:00</updated><title type='text'>معرفی هيئت اجرائی جنبش رفراندم ايران </title><content type='html'>   خانم افسانه ضيائی ـ  &lt;BR&gt;  ----------------------------------------- &lt;BR&gt;  &lt;img src="http://www.60000000.info/images/R_Teimori.jpg" border="0" align="left" width="125" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;   خانم رؤيا تيموری ـ از طرفداران نظام جمهوری هستند. در سن ١٦ سالگی كشور را ترك و مدتی در كانادا اقامت گزيده و امروز ساكن آمريكا هستند. در سال ٢٠٠٢ در پی سفری به ايران و مشاهده وضعيت اسفبار کشور، فقر همه گير, بی عدالتی، نقض شديد حقوق زنان و بی‌حقوقی كودكان از نزديک در ميهن، موجب آغاز فاز جديدی از زندگی مبارزاتی ايشان گرديد. پس از بازگشت از اين سفر، خانم تيموری به فعاليت‌های خود در زمينه دفاع از خواست اجرای حقوق بشر و دفاع از حقوق زنان و كودكان شدت بيشتری دادند. در رأس همه اقدامات ايشان شرکت فعال در حرکت‌های پشتيبانی از مبارزات داخل و همچنين استفاده از بلندگوهای گوناگون برای رساندن اخبار وضعيت زندانيان سياسی و وضع خانواده‌های آنان، مبارزات آزاديخواهانه زنان کشور، به گوش ايرانيان تبعيدی و افکار عمومی کشور محل اقامت خود يعنی مردم ايالات متحده آمريکا، قرار گرفت. خانم تيموری از همان آغاز به طرح فراخوان رفراندوم پاسخ آری داده و با اميد به ايجاد يك صف متحد و يكپارچه برعليه حكومت اسلامی از همان نخستين روزها به اين جنبش پيوستند و با پايداری و تلاش خود بيانيه رفراندوم را به امضاء صدها نفر رساندند. حضور وفادارانه ايشان در کميته‌های پشتيبانی از رفراندوم موجب جلب اعتماد اعضای حاضر در کنگره جهانی جنبش رفراندوم در بروکسل و گزينش ايشان به عضويت در کميته مرکزی منتخب اين کنگره گرديد. اما ميل باطنی ايشان به کار و فعاليت‌های اجرائی مورد حمايت و تأييد همکارانشان در اين کميته قرار گرفت و با گزينش و رأی اعتماد آنان به هيئت اجرائی راه يافتند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; -------------------------------------------------------------------------------- &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;img src="http://www.60000000.info/images/A_Kashgar.jpg" border="0" align="left" width="125" vspace="2" hspace="5"&gt;   آقای علی كشگر ـ ٥٣ سال، از سنين بسيار جوانی فعاليت سياسی خود را در خانواده چپ آغاز نمودند. در هنگام انقلاب اسلامی عضو گروه‌های چپ موسوم به خط ٣ بوده و در انقلاب اسلامی حضور داشتند. بدنبال مبارزات سياسی عليه جمهوری اسلامی و پس از دوره نسبتاَ طولانی زندگی مخفی در ايران موفق به ترك كشور شده و از همان آغاز زندگی در تبعيد، مقيم كشور آلمان بوده و فعاليت‌های سياسی خود را اينبار در زير شعار “ همبستگی ملى” پي‌گرفتند. در زمينه نزديكی سازمانها و احزاب گوناگون و شخصيت‌های دمكرات در طيف‌های مختلف و از ميان ٤ خانواده سياسی ايران، در چارچوب “كميته همبستكي” تلاش‌های بسياری داشتند. امروز صاحب امتياز نشريه تلاش هستند. از امضا كنندگان بيانيه رفراندوم بوده و در اين فاصله يكسال و اندی از آغاز جنبش رفراندوم به ياری اين نشريه در دفاع از ايده رفراندوم و توضيح و تبيين اين گفتمان جديد كوشيده‌اند و خود مايلند در زمينه اشاعه و گسترش فرهنگ و انديشه‌ای كه بيانيه و جنبش رفراندوم حامل آن است، خدمات خويش را ارائه نمايند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; -------------------------------------------------------------------------------- &lt;BR&gt; &lt;img src="http://www.60000000.info/images/P_Dayanim.jpg" border="0" align="left" width="125" vspace="2" hspace="5"&gt;   آقای پويا ديانيم  ـ فعاليت‌های سياسی خود را از سال ١٩٩٠ آغاز كرده و اين زمانی بود كه ايشان احساس نمودند كه بايد در جهت آشنا ساختن جامعه ايرانی با دولت‌های آمريكا و همچنين آشنا نمودن اين دولتها با جامعه ايرانی دست به كوشش بزنند. از جريان ١٨ تير و رشد جنبش دانشجوئی به فعاليت‌های خود شدت بيشتري بخشيدند. در طول يكسال گذشته در حفظ و تداوم جنبش رفراندوم و فراخوان آن تلاش‌های پيگيری داشته‌اند. در يكسال آينده نيز با استفاده از ارتباطات گسترده خود در آمريكا و همچنين در اروپا سعی خواهند نمود جنبش رفراندوم را به به جامعه آمريكا و همچنين جوامع اروپائی معرفی نمايند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; -------------------------------------------------------------------------------- &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;img src="http://www.60000000.info/images/K_Beitolahi.jpg" border="0" align="left" width="125" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    آقای خسرو بیت الهی ـ سروان خلبان(جت جنگنده) خسرو بیت الهی فعا لیت سیاسی خود را با روی کار آ مدن جمهوری اسلامی در ایران شروع کرد و به سازما ن نقاب پیوست. عضو کادر مرکزی و سرشاخه عملیاتی پایگاه سوم شکاری (نوژه) در پروژه قیام ملی ١٨ تیر سال ١٣٥٩ که به غلط موسوم به کودتای نوژه گرديد. پس از شکست قیام به خارج از ایران گریخت و به سازمان نقاب ملحق شد و از نزدیک با زنده یاد دکتر شاهپور بختیار در راه رهائی ایران مبارزه کرد. دارای لیسانس در مدیریت و فوق لیسانس در علوم سیاسی است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; از پیدایش حزب مشروطه ایران به عنوان عضو حزب مشروطه ایران مبارزات خود را دنبال می‌کند.از حامیان و امضاء کنندگان اولیه طرح فراخوان ملی رفراندم بوده و همواره بطور مستمر فقط در خدمت جنبش رفراندم می‌باشد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; -------------------------------------------------------------------------------- &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    آقای محمد شمس ـ ٥٥ ساله از سال ١٩٦٩ ساکن آلمان است و از فعالین کنفدراسیون بشمار می‌آید. پس از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، با همکاری تنگانگ با سازمان چریک‌های فدایی خلق (اقلیت) و به نمایندگی بخش‌هایی از جنبش چپ در پیوند و اتحاد با ایجاد امکانات حقوقی – ارتباطی و تشکیلاتی در برون مرز، به مخالفت و مبارزه با آن پرداخته.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; محمد شمس پس از کشتارهای ١٣٦٧ و نطفه گیری جنبش دانشجویی و اعتراضی در ایران، به نمایندگی و همچنین به مثابه فردی امین، بطور مستقیم به رایزنی بسیاری از رهبران جنبش دانشجویی و برخی از جریانات فعال مبارزاتی درون ایران پرداخته و در پیشبرد و هماهنگی این فعالیت‌ها نقش مؤثر و مثبتی داشته است. &lt;BR&gt; وی در سالهای گذشته از زمره مبارزین طیف چپ است که همواره در راستای اتحاد همه نیروهای مبارز و دمکرات از طیف‌‌های گوناگون از جمله مشروطه خواه و جمهوری خواه، بر ضد رژیم جمهوری اسلامی برای برپایی ایرانی آزاد و آباد و دمکرات فعالیت داشته و دارد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; محمد شمس از آغاز پایه گیری جنبش رفراندوم در هماهنگی مبارزان درون و برون کشور، شرکت فعال و مؤثر داشته است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; -------------------------------------------------------------------------------- &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    آقای مسعود خدادی ـ از جنبش چپ ايران می‌آيند. از ١٤ ـ ١٥ سالگی فعاليت سياسی را آغاز و به جنبش فدائی پيوستند. در جريان انشعاب سازمان (اقليت و اكثريت) اكثريتی شدند. سال ١٩٨٥ خاك كشور را ترك كردند. در نشريه كار ارگان سازمان كار كرده و دوره‌هائی نيز عضو رهبری آن و مدتی نيز مسئول كميته كشوری آلمان بودند. ايشان در معرفی خود قيد نمودند؛ انسان به هنگام معرفی خود همواره سعی مى‌كند روی نكات خوب انگشت بگذارد. اما من در هر صورت از دفاع خود از رژيم اسلامی خرسند نيستم. معتقدند پس از فروپاشی شوروی مهمترين دوره آغاز شد. ايشان در دمكراتيزه كردن سازمان نقش داشته‌اند. از نخستين امضاكنندگان بيانيه رفراندوم بوده و اميدوارند در جهت ايجاد كنگره وسيع رفراندوم منشاء خدمت و تأثير شايسته باشند. &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113944303309459704?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113944303309459704/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113944303309459704' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113944303309459704'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113944303309459704'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/02/blog-post_08.html' title='معرفی هيئت اجرائی جنبش رفراندم ايران '/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113924972949611037</id><published>2006-02-06T10:15:00.000-08:00</published><updated>2006-02-06T10:15:30.216-08:00</updated><title type='text'>اعلام پشتيبانی و شرکت جنبش رفراندوم ايران - کميته برلين</title><content type='html'> &lt;BR&gt;   در تظاهرات روز سه شنبه ٧ فوريه ٢٠٠٦ در برابر ساختمان مرکزی اتحاديه سنديکاهای آلمان DGB در برلين برای دفاع از آزادی نمايندگان در بند سنديکای شرکت واحد تهران &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; به دعوت: &lt;BR&gt; •    کميته دفاع از زندانيان سياسی ايران برلين &lt;BR&gt; •    گروه پشتيبانی از جنبش کارگری برلين  &lt;BR&gt; •    کانون پناهندگان سياسی ايرانی برلين &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; زمان: سه‌شنبه ٧ فوريه ٢٠٠٦  ساعت: ١٤ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; مکان:  (S - Hackescher Markt) Henriette-Herz-Platz 2 &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;    Berlin 10178 &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  خلاصة ترجمه از متن اعلاميه صادره از سوی سه نهاد دعوت کننده به تظاهرات: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; از چند هفته پيش کارگران شرکت واحد تهران در اعتصاب بسر می‌برند. در اين فاصله چند تن از رهبران اين اعتصابات دستگير و زندانی شده‌اند. به هنگام تجمع رانندگان اين شرکت با خواست آزادی نمايندگان و سخنگوی سنديکای خود، اسانلو، تعداد بيشتری از اعتصابيون و اين بار همراه با اعضای خانواده‌هايشان، نه تنها روانه بازداشتگاه شدند، بلکه بشدت مورد آزار و خشونت قرار گرفتند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; سکوت افکار عمومی جامعه آلمان در برابر اين حوادث موجب شگفتی است. بنظر می‌رسد، بحران اتمی ايران کليه رفتارهای ضد انسانی حاکمان اسلامی را در سايه خود قرار داده است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ما همه دوستداران آزادی را  &lt;BR&gt; •    برای دفاع از آزادی بی قيد و شرط همة سنديکائيان در بند &lt;BR&gt; •    برای دفاع از آزادی اسانلو ، سخنگوی سنديکای کارگران شرکت واحد که حدود یکماه است که در زندان بسر می‌برد و برای رهائی بقيه کارگران &lt;BR&gt; •    برای پشتيبانی از خواستهای بحق کارگران و نمايندگان سنديکای شرکت واحد تهران &lt;BR&gt; •    به منظور محکوم نمودن رفتار سرکوبگرانه حاکمان اسلامی با کارگران اعتصابی &lt;BR&gt; •    و به نشانه و اعلام همبستگی و حمايت احزاب و سنديکاهای آلمان با کارگران ايران و نمايندگانشان &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; به تظاهرات روز سه‌شنبه ٧ فوريه ٢٠٠٦ فرامی‌خوانيم. &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113924972949611037?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113924972949611037/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113924972949611037' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113924972949611037'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113924972949611037'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/02/blog-post_06.html' title='اعلام پشتيبانی و شرکت جنبش رفراندوم ايران - کميته برلين'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113923319840742779</id><published>2006-02-06T05:39:00.000-08:00</published><updated>2006-02-06T05:39:58.476-08:00</updated><title type='text'>طرحی برای نجات از بن‌بست / کیومرث نویدی</title><content type='html'> &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  • طرح پارلمان در تبعيد از آنجا که بر محور رفراندم استوار است و محور رفراندم استوار است بر آرای همة مردم ايران که تک تکشان در آن، با رای فردی جلو مي‌آيند، از يک طرف همة نيروهای واقعاٌ دموکرات را گرد مي‌آورد و از سوی ديگر همة غيردموکرات‌ها را آچمز مي‌کند؛ چرا که يا بايد وارد يک بازی مشخص شوند که قاعدة مشخصی دارد؛ اما، رسيدن به نتايج نامشخص را بپذيرند (دموکراسی) و يا بروند کنار. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; کیومرث نویدی &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; در هفته‌ای که گذشت، چندين تلفن داشتم و يک ميل که در آن طرحی بديل ارائه شده  است به نام کنگرة ملی . نخست بگويم اين را که اگر يک نهاد نمايندگی ملی تشکيل شود، خود ذي‌صلاح‌ترين خواهد بود برای نام‌گذاری خويش؛ من اصراری بر اين نام پارلمان در تبعيد ندارم؛ مي‌تواند نامش کنگره باشد، انجمن باشد و يا.... هرچند من نام مجلس شورای ملی (در تبعيد) را بيشتر مي‌پسندم و خوراتر مي‌دانم.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; طراح طرح کنگرة ملی نيز، در آغاز، طرح جبهه را غيرعملی مي‌شناسند و کنار مي‌گذارند ولی با دور زدني، دوباره به همان طرح جبهه بازمي‌گردند؛ بدون ارائة هيچ راه عملی مشخصی برای پياده کردن طرح؛ خلاصة طرح ايشان به اين شرح است که نخست بايد سازمان‌ها و احزاب نزديک به هم فوروم‌هائی تشکيل دهند و آنگاه، اين فوروم‌ها کنگرة ملی را سامان بخشند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; حتی اگر چنين معجزه‌ای بتواند رخ دهد، آنچه تشکيل مي‌شود خود خوانده خواهد بود؛ چرا که مشروعيتش را از جائی اخذ نکرده است. سازمانهائی گرد هم آمده‌اند و يک نهاد بينابين تشکيل داده‌اند؛ خود اين هم البته بد نيست؛ يک گام به جلو است اما تا کنون، ما چندين گونه از اين نوع نهاد داشته‌ايم. مشکل اين است که آنچه تشکيل مي‌شود را بايد مردم ايران قبول داشته باشند (و اگر مردم ايران به حدی از پريشيدگی رواني-ملی رسيده باشند که ديگرهيچ نهاد نمايندگی ملی را قبول نداشته باشند، يا قبول نکنند، بايد فاتحة ايران را خواند. اين اوج دژنراسون فرهنگی و سلطة مطلق لمپنيسم خواهد بود. آيا به اين حد رسيده‌اند؟ گمان من اين نيست؛ جنبش اخير رانندگان و کارگران شرکت واحد خلاف اين را مي‌گويد.) &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; تا مردم ايران يک طرح نمايندگی ملی را بپذيرند بايد آن طرح منطقی باشد، عملی باشد و راه‌کار مشخص داشته باشد. و قطعاٌ بايد ملی باشد، يعنی فراگير باشد؛ يعنی همة بخش‌های جامعة ايرانی احساس کنند که در آن نماينده دارند؛ چنين نهادی نمي‌تواند تنها شامل نمايندة معلمان يا کارگران يا سرمايه‌داران يا کشاورزان باشد؛ اين که در آينده ممکن است ما سامانه‌ای سوسياليستی برگزينيم يا سامانه‌ای بورژوائی بحث ديگري‌ست، کنون مسئلة ما اين است که بتوانيم ، يعنی اجازه بيابيم که برگزينيم. يعنی از داغ ننگ تحت قيموميت بودن خلاص شويم که در نوشته‌های قبليم شرح داده‌ام:اين قيموميت، در دوران توليد کالائی صنعتي، هر نامی بر خود بگذارد،  همان فاشيسم معروف خواهد بود و مهمترين کارش مي‌شود دهان‌بند زدن بر انديشه و سد کردن مبارزة طبقاتی (يعنی برده کردن نيروی انساني). &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; يک طرح ملی بايد هم يک طرح استراتژيک باشد و هم استراتژی ويژه‌اش را از طريق تاکتيکهائی مشخص، منطقی و قابل اجرا دنبال کند. بايد در جهت آن سير کند که تضادها راه حل مسالمت‌آميز بيابند و به مرحلة غير قابل عبور آنتاگونيستيک (غير قابل حل شدن از راه مسالمت‌آميز) نرسند؛ بايد بتواند توطئه‌کارها را خنثی کند؛ چه آنانی را که خواهان رسيدن به موقعيت اعمال کودتای چپ هستند چه آنانی را که مترصد اعمال کودتای راست، بنا براين  بايد بتواند خود را بر بستر تضاد بنيادينی که در جامعه وجود دارد توجيه کند. کنون مسئلة ما در ايران، رسيدن به حدي‌ست که انسان ايرانی بتواند در سرنوشت خويش دخيل باشد؛ که نيروی انسانی ما حق اعتصاب و درخواست حداقل‌های معيشتي‌اش را داشته باشد که زنان ما نيمه انسان حساب نشوند که دو سال پس از زمين‌لرزة بم بازماندگان آن فاجعه در آتش گرسنگي، نبود امنيت و تجاوز و قتل و غارت نسوزند. اين که در آينده ايران يک کشور فدرال خواهد بود يا معمولي؟ اين که آيا رژيم پادشاهی خواهد داشت يا جمهوري؟ اين که بايد ما از ملت ايران نام ببريم يا ملت‌های ايران، نخست اين که بخشی بحث‌های آکادميک هستند و دوم اين که پس از آن مي‌توان برای رسيدن به توافق در بارة آنها چانه زد که مردم ايران انسان آزاد محسوب شوند، با حق و حقوقی انسانی و نه صغار، نه مجانين، نه سفيهان. و باور کنيم که حل معضلات کشور فقير درمانده‌ای همچون ايران نمي‌تواند راه‌حل‌های بسياری داشته باشد؛ دامنة راه‌حل‌ها چه چپ‌ها حاکم شوند چه راست‌ها در يک محدودة چند درجه‌ای مي‌تواند مطرح باشد نه ١۸٠ درجه‌اي. بسياری از مسائلی که ما در عرصة ملی به دنبال حل آنها مي‌گرديم، هيچ راه حل ملي‌يی ندارند، بايد در عرصة جهانی حل شوند. ما نخست بايد به ده راه داده شويم، آنگاه سراغ کدخدا را بگيريم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; آنچه من به عنوان يک شهروند ايرانی طرح کرده‌ام يک استراتژی ملی را دنبال مي‌کند و متضمن تاکتيکهائی مشخص است؛ در پي، به اين هر دو مؤلفه مي‌پردازم . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; الف: طرح پارلمان در تبعيد يک طرح تاکتيکی چند منظوره است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ١- طرح پارلمان در تبعيد از آنجا که بر محور رفراندم استوار است و محور رفراندم استوار است بر آرای همة مردم ايران که تک تکشان در آن، با رای فردی جلو مي‌آيند، از يک طرف همة نيروهای واقعاٌ دموکرات را گرد مي‌آورد و از سوی ديگر همة غيردموکرات‌ها را آچمز مي‌کند؛ چرا که يا بايد وارد يک بازی مشخص شوند که قاعدة مشخصی دارد؛ اما، رسيدن به نتايج نامشخص را بپذيرند (دموکراسي) و يا بروند کنار. اين طرح پس، يک تاکتيک است برای جمع کردن معتتقدان به دمکراسی و کنار زدن معتقدان به چماق.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ٢-  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; الف- در عين حال، چنان که پيشتر نوشته ام، پس از آن که سازمان‌ها و جريان‌هائی که طرح رفراندم را قبول دارند، ليست‌های کانديداهاشان را ارائه بدهند، طرفداران ليست‌ها به ليست مورد نظر خود رای مي‌دهند و نه به يک شخص. مشخص؛ اين تاکتيک جلوی لشکرکشی از خودي‌ها برای بالا آوردن يک چهرة خودی مطلوب (اما، احتمالاِ شايد نامطلوب برای غير خودي‌ها) را مي‌گيرد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ب - اما، طرفداران هر ليست به افراد ليست‌های ديگر نمره مي‌دهند: منهای يک (او را قبول ندارند)، صفر (برايشان بي‌تفاوت است) و به اضافة يک (قبولش دارند) و آنگاه، کسانی که جمع جبری نمره‌هاشان بيشتر از همه است، شمار نمايندگان را تعيين مي‌کنند –يعنی تعيين مي‌کنند که در ازای چند رای دهنده، يک نماينده بايد وارد پارلمان شود- (اگر شمارشان زوج باشد يک نفر به قيد قرعه از ميان نفرات دوم انتخاب مي‌شود) و آنگاه، بر حسب تعيين آنان، از هر ليست، به نسبت آرای آن ليست (مثلاٌ در ازای هر هزار رای يک نماينده يا....)، کسانی وارد پارلمان مي‌شوند که بيشترين نمره را از رای دهندگان به ليست‌های ديگر آورده‌اند و يعنی مخالفان سياسی و نظری آنها هم صلاحيّت شخصيتی آنها را تاييد کرده‌اند؛ به اين لحاظ اين طرح يک تاکتيک است برای حاکم کردن جو تولرانس (رواداري) چيزی که ما به شدت به آن نياز داريم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ٣- نخستين کار اين پارلمان اين است که فهرستی از مبارزين داخل کشور تهيه کند و به آنها پيشنهاد بدهد که عضويت پارلمان را بپذيرند، پس اين طرح يک تاکتيک است برای حذف مرز ميان داخل و خارج. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ۵-  و از اين گذشته، شمار آنان که در داخل هستند، قطعاٌ بسيار بيشتر از نمايندگان انتخاب شده در خارج از کشور خواهد بود. پس اين طرح يک تاکتيک است برای آن که بار اصلی تصميم‌گيری در خود ايران باشد و خارج بيشتر نقش ستاد و پشت جبهه را بازی کند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ۶- در اين طرح هيچ نيروی اهل زد و بند و توطئه نمي‌تواند شرکت کند و کاملاٌ ملی و دمکراتيک است، بدون روی آوردن به شيوه‌های غير دمکراتيک. پس اين طرح يک تاکتيک است برای مقابله با توطئه‌نگران و دخالت‌های احتمالی قدرت‌های بزرگ يا منطقه‌ای برای تامين منافع خودشان در ايران؛ اگر اين پارلمان تاسيس شود، هيچ قدرتی نمي‌تواند از فراز سر آن امری را در ايران پيش ببرد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ب: طرح پارلمان در تبعيد يک طرح استراتژيک چند منظوره است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ١- آنگاه که رهبری جنبش مردم ايران را چنين پارلمانی به عهده بگيرد که شرايط جهانی هم برای پذيرفتن آن مهياست. امکان دخالت توطئه‌آميز قدرتهای جهانی در ايران منتفی خواهد بود، و يعنی استقلال سياسی کشور ما در آينده نيز تضمين خواهد بود، در بالاترين حد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ٢- آنگاه که چنين پارلمانی تشکيل شود، اين آرای انتخاب کنندگان است که اساس رهبری را تشکيل داده است و اين خداحافظی قطعی مردم ايران خواهد بود با رهبری کاريسماتيک و روحية استبداد شرقي. اين طرح به اين سبب، يک طرح استراتژيک است برای استقرار دمکراسی در ايران که بدون آن تمدن صنعتی نمي‌تواند  مستقر شود (به مقالة «جنگ جهان اسلام جنگی درونی يا با غرب» از نويد کيوان در آرشيو سايت‌های اخبار روز، روشنگری و فرهنگ و ادبيات مانی رجوع کنيد) &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; يک توضيح: من تمدن صنعتی را بهشت برين نمي‌دانم و به اعتقاد من، با تعديل در شيوة توليدی کالائی و استقرار گونه‌ای از مناسبات نيمه‌معيشتی –منتها نه با بازگشت به عقب- بشريت، خواهد توانست از اين دوران گذر کند؛ اين، اما، تحولی جهاني‌ست که جای پرداختن به آن اينجا نيست. در حال حاضر، هيچ راهی جز استقرار تمدن صنعتی (با تحقق آزادي‌های سياسی و اجتماعی و دمکراسي) يا استقرار فاشيسم  -تحت هر نامي-، شکسته شدن تمدن و رسيدن به جهنمی به نام ناتمدن وجود ندارد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ٣- دولتِ در سايه‌ای که چنين پارلمانی تشکيل دهد، ضامن اصلی جلوگيری از هرج و مرج ناشی از خلا قدرت خواهد بود و انتقال قدرت را با خون‌ريزی هر چه کمتر و حتي، احتمالاٌ، با مذاکره با سران رژيم برای خروج از ايران و گرفتن پناهندگی در جائی از جهان، ممکن خواهد کرد. پس اين طرح يک طرح استراتژيک است برای جلوگيری از شکستگی بيشتر تمدن و اوج‌گيری بيشتر خشونت و دژنراسيون فرهنگی (تباهی فرهنگی و گسترش فساد). &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ۴- پارلمان در تبعيد، اگر تشکيل شود، بزرگترين عامل خواهد شد برای راهيابي‌های خردمندانه در حل مسالمت‌آميز مسائل و تضادهای حل نشدة جامعة ايران؛ و پس اين طرح يک طرح استراتژيک است در جهت اين که، در بالاترين حد ممکن،  از آنتاگونيستی شدن تضادهای يک جامعة پر مسئله جلوگيری شود. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ۶- پارلمان در تبعيد اگر تشکيل شود، به دولت‌های جهان صنعتی اطمينان خواهد داد که خود مردم ايران خواهند توانست از پس جمهوری اسلامی برآيند و نيازی به اين نخواهد بود که آنان به جنگ مردم ايران بروند -که اگر بروند، به احتمال زياد، اتمی خواهد بود-. پس اين طرح يک طرح استراتژيک است برای جلوگيری از خطر حملة اتمی به ايران. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; باز در اين باره خواهم نوشت؛ اما، يک دست بی صداست؛ من از همة ايرانيان روشن‌انديش و مسئول درخواست دارم، حتی اگر از ريخت من بيزارند، به نوشتن و گفتن در بارة اين طرح بپردازند. نوشتة پيشين مرا تنها دو سايت اينترنتی درج کردند: اخبار روز و ديدگاه، تا آنجا که خبر دارم البته؛ اين طرح يک طرح ملي‌ست و کيومرث نويدي، اين ميان، فقط يک طراح است؛ داعيه هيچ چيز ديگر ندارد و آويزة گوشش اين سخن اخوان بزرگ: ما هيچيم و چيزی کم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; با سخن زردشت فرزانه پايان بريم آغازه‌های اين آغاز را: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; جهان را بايد ساخت و به سوی روشنائی برد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ايدون باد!  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; تلفن:   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  004۹ – 6151 – 42۹7743      &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اي‌ميل: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; K_navidi@gmx.net     (بعد از k  خط تيره پائين) &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  صندوق پستي: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; K – navidi &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Postfach: 10 11 13 &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Darmstadt   64211 &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; Germany  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113923319840742779?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113923319840742779/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113923319840742779' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113923319840742779'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113923319840742779'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/02/blog-post.html' title='طرحی برای نجات از بن‌بست / کیومرث نویدی'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113846221816879981</id><published>2006-01-28T07:30:00.000-08:00</published><updated>2006-01-28T07:30:18.510-08:00</updated><title type='text'>پشتيبانی از مطالبات و اعتصاب كاركنان شركت واحد/هيئت اجرائی جنبش رفراندم ايران</title><content type='html'> &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   فراخوان اعتصاب مجدد سنديكای شركت واحد در روز شنبه ٢۸ ژانويه بيانگر عزم كاركنان اين شركت در پيگيری مطالبات صنفی برحق خود است. اعتصاب چند ساعته پيشين كه با خواست تأمين امنيت شغلی و رسمی نمودن كارگران قراردادی، افزايش دستمزدها با توجه به افزايش سرسام‌آور هزينه‌های زندگی، صورت گرفته بود، با وعده وعيدهای مقامات شهرداری و دولت خاتمه يافته، اما بی‌نتيجه ماند. در ازای انجام وعده‌های داده شده، نماينده كارگران و كاركنان اين شركت ـ منصور اسانلو ـ دستگير و رهسپار زندان گرديد. همچنين پس از انتشار اطلاعيه دعوت به اعتصاب مجدد روز شنبه، ۶ تن ديگراز اعضای هيأت مديره سنديكا به دادگاه احضار و سپس رهسپار زندان اوين شدند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   عليرغم تهديد دستگيری و سركوب و زندان، اما كاركنان اين شركت بر خواستهای صنفی و آزادی نمايندگان خود پافشارند و از مردم درخواست حمايت نموده‌اند. آنها از تمام نهادهای بين‌المللی، جوامع حقوق بشر و به ويژه تشكل‌های كارگری جهان می‌خواهند، از طريق فشار بر روی مسئولين جمهوری اسلامی، آنان را در مبارزات برحقشان ياری دهند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   بی‌ترديد ايرانيان آزاديخواه در كشور و در تبعيد نخستين مخاطبان كارگران و كاركنان شركت واحد و نخستين پشتيبابان آنان هستند. ما هستيم كه بايد در چنين شرائط خطير و سختی بلندگوی احقاق حق و فرياد آزاديخواهی مردم ميهنمان باشيم. شكوائيه‌های حق‌طلبی اين كارگران بايد بدست ما، به قلم ما و به زبان ما به گوش جهانيان و به اطلاع نهادهای بين‌المللی برسند. بلندگوی فرياد آزادی‌خواهی و حق‌طلبی ملت ايران امروز مائيم. در هر كجا كه هستيم در رساندن اين فرياد كارگران شجاع شركت واحد به گوش حاميان داخلی و خارجی، آنان كوشا باشيم و به سهم خود و با تمام امكاناتی كه در اختيار داريم، در وارد ساختن فشار مؤثر بر مسئولين حكومت اسلامی برای تأمين خواستها و آزادسازی نمايندگان سنديكای شركت واحد تلاش كنيم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; هيئت اجرائی جنبش رفراندم ايران &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113846221816879981?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113846221816879981/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113846221816879981' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113846221816879981'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113846221816879981'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/01/blog-post_28.html' title='پشتيبانی از مطالبات و اعتصاب كاركنان شركت واحد/هيئت اجرائی جنبش رفراندم ايران'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113826390261340388</id><published>2006-01-26T00:25:00.000-08:00</published><updated>2006-01-26T00:25:02.676-08:00</updated><title type='text'>مشکینی: بحث رفراندوم براي اين كشور مانند بمب اتم است </title><content type='html'> &lt;BR&gt; چهارشنبه، 5 بهمن 1384 &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; رييس مجلس خبرگان رهبري روز چهارشنبه در ديدار اعضاي شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي استان قم با معجزه دانستن روي كار آمدن دولت جديد، اقدامات اين دولت را در راستاي حل معضلات و خدمت رساني به مردم ارزيابي كرد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; آيت‌الله علي مشكيني در اين ديدار با بيان اين‌كه ايمان به اسلام تنها براي سعادت انسان كافي نيست، بلكه التزام عملي لازم است، گفت: متاسفانه عده‌اي شعار مي‌دهند كه نيازي به التزام عملي نيست و تنها اين‌كه شخصي ادعا كند به اسلام ايمان دارد كفايت مي‌كند؛ ايشان حتي مي‌خواستند در مجلس ششم آن را قانوني كنند. يعني يك شخصي تمام كارهاي زشت و گناه را انجام دهد و سپس رييس‌جمهور و نماينده مجلس هم بشود. در حالي كه در اسلام، ايمان مشروط به عمل صالح است.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; وي با تقدير از خدمات مجلس هفتم و دولت نهم اظهار داشت: بحمدالله امروز مجلس خوبي داريم و از آن راضي‌ هستيم و تاكنون هم خوب عمل كرده است و اگر روزي خداي نكرده منحرف شوند، همين مردمي كه آن‌ها را سركار آورده‌اند از كار بركنار خواهند كرد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  رييس مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: دولت نهم هم دولت خوبي است و به نظر بنده روي كار آمدن اين دولت، مانند يك معجزه است. از روزي كه سر كار آمده است تا كنون هر گامي كه برداشته، در راستاي خدمت رساني به مردم بوده است و حرف ديگري در ميان نيست.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; وي اقدامات برخي از افراد در دولت و مجلس گذشته را يادآور شده و تاكيد كرد: بحث رفراندوم براي اين كشور مانند بمب اتم است. هنگامي در كشور بحث براندازي مطرح بود يا در مجلس قانون اعزام دختران مجرد جوان دانشجو به خارج از كشور تصويب شد. اين‌ها مصيبتي براي كشور بود. هرگاه مجلس تشكيل جلسه مي‌داد ما دلهره داشتيم كه چه چيزي تصويب مي‌كنند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  امام جمعه قم در ادامه دانشجويان و جوانان كشور را علاقمند به اسلام و معارف اهل بيت(ع) معرفي كرد و گفت: بايد اسلام را خوب به جوانان نشان دهيم و بگوييم كه سعادت دنيا و آخرتشان در اسلام است. تا اسلام در جهان حاكم نشود زندگي آرام و شيريني نخواهيم داشت.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  وي در بخش ديگري از سخنان خود، شهر قم را شهري ويژه و علمي معرفي كرد و افزود: خدا مي‌خواهد اسلام از اينجا به جهان گسترش پيدا كند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; وي در پايان اظهار داشت: تمام مسلمانان و آزادي‌خواهان جهان چشم به ايران دارند و ملت ايران را تشويق مي‌كنند تا در برابر استكبار جهاني و حق مسلم خود در دست‌يابي به انرژي صلح آميز هسته‌يي كوتاه نيايد. ملت ايران هم در استفاده از اين حق مسلم خود كوتاه نمي‌آيد. بزرگان جهان هم جمع شده‌اند و مانند سقيفه عمل مي‌كنند. به ملت‌ها زور مي‌گويند و ايشان را فريب مي‌دهند. &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113826390261340388?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113826390261340388/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113826390261340388' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113826390261340388'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113826390261340388'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/01/blog-post_26.html' title='مشکینی: بحث رفراندوم براي اين كشور مانند بمب اتم است '/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113802998335374568</id><published>2006-01-23T07:26:00.000-08:00</published><updated>2006-01-23T07:26:33.096-08:00</updated><title type='text'>نگاهی به " طرح کنگره ملی "/ دکتر احمد پناهنده</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.cyrusnews.com/images/ahmadpanahandeh.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt;           &lt;BR&gt; دکتر احمد پناهنده &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اینروزها اینجا و آنجا اطلاعیه های حمایتی از " میلیون " برون مرز و درون مرز و میان مرز از طرح آقای عباس امیر انتظام بر روی تارنماها منعکس شده است که چنین القاء می شود که این طرح گامی فراتر از طرح رفراندم ملی است. در حالی که چنین نیست. هرچند در این طرح صحبت از این می شود که همه نیروها باید برای عبور از معضل اجتماعی موجود در کنار یکدیگر قرار بگیرند. اما روشن نمی کند که این " همه نیروها " آیا شامل نیروهایی است که جنبش رفراندم ملی آنها را دعوت به همکاری کرده است یا اینکه فقط شامل نیروهای رنگارنگ جمهوری خواهان است؟  &lt;BR&gt; همچنین مشخص نمی کند که در فردای سرنگونی رژیم آیا رفراندمی جهت انتخاب نوع نظام را برگزار می کند یا خیر؟ &lt;BR&gt; اگر جواب سئوالات بالا مثبت باشد، بنابراین سئوال دیگری که مطرح می شود این است، که چه نیازی سبب شده است، این طرح مطرح شود؟ زیرا بر همگان مبرهن و روشن است که حدود یکسال پیش طرحی تحت نام رفراندم ملی منتشر شد که با استقبال با شکوهی از مردم درون مرز و برون مرز روبرو شده است. بطوریکه امروز، طرح رفراندم به تنها امید مردم ایران برای رهایی از جهنم رژیم جمهوری اسلامی و همچنین متحد کننده همه نیروهایی که دل در گرو ایران دارند، تبدیل شده است. و نشان داده است که از چنان ظرفیتی برخوردار است که می تواند نیروهای صدرصد متضاد را، کنار هم روی یک میز بنشاند و در باره آینده ایران رایزنی کنند. &lt;BR&gt; ولی اگر جواب سئوالات بالا منفی باشد، نه اینکه از قدرت راه گشایی بی بهره است بلکه در نهایت می تواند قسمتی از نیروها را حول برنامه خود جمع کند. و این عملی است که تا امروز به کرات آزمایش شده است و ناتوانی و بی مایگی و بی پایگی شان برای همگان هویدا گردیده است.  &lt;BR&gt; پرسیدنی است که با موجود بودن طرح رفراندم ملی و جا افتادگی آن در سراسر کشور، چرا امروز صحبت از " کنگره ملی " می شود؟ چه چیزی قرار است، در صورت تشکیل کنگره ملی در آن صحبت شود و بعد به تصویب برسد؟ اگر قرار است در عالی ترین شکل مفروض، کنگره ملی بخواهد همه نیروهای مخالف رژیم را تحت یک پلاتفرم جمع کند، یک عمل تکرای است. زیرا طرح رفراندم ملی به عالی ترین وجهی این کار را به مدت یکسال دنبال می کند و به تازگی یک کنگره جهانی را هم پشت سر گذاشته است. آیا بهتر نمی بود که پیشنهاد دهنده کنگره ملی از طرح رفراندم ملی حمایت می کرد و نیروهای هم جهت با خود را از این تفرقه و تشتّت و جدایی بیرون می کشید و زمینه همگرایی بین همه نیروها را بوجود می آورد؟ فراموش نکنیم که نیروهای هم جهت با پیشنهاد دهنده طرح کنگره ملی تا دیروز همه کسانی را که از طرح رفراندم ملی حمایت کرده بودند، به مارک خیانت مفتخر کردند. و حتی تا آنجا پیش رفتند و اظهار لحیه کردند که هرکس از جمهوری خواهان اگر بخواهد در کنگره جهانی رفراندم در بروکسل شرکت کند، خائن است. &lt;BR&gt; و امروز هم پس از یک ماه از برگزاری کنگره جهانی رفراندم در بروکسل، افرادی کینه جو از همین قماش برنشست برلین و کنگره جهانی رفراندم خشم کورشان را فرو می ریزند. همین نیروهایی که سالها در کنج عزلت لم داده بودند و امروز از سوراخ بیرون جستند و بر سر و روی حامیان جنبش رفراندم ملی چنگال فرو می کنند. پاراگراف پایین از یکی از همین گم کرده راه است که پس از سالیان دراز خمیازه کشیدن و دهان دره کردن از پستوی حجره خود، بیرون جسته و جهت مشروعیت دادن به خود ابتدا به همه می فهماند که پدر بزرگش با سلیمان میرزا اسکندری چای تلخ خورده است. به عبارت دیگر ایشان نوه پدر بزرگشان هستند. بنابراین به خود حق می دهد، افاضات پایین را بی پروا روی کاغذ نقاشی کند. باهم می خوانیم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; " ما مصدقیها نیز شاگردان مکتب مصدق هستیم،اتکاء به ملت و مردم خود داریم و برای دستیابی به هدفها و آرمانهای خود مانند غریق بهر خس و خاشاکی که رضا پهلوی و پهلویستها و از آن بدتر سازمان سی آی ای نمونه های آن هستند،متوسل نمیشویم.همه با همی نیستیم و تحت هیچ شرطی از شرائط نه با رضا پهلوی و پهلویستها و سلطنت طلبان مشروطه خواه،نه با مجاهدین خلق و نه با افراطیون چپ و راست حاضر بهیچگونه ائتلاف سازمانی نیستیم.هر کس بنام مصدق و جبهه ملی با آقای رضا پهلوی و مجاهدین به ائتلاف بنشیند از ما نیست و کارهایش ربطی به جبهه ملی ایران  ندارد."  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; با چنین مواضع از میلیون اینچنینی، آیا حق نداریم به گفته ها و وعده هایشان بی اعتماد و بی اعتناء باشیم؟ مطمئناً چنین افراد و نیروهایی - از اتحاد نیروها - فقط اتحاد نیروهای خود با ملی مذهبی های داخل از قماش سحابیها و ابراهیم یزدیها می دانند. همان نیروهایی که تا امروز برای حفظ جمهوری اسلامی الحق و الانصاف از هیچ خدمتی دریغ نکردند. بنابراین برایم این پرسش ایجاد می شود که این کنگره ملی پیشنهادی که اینگونه از جانب میلیون درون مرز و میان مرز و برون مرز مورد حمایت قرار گرفته است، می توانند بطور شفاف به مردم ایران توضیح دهند که منظورشان از اتحاد همه نیروها، شامل چه نیروهایی می شود و چه نیروهایی در این وسط باید حقشان ضایع شود؟  &lt;BR&gt; اگر قرار باشد که همان اتحادهای بی مایه و بی پایه ای نظیر اتحاد جمهوری خواهان از نوع دموکراتیک و لائیک و شورایی و سوسیایستی و...اسلامی از نوع ملی باشد، چنین اتحادهایی، در بازار اتحادها به فزونی یافت می شود و از این بابت کمبودی وجود ندارد. بلکه آنچه امروز کمبودش حس می شد و می شود یک اتحاد فراگیر بود که بتواند همه نیروهای مخالف رژیم را دور یک میز جمع کند و فردای ایران آزاد و دموکراتیک و کثرت گرا را پی ریزی کند. &lt;BR&gt; اما با اندکی درنگ روی طرح کنگره ملی و مواضع حامیانشان، مشخص می شود که این افراد بر طبل کینه و خشم کور می کوبند و همچنان بر شعار واگرایی نیروها مصّر هستند. &lt;BR&gt; بر من معلوم نیست که این افراد و نیروهای اندک که این چنین گرد و خاک راه انداختند تا با جمع کردن امضاهای تهوع آور خانوادگی، فضای همگرایی نیروها را در جنبش رفراندم ملی کمرنگ جلوه دهند و با هر گونه انگ و برچسب که خود بیش از همه سزاوارشان هستند، چهره جنبش رفراندم را لجن مال کنند، آیا به جد خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند؟ یا اینکه آروزی بازگشت " اصلاح طلبان " حکومتی را در پس احمدی نژادها جستجو می کنند؟ وگرنه نمی شود در راستای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی، طیف وسیعی از مشروطه خواهان و نیروهایی مثل مجاهدین و حتی نیروچه های سوپر چپ را نا دیده گرفت و فقط به 50 امضاء دل خوش بود. &lt;BR&gt; خیر! خانمها و آقایان عزیز! امروز برای برون رفت از این معضل که شماها در ابقاء آن به نحوی از انحا شریک بودید و هستید، این نیست که به حرکات سکتاریستی و گروه گرایی که فقط می تواند، جمهوری اسلامی را دلشاد و خشنود کند، روی آوریم. بلکه امروز ما در آن شرایطی هستیم که تمامیت ایران در خطر یک حمله خارجی است و نیروهای ضد ایرانی فرصت طلب جدایی خواه، دندان تیز کردند تا قسمتی از خاک میهن را بدرند. اما شما که نام " ملیون " را بر خود نهاده اید، چشمان فرو بسته اید و به جای ایستادگی در برابر این اعمال فاجعه بار، چنگال بر روی نظامی می کشید که وجود ندارد. &lt;BR&gt; آیا خردمندانه نیست که در این شرایط مرگبار و کشنده همه ایرانیان برای جلوگیری از حمله نظامی و رهایی از ایلغار واپسگرایان دست در دست هم مشتی بشویم و بر سر و صورت این رژیم ضد ایرانی بکوبیم؟ &lt;BR&gt; شما می توانید با هم فکران تان یک اتحاد جمهوری خواهی تشکیل دهید و فردا در همایش هانور برای خودتان هورا بکشید. اما چنین اتحادی نباید مانع از این شود که با سایر ایده ها و شیوه ها به اتحاد نرسید. شما حق ندارید به مردم حقنه کنید که فقط جمهوری را بپذیرند. و باید بدانید که با چنین تقکر بیمارگونه ای، مطمئناً قادر نخواهید بود بر جمهوری اسلامی فائق آئید. شما که امروز هنوز قدرتی در دست ندارید اینطور بین نیروها خط کشی می کنید و تخم کینه و خشم را بین خود رواج می دهید، فردا اگر بر فرض محال قدرت را در دست گرفتید، چه جنایتی را مرتکب می شوید. ناگفته پیدا است که با این خشم و کینه شتری را که دردل و جانتان تلمبار کرده اید، در فردای به قدرت رسیدن یا همه مشروطه طلبان، مجاهدین و نیروهای به زعم خودتان چپ را گردن می زنید و یا همه آنها را به بند می کشید تا تلف گردند. &lt;BR&gt; فراموش نکنیم که دشمن همه آزادیخواهان و مردم -  جمهوری اسلامی - برای نابودی کلیت ایران با تمامی قوا اردو زده است ولی شما در فکر لشکرکشی و جبهه بندی بین خودتان هستیم تا یکدیگر را تکه پاره کنید. و راستی سود این تفرقه و جدایی در جیب چه کسانی می رود؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ***** &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; حال که به اینجا رسیدم، بگذارید برای ثبت در تاریخ، این را بگویم که مردم ایران امروز تمامی عملکرد ما را در حافظه خود ضبط و ثبت کرده و می کند. و خوشا به حال آن افراد و نیروهایی که برای سربلندی تمامیت مردم ایران دامن همت را به کمر زدند و از وجهه ملی و میهنی خود هزینه کردند تا ایران سرفراز و پایدار بماند. و در این راه دست خودشان را به سوی همه ایرانیان که دل در گرو ایرانی آباد و آزاد و دموکراتیک دارند، دراز کردند تا باهم ریشه این هیولای فرود آمده بر فراز بی کران سرای ایران را از بیخ و بن بکنند و بخشکانند. و مطمئناً تاریخ گواهی خواهد داد که ما دست خود را بدون کوچکترین چشمداشتی بسوی همه قربانیان این رژیم دراز کردیم. حال اگر شخصیتی و یا نیرویی دست ما را نفشرد، باید در فردای نزدیک در پیشگاه مردم ایران پاسخ گو باشند. زیرا با ارائه طرح رفراندم دیگر بهانه ای برای کسی نمی ماند که چرا به این طرح پشت کردند. زیرا این طرح متعلق به همه مردم ایران است و در عین حال در انحصار هیچ نیرویی نیست و همه بطور مساوی از امتیاز شرکت کردن در آن برخوردار هستند.  &lt;BR&gt;  خوشبختانه این طرح به همت تنی چند که همگی از داخل ایران بودند طراحی شد که زمزمه هایش از پیش بین نیروهای به حق خواهان ایرانی آزاد و آباد رواج داشت. و این طرح بود که مثل بمبی در فضای رخوت و واگرایی نیروها که همگی در تفرقه بسر می بردند، به صدا در آمد و حرکت نوینی را سبب شد که نیروهای واگرا را در لاک دفاعی فرو برد. آیا گزافه است که بگوییم از همان روز اعلان انتشار طرح رفراندم تا امروز این نیروهای واگرا با تمامی نیرو وتوان، جهت متلاشی کردن این طرح و ایجاد تفرقه و تشتت بین نیروهای حامی رفراندم، به میدان آمدند و هر آنچه را که از دل تنگ و بیمارشان بیرون می آمد نثار نیروهای متشکله طرح رفراندم کردند؟ بنابراین جا دارد که این نیروها امروز که به حقیقت راه رفراندم آگاه شدند و به بی مایگی طرح و اتحاد خودشان پی بردند، بهتر است قدری شهامت به خرج دهند و از گذشته نا شاد خود که انبانی از جفا و خرد بیمار را در خود ذخیره کرده است، در مقابل مردم زانو بزنند و زمین ادب ببوسند و از گذشته ناشاد خود عذرخواهی کنند. &lt;BR&gt; دیگر زمان تکروی نیروها گذشته است و شرایط اجتماعی امروز صدای همگرایی نیروها را چون آوازی دلکش از جان و دل در هر کوی وبرزن ترنم می کند. و بر ما است که عقده های سالهای جاهلیت و جهل را از دلمان بیرون بریزیم و جای آن را با مهر و عشق به وطن و مردم ستمدیده ایران لبریز کنیم. درخت دشمنی برکنیم و نهال دوستی و صلح در دلها بنشانیم. و مطمئن باشیم که با این همگرایی در جهت انداختن طرحی نو در آسمان غمزده ایران، صفحه ای از صفحات تاریک و سیاه گذشته ناشادمان را سفید خواهیم کرد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ***** &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; امروز هر طرحی که بخواهد راه گشای فردای ایران آزاد و مردم سالار را آواز دهد، بایستی از فراگیری همگانی و بدور از حب و بغض گرایشات قبیله ای، فردی، گروهی و یا حزبی و سازمانی، برخوردار باشد. معنی این سخن این است که ارائه دهندگان طرح بایستی به این موضوع توجه داشته باشند که چگونه همه گروهها و شخصیت های مخالف رژیم را به نحوی شایسته و بدون ضایع کردن حقی از دیگری، زیر یک پرچم و یا پلاتفرم بیاورند. &lt;BR&gt; زیرا بر همگان مبرهن است که امروز در سراسر ایران، مردم نه همه جمهوریخواه هستند و نه همگی از مشروطه خواهان دفاع می کنند. اما در این شرایط حساس ایران، موضوعی که برجسته است، این است که اکثریت قریب به اتفاق مردم خواهان به زیرکشیدن رژیم جمهوری اسلامی در تمامیتش هستند. به عبارت دیگر در مختصات سیاسی ایران، در طیف سرنگونی طلبان، هم مجاهدین مطرح هستند و هم جمهوری خواهان و صد البته مشروطه خواهان در این بین از برجستگی بالایی برخوردار هستند. در کنار این نیروهای عمده اجتماعی، نیروچه های سوپر چپ پرت در هپروت جوامع 70 سال پیش هم اینجا و آنجا برای حاکمیت شورایی پرولتاریا، آوازی در تاریکی سر می دهند. &lt;BR&gt; بنابراین با این توصیفات از صحنه آرایی نیروها و نیروچه ها در مختصات سیاسی – اجتماعی ایران، بایستی هر طرح و یا ایده برای متشکل کردن همه این نیروها از چنین ظرفیت فراگیری برخوردار باشد و از همگی دعوت نماید که برای به زمین زدن این رژیم ضد مردمی در کنار هم قرار بگیرند. هیچ شخصیت و یا نیرویی حق ندارد به نمایندگی از مردم ایران، نیروی مخالف عقیده و نظر خود را تخطئه کند و آن را از پیگیری عقیده و نگاه و نظرش نسبت به آینده ایران مانع شوند. زیرا همگی این نیروهای مورد بحث، قربانی این رژیم غاصب حاکمیت مردم ایران هستند و هریک از این نیروها به اندازه قد و قامت و قواره خود بهای آزاد زیستن را با جان و مال و مقام و مرتبه پرداخته اند. و امروز آن نیروهایی که به خود حق می دهند مشروطه خواهان پادشاهی را از حقوق خود برای مبارزه برای تعیین نوع نظام در یک رفراندم آزاد تحت نظارت بین المللی حذف کنند. بایستی ابتدا کارنامه خودشان را چه در رژیم گذشته و چه در این رژیم بر مردم بگشایند تا " سیه روی شود هر که در او غش باشد " . زیرا به گواهی تاریخ این چند دهه، کارنامه ناشادی از همه این گروهها جلوی چشم همگان است. به عبارت دیگر این نیروها که خودشان را از هر نیرو و شخصیت دیگر محق تر می دانند، باید به مردم پاسخ دهند که در انبان مبارزات سیاسی شان چه برگ زرینی دارند که ارائه بدهند. بنابراین انصاف حکم می کند که شلاق را از دست خود پایین بیاندازیم و در صف شلاق خوردگان قرار بگیریم. زیرا شلاق مربوط به جوامع استالینستی بوده که برای خفه کردن هرگونه صدایی برسرشان فرود می آمد.                       اما بنظر می رسد که جوامع دموکراتیک " امپریالیستی " که سالها در کوچه پس کوچه های تاریک جهالت و از خود بیگانگی شعار نابودی آن را فریاد می کردیم و امروز پس از رانده شدن از کشورهای " بهشت بِرین زحمتکشان " به همین " امپریالیستها " پناه آورده ایم و از امکانات دموکراتیک و امنیت اجتماعی آن برخوردار هستیم، هنوز ما را شکیبا نکرده است و دوست داریم در نقش " میرغضب " جوامع استالینستی تازیانه تعزیر را بدست بگیریم و بر سر آنانیکه با ما هم عقیده نیستند، فرود آوریم. &lt;BR&gt; خیر خانمها و آقایان عزیز! شما که امروز برای خاموش کردن عقاید دیگران حکم صادر می کنید، باید بدانید که شماها هم علی رغم خوش خدمتی برای این رژیم، قربانی هستید. بنابراین جا دارد که قربانیان این رژیم برای کنار زدن جمهوری اسلامی در کنار هم قراربگیرند و دعواهای " حیدر – نعمتی " را پس از سرنگونگی این رژیم واگذار کنند. زیرا در غیر این صورت باید به ایده و خواست شما شک کرد. شک کرد از اینکه دل در گرو ایران دارید. &lt;BR&gt; با این توضیحات به نظر می رسد که طرح رفراندم ملی علی رغم هر گونه حمله و هجومی از طرف از ما بهتران که معتقد به واگرایی نیروها هستند به عنوان یک طرح مقبول، فراگیر و همگانی خود را در دل و جان ِ جای جای جامعه تثبیت کرده است و امروز به تنها بدیل ممکن این رژیم تبدیل شده است. هرچند بایستی برای جا انداختن این طرح بین اقشار مختلف مردم ایران، تلاش و پیگیری ویژه ای به عمل آید. اما تا امروز نشان داده است که هیچ طرحی قادر نیست فراتر از طرح رفراندم ملی، ظرفیت پذیرش همه گرایشها که دل در گرو ایران دارند و فضای آشتی و دوستی و صلح، بین قربانیان رژیم جمهوری اسلامی را فریاد می کنند، در خود جای دهد. زیرا این طرح بطور شفاف، سرنگونی رژیم را در کاکل برنامه خود مزین کرده است و معتقد است در چهارچوب این رژیم نمی شود رفراندم برگزار کرد و انتظار اصلاحات هم از این رژیم هم آب در هاون کوبیدن است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  panahandeh@t-online.de &lt;BR&gt; a_panahan@yahoo.de  &lt;BR&gt;          &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113802998335374568?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113802998335374568/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113802998335374568' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113802998335374568'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113802998335374568'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/01/blog-post_23.html' title='نگاهی به &quot; طرح کنگره ملی &quot;/ دکتر احمد پناهنده'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113793709613807363</id><published>2006-01-22T05:38:00.000-08:00</published><updated>2006-01-22T05:38:16.353-08:00</updated><title type='text'>بیانیه اعلام موجودیت/گروه پشتیبانان آرمان جنبش ملی رفراندم</title><content type='html'> &lt;img src="http://www.cyrusnews.com/images/logoref.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt;بیانیه اعلام موجودیت/گروه پشتیبانان آرمان جنبش ملی رفراندم                            &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; هم میهنان عزیز &lt;BR&gt; اینجانبان امضاء کنند گان زیر منتخبین کنگره جهانی رفراندم در بروکسل - برای عضویت درکمیته مرکزی جنبش فرا خوان ملی رفراندم - به آگاهی می رسانیم : &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; طی  هفت  جلسه گذشته کمیته مرکزی  به این حقیقت پی بردیم که جریان مشخصی از بیرون با نفوذ خود، کمیته مرکزی را در جهت اهد اف خود هدایت می کند و با فشار وعجله می خواهد که هفت نفر اعضاء هیئت اجرائی را طبق خواست آنها انتخاب نموده و سپس کمیته به یک ارگان تماشاچی و غیرنقاد تبدیل شود. متاسفانه هر چه  تلاش و رایزنی نمودیم موثر واقع نشد وشدت نفوذ از بیرون و تابعیت بعضی ازاعضاء از درون آنچنان بود که هیچ منطق، خرد و اصول دموکراتیک راه بجائی نبرد و پیدا بود که جریانی عالما و عامدا به بهانه زحمات ظاهرا متحمل شده شان، اراده نموده اند سلطه و رهبری خود را با هر ابزاری چه از طریق کسب اکثریت ، چه با اعمال زور ویا مغلطه در کمیته حاکم و به اهداف غیر دموکراتیک خود برسند . با آنکه  صادر کنند گان اولیه فرا خوان طی اطلاعیه ای اعلام نمودند که متولی این جنبش نبوده و آنها نیز جزء امضاء کنندگان عادی این فرا خوان میباشند، اینک مشاهده میشود این جریان قصد دارد  سی و پنجهزارو اندی امضاء و امید های بسته به جنبشی را به نفع خود مصادره وجنبش را" ما ل خود" کند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; از آنجا که تلاشهای اینجانبان جهت حفظ اصول و ارزشهای بنیادین و فراجناحی بودن واقعی در تمام سطوح ارکان جنبش به ثمر نرسید وافراد تحت نفوذ، تمرین  دموکراسی را تبدیل به تمرین انحصار طلبی  نمودند و تمام موازین خرد فردی و جمعی را زیر پا گذاشتند از جمله : &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 1 – از همان ابتداء تشکیل اولین جلسه کمیته مانع به تصویب رسیدن حتی یک آئین نامه ابتدائی برای کمیته شدند و بی دلیل به انتخاب عجولانه هیئت اجرائی مورد نظر خود بدون احراز شایسته سالاری اصرارنمودند . &lt;BR&gt; 2 – انتخابات هیئت اجرائی را که با رعایت یک آئین نامه ویژه و با 15 عضو کمیته به انجام  و تصویب رسانده بودند به دلیل اینکه منتخبین جملگی افراد مورد نظر آنها نبودند به بهانه یک رای مشتبه بدون بررسی و مراجعه به حکمیت بی طرف، با 10 رای باطل نمودند و زمانی هم که با اعتراض شدید روبرو گردیدند آیین نامه ویژه را فاقد اعتباردانستند. &lt;BR&gt; 3 – ارائه مصوبات مخدوش توسط رئیس کنگره پس از شش نشست و انتشار آن در سایت 60000000.info بدون انجام اصلاحات لازم وفقدان فضای مناسب جهت بحث های ریشه ای برای رفع کمبودهای کنگره و رسیدن به نقطه نظر ها و اهداف کنگره . &lt;BR&gt; 4 – عد م اعتقاد به حضور و شرکت اعضاء علی البدل در جلسات کمیته و تقلیل نصاب جلسات به ده نفر جهت احراز اکثریت خیالی بمنظور تصویب آنچه که حس انحصار طلبی آنها را تامین میکند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; لذا بنا به دلا یل مذ کور و دلا یل متعدد دیگری، اینجانبان در شرایط موجود کمیته مرکزی را در راستای تحقق آرمانهای جنبش ملی رفراندم ندیده وجریانی را در آن غا لب می بینیم که با وجود وحضور نحله های فکری به ظاهر گوناگون به شیوه ارتجاعی خودی و غیر خودی عمل کرده و افراد را یا به سکوت ویا به اطاعت وادارمی نماید و با تداوم چنین جوی کمیته مرکزی حاضر ازتوان لازم جهت انجام  مسئولیتهای محوله بر خوردار نخواهد بود . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; بر پایه ملاحظات فوق، قبل ازآنکه مسئولیت خطاهای احتمالی آینده آنها را به دوش بکشیم ، گروه "  پشتیبانان آرمان جنبش ملی رفراندم " را به منظور دستیابی به اهداف زیر تشکیل  می دهیم و بدینوسیله اعلام موجودیت مینمائیم.  تمامی اعضای این گروه متعهد به اصول فراخوان ملی رفراندم بوده و مهمترین وظیفه خود را کوشش در راه اعتلای جنبش وبه ثمر رساندن اسناد ومصوبات کنگره بروکسل و منشور نشست برلین و کمک به پیشبرد مبارزات آزادی خواهانه  ملت ایران برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی میدانند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اهداف: &lt;BR&gt; 1- تلاش سیاسی جهت تحقق آرمانهای جنبش فراخوان ملی رفراند م و اشاعه آرمانهای حقوق بشر در جامعه ایرانی . &lt;BR&gt; 2 -  تعهد به اصل فرا جناحی واقعی ونه نوع مونتاژی آن در تمام ارکان جنبش . &lt;BR&gt; 3 -   به دور نگاه داشتن این جنبش از سلطه هر جریان انحصار طلب . &lt;BR&gt; 4 -  رعایت اصول دموکراتیک و سیستماتیک به مثابه اصل استوار جنبش . &lt;BR&gt; 5 - تعهد به  اصل شفافیت در تمام مراحل . &lt;BR&gt; 6 - تعهد به  اصل شایسته سالاری در تمام مراحل. &lt;BR&gt; 7- برقراری و حفظ ارتباط متقابل و پویا با کمیته های پشتیبانی از فراخوان ملی رفراندم  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ما امضاء کننده گان زیر اعتقاد داریم که می بایستی از تمامی ظرفیتهای اعضای انتخابی کنگره جهانی رفراندم اعم از اعضای اصلی و علی البدل، بطور فعال و با رفع تمامی ضعفها و کمبودهای مصوبه ای و آیین نامه ای، بگونه ای گسترده در جهت مبارزه علیه رژیم اسلامی ملاهای حاکم  در ایران عزیزمان استفاده شود. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; این گروه با امید به یک همکاری موثر علیه دشمن مشترک ایران عزیز و مردم زجر کشیده و در بندش، با کمال افتخار در کنار کلیه تشکلهای صدیق ملی که با هد ف استقرار حقوق بشر و نظامی کاملا دموکراتیک در هر قالبی که ملت پر افتخار ایران اراده کند، اعم از نوع پادشاهی ویا جمهوری، قرار داشته و همراه با سایر تلاشگران صدیق آرمان جنبش رفراندم مانند نشست برلین برای رسیدن به اهداف جنبش می کوشد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; زمان، زمان تولد تاریخی ملت ایران است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; پاینده ایران  زنده باد آزادی &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; امضاء کنندگان : &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; ناصرآقاجانی – تقی آل رضا – کیا جاوید – خسرو چاوشی – سارا سفیری - ایمان فروتن – شیوا مقدم – آرش مهدوی – شهرام ناصری &lt;BR&gt;     &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;         &lt;BR&gt;     &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113793709613807363?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113793709613807363/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113793709613807363' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113793709613807363'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113793709613807363'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/01/blog-post_22.html' title='بیانیه اعلام موجودیت/گروه پشتیبانان آرمان جنبش ملی رفراندم'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113724513789851809</id><published>2006-01-14T05:25:00.000-08:00</published><updated>2006-01-14T05:25:39.370-08:00</updated><title type='text'>تا کی فرار از اتحاد و ضدیت با جنبش رفراندم ملی/ دکتر احمد پناهنده    </title><content type='html'>&lt;img src="http://www.cyrusnews.com/images/ahmadpanahandeh.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt; هنوز یک ماه از برگزاری کنگره جهانی جنبش رفراندم ملی در بروکسل نمی گذرد که شنیده و دیده می شود اینجا و آنجا آواهای شوم تفرقه بلند شده است که می خواهند این همگرایی بی همتا را در تاریخ پس از به قدرت رسیدن آخوندها ی واپسگرا، به مرز متلاشی شدن برسانند. صحت چنین ادعایی را می توان درمواضع خفتگان، در یخبندان زمستانی جمهوری اسلامی دید که پس از تأحیر فازی طولانی از دخمه های خود بیرون جستند و هر آنچه آوار بود بر سرو جان و تن نیروهای متشکله رفراندم ملی، فرو ریختند. تو گویی نزدیک شدن نیروها، که مقدمه سرنگونی رژیم را آواز می دهد، بر مذاق شان سازگار نیست و چشم دیدن همگرایی نیروها را آرزومند نیستند. تو گویی سرنگونی رژیم را نابودی خود می انگارند. &lt;BR&gt; به همین سبب است که تنی چند از رانده شدگان ِ" بهشت برین زحمتکشان " و مانده شده در کشورهای امپریالیستی که زمانی در کوچه پس کوچه های خلوت جاهلیت، شعار نابودی آن را سر می دادند، ولی امروز از سفره و امکانات رفاهی و امنیتی این کشورها برخوردار هستند، از پیله تنیده شده به دور خود بیرون جستند و وا مصیبتا سر دادند که ما سرنگونی جمهوری اسلامی را برنمی تابیم. و اگر قرار است تغییری در شرایط سیاسی ایران ایجاد شود باید این تغییرات بطور تدریجی و آن هم در درون نظام جمهوری اسلامی صورت گیرد، بدون آنکه به ساختار حاکمیت لطمه ای بخورد. یعنی سرنگونی این رژیم موقوف. &lt;BR&gt; آن دو دیگری می گویند زمان اتحاد فراگیر فرا نرسیده است. زیرا مشروطه خواهان تجربه حکومت کردن دارند و ما جمهوریخواهان چون در مراحل جنینی هستیم باید به ما فرصت داده شود تا از یک نیروی منسجمی برخوردار شویم. بعد آنوقت می توانیم در مورد اتحاد رایزنی کنیم.  &lt;BR&gt; یکی هم در این میانه سَرَکی می کشد و اظهار لحیه می کند که اساساً رفراندم برای تعیین نوع نظام را نمی پذیرد و به غلط معتقد است چون در 12 فروردین 1358 خورشیدی مردم در آن جو هیستریک انقلابی ِ کور، بین جمهوری اسلامی و جمهوری اسلامی به جمهوری اسلامی آری گفتند، پس تا پایان تاریخ بایستی این جمهوری اسلامی همچنان در قدرت بماند. و ما باید نه دنبال سرنگون کردن جمهوری اسلامی برویم و نه دنبال رفراندمی برای تعیین نوع نظام. به این هم می گویند شامورتی بازی!! &lt;BR&gt; آخر این چه تحلیل سیاسی است که در این شرایط حساس که هر گونه حمله نظامی به کشور در چشم انداز است و نیروهای جدایی طلب بشکن می زنند تا به آرزوهای بغایت ضد میهنی و ایرانی خود که همانا جدا کردن قسمتی از خاک ایران است، در این فرصت بدست آمده واگرایی نیروها، به آن دست یابند و یا در این شرایط حساس که می رود نه " از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان". باید منتظر بنشینیم که شما ابتدا یک نیروی منسجم جمهوری خواه تشکیل دهید و آنوقت از اتحاد و سرنگونی صحبت کنیم.                                                                                               خیر خانمها و آقایان! مطمئن باشید شما که تا امروز از چنین توان و پتانسیلی جهت انسجام نیروهای خود بی بهره بوده اید، اگر 10 سال دیگر هم به شما فرصت داده شود از این مقدار هم عقب تر خواهید رفت. کافی است به تاریخ گذشته سازمانی و حزبی خود نگاهی منصفانه بیاندازید آنوقت می فهمید که آن استقبال نسبی ابتدایی در آن شور و فتور انقلابی کور و کر سالهای اول " انقلاب شکوهمند " را که بر انبانی از جهل و نا آگاهی، احساس و غرور بی خرد سوار بود، واقعی و پایدار نبوده است. به عبارت دیگر آن استقبال نسبی بر بستر آگاهی بنا نشده بود. به همین منظور وقتی مردم به رشد آگاهی نسبی رسیدند، شما را به حال خود رها کردند و به ایران و نیروهایی که به حق برای آزادی ایران نه ماندگاری جمهوری اسلامی مبارزه می کنند روی آوردند. &lt;BR&gt; آری اشتباه نمی کنید، منظورم همان نیروهایی است که سالها دوست داشتید و دارید به آنها دشنام بدهید و حتی تا آنجا پیش رفتید که حاضر شدید برای زمین زدن آنها، دست در دست ارتجاعی ترین نیروی تاریخ بگذارید و خوار کردن مردم ایران و غارت و چپاول زندگی مردم و منافع ملی را جشن بگیرید، شاید در این گرودار " گندم ری " نصیب شما گردد و دربانی شهرداری " یاخ چی آباد" به شما واگذار گردد. &lt;BR&gt; امروز اما وضع به گونه دیگری است و مردم تصمیم دارند برای نجات ایران با همه نیروهایی که دل در گرو ایران دارند، دستشان رابفشارند و شما را به حال خود تنها بگذارند تا جهت تشکیل یک اتحاد کذایی جمهوری خواهی که البته با مشارکت چی هایی داخل از نوع حجاریان و ملی مذهبی ها، وقت کافی داشته باشید. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ارزیابی نیروها و یک پند: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; حال که به اینجا رسیدیم، مایل هستم یک پند را از خلوص دل به شما بدهم تا شاید وجدانهای خفته شما تکانی بخورد و به دلهای منجمد شده شما گرمایی ببخشد. بر کسی پوشیده نیست که امروز جمهوری اسلامی در تمامیتش مربوط به گذشته بسیار دور است و اساساً با شرایط امروزی منطبق نیست. اما با همه این عقب افتادگی، بوسیله همه ما بر دوش ما سوار شد و امروز بر ما فرمان می راند. امروز از هر زمانی دیگر مردم به آن حد از بیداری و آمادگی رسیده اند که این رژیم را در تمامیتش سرنگون کنند. حال برای این سرنگونی باید هر نیرویی با خود تصفیه حساب کند که در کدام سمت است؟  &lt;BR&gt; مطمئناً بر هر ناظری که نگاه به شرایط سیاسی ایران دارد، دو سمت را بیشتر در چشم انداز ندارد. یکی از این سمت ها سرنگونی تمامیت رژیم است و دو دیگری، بقای این رژیم با ترفند های مختلف از جمله " اصلاحات " از درون رژیم.  &lt;BR&gt; آنانیکه به جد تصمیم گرفته اند که جمهوری اسلامی را سرنگون کنند، امروز در جنبش رفراندم ملی متشکل شدند و می روند با سازماندهی مردم ایران، موجبات سرنگونی آن را با یک مبارزه مسالمت آمیز در چهارچوب نافرمانی مدنی، فراهم کنند. و نشان داده اند که در طیف نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، پیگیرترین نیروهایی هستند که برای اتحاد نیروها از هر فکر و مرامی، استقبال می کنند. از طرف دیگر به دلیل بالا بودن ظرفیت نیروهای متشکله جنبش رفراندم، در عمل این توان را کسب کرده اند که از بینش تنگ گروهی و فردی بیرون بیایند و با نیروهایی که به لحاظ فکری و مرامی، 180 درجه در تخالف هستند، دور یک میز بنشینند و زمینه اتحاد عمل نیروها را فراهم کنند. &lt;BR&gt; در مقابل این نیروها که در جنبش رفراندم ملی گرد آمده اند، نیروهایی قرار دارند که هرچند در ظاهر ژست مخالفت با رژیم را می گیرند. اما در عمل - این مخالفت - فقط بخشی از رژیم را نشانه می رود. بطوریکه این نیروها تا امروز بی پروا حفظ این رژیم را بر هر راه حلی مقدم می شمارند و حاضر هستند در این راه، در صف جمهوری اسلامی، علیه نیروهای دموکرات و آزادیخواه وارد عمل شوند. کاری که تا امروز به آن مفتخر هستند .  &lt;BR&gt; این نیروها باید به این پرسش اساسی پاسخ دهند که بین مدرنیته و ستنت در کدام سمت قرار می گیرند؟ اگر جانب مدرنیته را می گیرند، دیگر تلاش برای ابقای این رژیم پوسیده، نهایت بی خردی و جهالت است و اگر این تلاش از روی آگاهی باشد، نهایت تبهکاری. امروز باید با صدای بلند اعلان کنند که آیا اتحاد با اجزای رژیم جمهوری اسلامی می تواند منافع و مصالح ملی ما را حفظ کند یا اتحاد با نیروهایی که به حق دل در گرو آزادی ایران دارند و برای ساختن ایرانی مدرن و کثرت گرا مبارزه می کنند؟ اما ای دریغ که تا امروز شواهد و عملکردهای این نیروها نشان داده است که آنها به جد خواهان حفظ رژیم هستند و بین مدرنیته و سنت، جانب سنت را گرفتند. عملی که در نظام گذشته انجام دادند و در انتخاب بین جامعه مدرن و جامعه واپسگرایی، جانب جامعه واپسگرایی را گرفتند و پشت مرتجع ترین قشر تاریخ ایران سینه زدند. و طی 27 سال بی دریغ، تمامی جنایات جمهوری اسلامی را ماله کشی کردند و حتی در بخشی از این جنایات بطور مستقیم شرکت داشتند. امروز هم عمد دارند در صف جمهوری اسلامی باقی بمانند تا با سرنگونی جمهوری اسلامی، سرنگونی فکری و نگاه این نیروها فرا برسد. &lt;BR&gt; در کنار این دو طیف نیروها، نیروچه های کوچک سوپر چپ وجود دارد که حاضر نیستند جلوتر از نوک بینی شان راببینند و افنخار " مبارزاتی شان " این است که چشم بسته، با هر اتحادی مخالفت کنند و دوست دارند در تنهایی آواز بخوانند و در خلوت به تماشای قد و قامت خود در آیینه بنشینند. اما این نیروچه ها با همه عملکرد سکتاریستی، چون خواهان سرنگونی رژیم هستند، در طیف نیروهای سرنگونی طلب قرار می گیرند و در عمل می توانند در صف مستقل به جنبش رفراندم ملی یاری برسانند. &lt;BR&gt; نیروی عمده دیگر در مختصات سیاسی ایران، سازمان مجاهدین است که امروز به دلیل مشکلاتی که دارد، نمی توان یک ارزیابی درستی از این نیرو بدست داد. اما ای کاش رهبری مجاهدین برای رهایی از این بن بست گرفتار شده بتواند خود را به نیروی رفراندم پیوند دهد و آینده خود را در یک رفراندم به محک داوری بگذارد. زیرا چنین تصمیمی در این شرایط از جانب رهبری سازمان می تواند خدمتی به سازمان خود و مردم ایران باشد. زیرا قدم گذاشتن در یک مبارزه سیاسی مسالمت آمیز مدنی، هر چند در ابتدا باعث می شود مورد سئوال و حتی انزجار بی شماری از اعضای سازمان و مردم و... قرار گیرند، اما در یک چشم انداز نهایی بین بودن و نبودن، خردمندانه است که از اشتباهات گذشته درس بگیرند و به آینده ایران بیاندیشند. و آینده ایران امروز اقتضاء می کند که همه نیروهای مخالف رژیم، اختلافات مسلکی و مرامی خود را کنار بگذارند و برای رهایی ایران از زیر ضربات و صدمات بیشتر، کنار هم قرار بگیرند. و این پندی است که از خلوص دل بر قلم جاری می کنم. همچنین این پند را به نیروهایی که تا امروز در کنار رژیم و علیه نیروهای آزادیخواه قرار گرفتند، می دهم که تا دیرتر نشده، به صف نیروهای دموکرات که خواهان ایرانی آزاد و دموکراتیک و بدون جمهوری اسلامی است، بپیوندند. ایرانی که در آن دین از دولت جدا باشد. ایرانی که پس از سرنگونی جمهوری اسلامی، در یک رفراندم، قانون اساسی نوین تدوین شده در مجلس مؤسسان و تعیین نوع نظام را به همه پرسی بگذارد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; هنر یک نیروی سیاسی چه باید باشد؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; بهره برداری از تضادهای درونی رژیم جمهوری اسلامی نباید ما را به حمایت بیدریغ از جناحی در مقابل جناح دیگر حکومت بکشاند. بلکه بایستی در این راستا باشد که هر چه بیشتر بر این تضادها دامن بزنیم و زمینه های اعتراض  اجتماعی را فراهم کنیم. بطوریکه این اعتراضات، موجب تضعیف تمامیت رژیم را فراهم کند. پر واضح است که یکی از اشتباهات گروههای سیاسی در گذشته، بدون در نظر گرفتن گفتهء بالا، در عمل به جناحی نزدیک شدند که موجب تقویت آن را در عرصه اجتماعی سبب گردیدند. بطوریکه در اذهان مردم عادی چنین القاء کرده بودند که رهایی و گشایش عرصه های اجتماعی در پرتو حمایت بیدریغ از آن جناح مورد نظر است. و به همین منظور سالها، دسته های سینه زنی و زنجیر زنی راه انداختند و در باره اندر مزایای اصلاحات در درون رژیم به رهبری بی مایه مردی چون خاتمی بزدل، مرثیه های جانسوز سر دادند و اشکها از دیدگان جاری نمودند و خردها در در اذهان مسخ کردند و عاقبت افسرده و دل زده به انزوا گرائیدند. بنابراین هنر یک گروه سیاسی که رژیم را در مقابل خود دارد، این نیست که با عملکرد خود سبب تقویت رژیم گردد. زیرا به تجربه ثابت شده است که این جناح بندیها در جمهوری اسلامی، بیشتر  جهت جناح سازی و تفرقه اندازی در داخل نیروهای مخالف و به جان هم انداختن آنها است. وگرنه آنها در سرفصل های تعیین کننده، شمشیرهای کشیده را غلاف می کنند، اختلافات را کنار می گذارند، دست یکدیگر را رامی فشارند، روی همدیگر را می بوسند و به ریش من و تو و ما می خندند. &lt;BR&gt; امروز هم آثار چنین سیاست مخربی در موضع گیری های این گروها نسبت به احمدی نژاد دیده می شود که ضمن محکوم کردن مواضع ارتجاعی و ضد ایرانی اش - به نحوی از انحا – مواضع افرادی از " اصلاح طلبان " مرحوم شده را به گونه ای جلوه می دهند، تو گویی وضع آنها بهتر بوده است و ایرانیان گوهری تابناک را از دست داده اند. با این القائات فضا را طوری منعکس می کنند که در فردای نزدیک، مردم به جای تعیین تکلیف با کل رژیم جمهوری اسلامی، به جناحی مثلاً " اصلاح طلبان " مردار شده متمایل شوند و آنها را باد کنند و دوباره به هوا بفرستند. خیر! &lt;BR&gt; خانمها و آقایان! رژیم جمهوری اسلامی طی این 27 سال به صور مختلف نشان داده است که در تمامیتش، سر و ته یک کرباس هستند و تا امروز به تجربه ثابت شده است که آنها برای حفظ  قدرت و شوکت خود، حاضر هستند تمامیت ایران را نابود کنند. عملی که امروز احمدی نژاد به نمایندگی از این جماعت ضد ایرانی، پرچم دار آن است. و اگر هم در اینجا و آنجا به ظاهر بینشان اختلاف سلیقه و نه اختلاف عقیده بروز می کند، موقتی است و بیشتر برای سرگرم کردن نیروهای مخالف خرج می شود. وگرنه در صدر نشستن و قدر چیدن خود شبهه ای به خود راه نمی دهند. &lt;BR&gt; می خواهم بگویم که در یک کلام، سیاست و شعارهای غلط ما سبب شده است که این رژیم بر ملک دارا حاکم شود و امروز ابله مردی از قبیله جهل و جور و جنون بنام احمدی نژاد به خود اجازه می دهد بدون در نظر گرفتن منافع و مصالح ملت ایران، خواهان نابودی کشور اسرائیل شود و حتی مدعی می شود که کشتار 6 میلیون یهودی در کوره های آدم سوزی حزب نازی هیتلر، واقعیت ندارد. ای کاش با گسترش این همه فجایع تاریخی، ضربات مهلک به منافع و مصالح ملی و خدشه دارشدن حیثیت ایرانیان در انظار بین المللی، وجدانهای خفته زمستانی، بیدار و دلهای منجمد شده در یخبندان ضدیت کور و کینه، ذوب و اذهان گچ گرفته و پرت در هپروت آرمانشهر تک صدایی ضد انسانی، ترکیده شود. و تکانی بخورند و بدون کوچکترین دلهره ای از خود و سیاست ناشاد خود در پیشگاه ملت ایران پوزش بخواهند و قدم در راهی بگذارند که سبب ساز جبران اشتباهات و کوتاهیهای گذشته شوند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; نتیجه:    &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   آری آنچه که امروز بطور واقعی در برابر نگاه و چشمان همگی ما است، غصب حاکمیت ملت ایران بوسیله مشتی واپسگرایان است که به هیچ معیار انسانی، حقوقی و بین المللی پای بند نیستند و با اعمال قرون وسطایی مُلک دارا و مردم را به تباهی می کشانند. &lt;BR&gt; آیا این همه فجایع، کشتار، دربدری، زندان، گرسنگی، فقر، بیکاری، فحشا، اعتیاد و و و....آن شرایط را ایجاد نکرده است که گروههای سیاسی و شخصیت های آزادیخواه مخالف ِ این شرایط مرگ آفرین، در کنار هم قرار بگیرند و از اختلافات فرقه ای، فردی، گروهی و حزبی و سازمانی خود بکاهند و برای نجات ایر ان که میرود با این سیاست جنگی رژیم، به حمله نظامی بیگانه منجر شود، تحت یک پلاتفرم با هم متحد شوند تا ایران ِ جان ِ همه یاران و همزبانان را از خطر این شرایط کشنده و ویران کننده عبور دهند؟ &lt;BR&gt; مطمئن باشیم که اختلافات بین گروهها، دیدگاها، ایده ها و اندیشه ها موضوعی نیست که بشود به آسانی آن را حل کرد بلکه این اختلافات چه به لخاظ عقیده  و چه به لحاظ سلیقه همواره وجود دارد و پایانی تا پایان تاریخ برای این اختلافات متصور نیست. بنابراین ساده اندیشی است که بتوانیم در این شرایط اختلافاتمان را تمام و کمال حل کنیم و بعد کنار هم یک مبارزه سراسری را سازماندهی کنیم. &lt;BR&gt; صد البته منطقی و عقلانی است که این اختلافات باید وجود داشته باشد تا موتور حرکت جامعه را روشن کند. اما چنین اختلافاتی نبایستی مانع و انسداد حرکت فراگیر همگانی برای یک امر ملی شود. بلکه چنین اختلافاتی در یک جامعه دموکراتیک از شیرینیهای آن جامعه است که همواره سبب ساز بهترین گزینش ها می شود. &lt;BR&gt; اما نیک پیدا است که ما در چنین شرایطی نیستیم. یعنی آن جامعه دموکراتیک را فاقد هستیم و امروز همگی مان زیر یوغ رژیمی ستمگر و ضد آزادی، دموکراسی، انسانی و مدنی روزگار را در سختی و آوارگی می گذرانیم. بنابراین عقل و خرد حکم می کند که برای گشایش چنین جامعه ای در کنار هم قرار بگیریم و سد و مانع اصلی رسیدن به این جامعه دموکراتیک را از سر راه برداریم. &lt;BR&gt; در این راستا باید بدانیم که امروز هیچ نیرویی به تنهایی قادر نیست در صف مستقل و در نظر نگرفتن همراهی نیروهای دیگر به تنهایی از سد و مانع جهل و جنون رژیم عبور کند و جامعه دموکراتیک فردا را بر مردم ایران بگشاید. حتی اگر بر فرض محال چنین نیرویی بتواند از عهده این معضل جامعه امروز بر بیاید، مطمئناً، فردا فضای تنفسی جامعه را به شکل دیگری قفل می کند و مانع فریاد و فعالیت نیروهای مخالف اندیشه و ایده خود می شود. &lt;BR&gt; بنابراین ایجاد یک جامعه دموکراتیک لازمه اش این است که قبل از آن تمرین دموکراسی را در حد آماده شدن برای فعالیت در جامعه دمکراتیک فردا، انجام داده باشیم و ظرفیت تحمل و گوش شنیدن اندیشه های مخالف را کسب کرده باشیم. در این صورت است که جامعه دموکراتیک فردا از غلتیدن به استبداد بیمه می شود.                                          خوشبختانه این ظرف امروز جهت تمرین دموکراسی، در قامت جنبش رفراندم ملی آماده شده است. پس بکوشیم با عضویت خود در آن، موجبات تقویت آن را فراهم کنیم و در این راه از یکدیگر سبقت بگیریم. &lt;BR&gt; کلن:    24 دی ماه 1384 &lt;BR&gt; panahandeh@t-online.de &lt;BR&gt; a_panahan@yahoo.de &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113724513789851809?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113724513789851809/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113724513789851809' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113724513789851809'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113724513789851809'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/01/blog-post_14.html' title='تا کی فرار از اتحاد و ضدیت با جنبش رفراندم ملی/ دکتر احمد پناهنده    '/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113673909872893519</id><published>2006-01-08T08:51:00.000-08:00</published><updated>2006-01-08T08:51:41.863-08:00</updated><title type='text'>واقعیت های زمینی و ناسزا گویان! کوروش گلنام</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.60000000.info/images/referendum_1.jpg" border="0" align="left" width="100" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt; کوروش گلنام &lt;BR&gt; آدینه 16 آذرماه 1384 ـ 6 ژانویه 2006 &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; این روزها موتور یورش به هواداران یک اتحاد ملی که مدتهاست خواست رفراندم به نمادی از آن مبدل شده است، با دور و شتاب فراوان بکار افتاده و کمتر روزی است که صفحه های سایت های گوناگون به دشنام نامه هاو تهمت نامه هایی علیه کوشندگان در این راه مزین نباشد. روشن است که شرکت کنندگان در نشست برلین و کنگره رفراندم و کوشندگان و تلاشگران در این دو رویداد سیاسی و پشتیبانان این حرکت ها، آماج بیشترین یورش ها ی این روزها هستند و کسانی به قیمومیت از جانب ملت ایران، به شدت به تاخت و تاز پرداخته اند. دردآور تر این است که تنی چند ازکسانی که دست به این یورش ها و دشنام و تهمت نامه نویسی ها زده اند خوداز تلاش گران و کوشندگان باسابقه، دردآشنا و آزادی خواه، با کوششی چندین دهه ای (درست یا نادرست؛ به راه یا به کج راه) در راه آزادی و سربلندی مردم ایران بوده و درخور احترام هستند. نگارنده با پوزش از این هم میهنان مبارز و گرامی، بیان می دارد که اگر این دوستان در ارزیابی های خود از مسایل امروز ایران و جهان دقت بیشتری نموده و تلاش می نمودند کمی بیشتر خود را با روزگار موجود منطبق نموده(اگر فورن نگویند که معنای این سخن این است که با سلطنت خواهان همراه شویم!)  وبه دریافت های درست تری دست یابند، بی گمان خود از سرمایه های جنبش آزادیخواهانه ایران بوده و هستند و همه ما می توانستیم و می توانیم از تجربه های گوناگون سال ها مبارزه ایشان چه در دوران رژیم گذشته و چه پس از آن، بهره های درستی ببریم. برای من باوراین موضوع آسان نیست که چگونه این کوشندگان سیاسی با سابقه، به این سادگی و با خیالی راحت می توانند به مبارزان درون ایران، امضا کنندگان اولیه فراخوان رفراندم چون دانشجویان گرامی، خانم مهر انگیز کار که داستان رنج و درد زندگی خود، همسر و فرزندانش مثنوی هفتاد من است(کتاب گردن بند مقدس تنها گوشه ای آز آن است)، آقای ناصر زرافشان وکیل شرافتمند و مبارز که موجب سربلندی و افتخار کوشندگان راه آزادی است و آقای محمد ملکی که با وجود سالخوردگی و تحمل رنج سال ها زندان هرگز دست از مبارزه نکشیده است یعنی کسانی که در درون ایران و در میدان اصلی مبارزه هستند و تا امروز هزینه های سنگینی در راه پاسداری از حق انسانی، دادگری و در راه آزادی پرداخته اند، چنین توهین کنند و اتهام بزنند!  &lt;BR&gt; پایه و ستون اصلی یورش ها ی این دوستان به تلاش گران و کوشندگان در راه یک وحدت ملی، که نگارنده با سهم کوچک خود و کسان دیگری بارها تاکید داشته اند که هرشخص و گروه شرکت کننده می تواند با نگهداشت و پایداری بر ایده هاو دیدگاه های خود و با دانش و آگاهی پیشین بر آنچه که می خواهد در آن شرکت کند، بر این استوار است که چرا مشروطه خواهان و سلطنت خواهان و یا به زبان"توفان در لیوان آب" پهلوی خواهان در این حرکت ها شرکت داشته اند. آنها گذشته از گروه های نامبرده همه دیگر کسانی را که در پیشبرد تلاش برای برگزاری یک همه پرسی در ایران برای تعین شکل حکومت و فراهم نمودن مقدمه انتخابات برای تدوین یک قانون اساسی نوین شرکت داشته اند را متزلزل و فرصت طلبانی دانسته اند که "هر لحظه به رنگی" در می آیند. آنها به جای گقتگو و بحث منطقی حقیقتن ناسزا و تهمت نامه نوشته اند! ناسزاهایی چون "واماندگان همه با همی"، درمانده، خائن، و.. دهها چنین واژه هایی، نقل و نبات هایی است که در این نوشته ها به رایگان و بی زحمت و بی هیچ احساس مسئولیتی نثار مخالفان دیدگاه های نویسندگان شده است. &lt;BR&gt; اما واقعیت های زمینی چیست؟ &lt;BR&gt; 1 ـ چندی پیش آقای مهندس حشمت الله طبرزدی در نوشته ای به چند نکته جالب اشاره کرده بود. یکی از آنها این بود که رو به سوی پیش کسوتان و تلاش گران سیاسی با سابقه نسل گذشته( یا دو نسل گذشته. هر نسل را معمولن 25 سال به حساب میآورند)وبا ادای احترام به آنها و تلاش هایشان، از آنها خواسته بودند که بپذیرند که دیگر دوران آنها گذشته است و امروز این نسل جوان تر ایران است که در گذران 27 سال حکومت وحشت و مبارزه روزمره و ملموس با آن آبدیده شده ومی بایست سکان حرکت این کشتی طوفان زده را در دست بگیرند(چیزی در همین مفهوم). در حقیقت هدف این گفته به درستی این بود که نمی شود با مفاهیم و تحلیل ها و روش های گذشته، که چنین برخوردهای نابجا، ناسزا گویی و تهمت نامه نوشتن ها از آن میان است، کاری از پیش برد و این چنین روش ها در طول دهه هاآزمایش ناموفق خود را پس داده است. شگفت آور است که کسانی در میان این دوستان هستند که خود را از پیروان سرسخت زنده یاد دکتر محمد مصدق می دانند که در ادب و نزاکت و احترام به دگر اندیش خودنمونه بود و تاریخ، رفتار و برخوردهای انسانی و دموکرات مآبانه او رادر برابر دگر اندیشان و مخالفان که دمی از ناسزا گویی و تهمت زدن به او دست بر نمی داشتند(می توان به نشریه های حزب توده و وابستگان به دربار در آن روزگار مراجعه کرد)، در خود ثبت کرده است. به ارزش و اهمیت فراوان این منش و رفتار آنجا بیشتر می توان پی برد که بیاد آورد که این گونه برخورد با دگراندیش ناسزا گوی تهمت زن دشمن کیش، در دورانی رخ می دادکه اصولن بحث دموکراسی وشناختی از آن در میان ایرانیان نبوده است. حال بر خواننده است که خود درستی و هم گونی یا نادرستی و ناهم گونی ادعای این هم میهنان در پیروی از زنده یاد مصدق را مورد ارزیابی قرار دهند.     &lt;BR&gt;  آقای طبرزدی همچنین به مورد مهم دیگری اشاره کرده بود و بیان داشته بود که اصل مبارزه آزادیخواهانه مردم در درون ایران است و بنابراین رهبری این مبارزات نیز در درون ایران خواهد بود. به زبان دیگر او با به میان آوردن این مورد، به پیش کسوتان صحنه سیاسی ایران این پیام درست را می دهد که به دلیل دوری شما از جامعه ایران در سخت ترین دوران و به دلیل دوری شما از واقعیت های ملموس زندگی پر رنج و هزینه های سنگینی که آزادی خواهان و کوشندگان سیاسی به ویژه نسل جوان درون ایران در پایداری و مقاومت در جهنم "ج" اسلامی پرداخت کرده اند، و به دلیل اینکه شما همچنان می خواهید با همآن دیدگاه ها ی دهه های گذشته و پیش از انقلاب به رویدادها نگریسته و همآن راه گشایی های دهه های پیشین را برای از میان برداشتن سد و دیوارهای که بر سر راه آزادی مردم است در نظر دارید که کمتر هم خوانی با رویدادهای امروز ایران و جهان دارد، دیگر باید اجازه دهید که شما را بازنشسته اعلام کنند. یعنی با ابراز احترام به شما، اجازه دهید که نسل های جوان تر با اندیشه ها، راه گشایی ها و شیوه های نوین تری به جنگ گرفتاری ها و باز نمودن راه رسیدن به آزادی بروند. یعنی با ابراز احترام به شما اجازه دهید بگوییم که ما دیگر از اینکه هریک از شما خود را یک رهبر دانسته و بی هیچ گونه انتخاب و اجازه ای ازسوی مردم ایران و خودسرانه خود را نماینده واقعی و حتا قیم مردم می دانید، خسته شده و از شما می خواهیم که دست از این شیوه برداشته و اجازه دهید نسل جوان، پر شور و اندیشمند ایران، کار بزرگ تاریخی خود را انجام دهد. &lt;BR&gt; 2 ـ یورش همه جانبه درست از زمانی بیشتر شده است که آقای کامبیز روستا، که اتفاقن او هم از مبارزان با سابقه و همرزم و دوست سالیان ناسزا گویان (شوربختانه) امروز است، با شهامت و دلیری ستایش آمیز به بازببنی در نگاه خود به جهان پیرامون پرداخته و با اراده ای قوی صف خود را از یاران دیروز جدا نموده، با شرکت و تلاش در راه وحدتی ملی پا در میدان مبارزه ای با شیوه ای دیگر که مورد پسند یاران گذشته خود نیست گذاشته و به این وسیله، همگامی، هم گونی و هم راهی خود را با دیدگاه ها و روش های تازه مبارزه و جدایی از دگم ها و چهارچوب های گذشته بیان نموده است. این کار دلیرانه آقای کامبیز روستا با به جان خریدن همه تهمت ها و ناسزا ها یی که خود به خوبی می دانسته است که در پی خواهد آمد، هم منجر به اخراجش از گروه دوستان سوسیالیست های چپ شد و هم به بهانه زیر ضرب بردن نشست برلین (که آقای روستا نیز در آن شرکت داشت)و هواخواهان رفراندم، موج تازه ای از یورش و ناسزا و تهمت به تلاشگران، که بی بردن نام، بیشتر رو به سوی ایشان دارد را به دنبال داشت. این یورش های تازه نشان می دهد که حرکت بر خلاف موج آقای کامبیز روستا، جدایی ایشان و انتخاب راهی دیگر ضربه سختی به اندیشه ها و باورهای قدیمی کسانی زده است که هنوز در برابر واقعیت های زمینی دست و پا می زنندو می پندارند چون انقلابی هستند و سر سوزنی سازشکار نیستند، باید همیشه سرسخت باشند! &lt;BR&gt; 3 ـ اگر بخواهیم به شکلی منطقی و متکی بر سند از میدان اصلی مبارزه که در درون ایران است و نقش جوانان و نسل تازه در آن سخن بگوییم، می بایست به دو مورد و یا سند تازه و بسیار مهم دیگر که در همین ماها، هفته ها و روزهای گذشته به میان آمده است نیز سخن بگوییم: &lt;BR&gt; الف: سخنان تازه نمایندگان دانشجویان مبارز ایران(برای نمونه سخنان آقای عبدالله مومنی) که با روشنی و دلیری بی مانندی چندین بار و در مجال های گوناگون ابراز داشته اند که در دانشگاه ها همه دانشجویان با هر گونه تفکری باید در ابراز اندیشه و تلاش و کوشش آزاد باشند وآزادانه فعالیت کنند. آنها با تاکید بر کثرت گرایی، حتا از کمونیست ها، جمهوری خواهان(با هر دیدگاهی) و به شکلی شگفت انگیزحتا از سلطنت خواهان نام برده اند. &lt;BR&gt; ب ـ دو روزی پیش سومین نامه گروه پرشماری از دانشجویان ایرانی از سراسر جهان(از آن میان دانشجویانی که هم اکنون در دانشگاه های ایران تحصیل می کنند و دانشجویانی که تعدادی از آنها در سال های اخیر و پس از تحمل سختی های گوناگون توانسته اند به خارج آمده و بیشتر آنها در دوره های بالای تحصیلی، در دانشگاه های کشورهای گوناگون به دانش اندوزی پرداخته اند.) به همه کوشندگان سیاسی در همه گروه ها، سازمان ها و حزب های سیاسی ایرانی منتشر شد که در آن برای سومین بار در مدت چند ماه گذشته از آنها خواستار شده اند که برای نجات ایران و پیش گیری از فاجعه ای که با دیوانگی ها و بی کفایتی های سران "ج" اسلامی میهن ما را تهدید می کند، دست از اختلاف ها، خود خواهی ها، کینه توزی ها و انتقام جویی ها برداشته و حتا اگر کوتاه مدت برای یاری به مردم گرفتار در بند ملایان ستم گر و آزادی و نجات ایران وپیش گیری از حمله نظامی بیگانگان به ایران، به اتحادی ملی دست بزنند. &lt;BR&gt; آیا این نمونه ها کافی نیست که نشان دهد بین بینش، نگرش، فرهنگ سیاسی، شیوه راه گشایی های نسل های پیشین و نسل تازه تفاوتی آشکار و روشن به چشم می خورد و نگاه نسل تازه بیشتر خردمندانه ، اندیشمندانه همراه با مدارا و مسالمت جویی و با گذشت از منفعت های شخصی و گروهی و بی کینه ورزی های کور است؟ آیا رویدادهای گوناگون و موضع گیری کوشندگان دلیر و آزادی خواهان حقیقی درون ایران(نه نمونه آقای حجاریان و خاتمی که دل نگرانی اصلی اشان حفظ نظام عزیز اسلامی است)، نشان گر این نیست که بینش امروز آنها با وجود فشار و خفقان، از ما برون مرزی ها دقیق تر و درست تر است؟  &lt;BR&gt; 4 ـ تلاش بیهوده ای بکار می رود که حرکت در راستای تشکیل اتحادی ملی را تنها به دو گروه جمهوری خواهان و مشروطه خواهان خلاصه کنند که از اساس نادرست است. این اتحاد ملی از همه کسانی که به مبانی دموکراسی احترام گذاشته، رآی مردم، بیانیه جهانی حقوق بشر، جدایی دین و ایدئولوژی از قدرت، آزادی فردی و اجتماعی یعنی حقوق شهروندی را می پذیرند، با بازگشت هر نوع خود کامگی و استبداد در هر رنگ و لباس و جلوه ای مخالف هستندو.. دعوت به همکاری نموده است و همچنان می نماید. کوشندگان در راه رفراندم (که شیوه ای است از مبارزه بر علیه رژیم حاکم که دلیل انتخاب آن بارها بیان شده است)،نشست برلین و ....آنچه می گویند و می نویسند در حکم پیشنهاد است و هیچیک از آنها خود را قیم مردم ندانسته، ادعایی نه برای رهبری و نه قانون گذاری دارند چرا که تعین کننده همه اصول در زندگی آینده مردم ایران مبتنی بر دیدگاه ها و خواست های همه مردم ایران است. &lt;BR&gt; 5 ـ همچنین تلاش می شود که چنین نشان دهند که پیوستن مشروطه خواهان و یا سلطنت خواهان به جنبش رفراندم، برای فرار از گذشته خود و  یا خلاف هایی است که کرده اند و دیگران که با آنها نشسته اند خائن هستندو  با چنین سخنان کوشش می کنند تا تردیدها و شبه هایی ایجاد کنند. نگارنده بند 14 از بیانیه بسیار خوب برلین را  که همه شرکت کنندگان در این نشست آن را تایید و بر پای آن امضا نهاده اند را در اینجا می آورم تا روشن شود که چگونه کسانی به تبلیغات مسوم و بی پایه دست می زنند: &lt;BR&gt; "  14ــ ما ضمن مخالفت با هرگونه برخورد انتقام جویانه و خشونت‌آمیز، به حق ایرانیان برای تعقیب و مجازات قانونی كسانی كه در گذشته به حقوق مردم تجاوز كرده‌اند، در چهارچوب اصول این منشور، احترام قایلیم و معتقد‌یم به این گونه مسایل باید از طریق كمیسیون‌های حقیقت یاب آشتی ملی یا در دادگاه‌هایی صالح به صورت عادلانه و علنی رسیدگی شود."    &lt;BR&gt;  6 ـ نگارنده فکر می کند که بهتر است که این دوستان به جای چنین ناسزا گویی ها، تهمت زدن ها و کینه ورزی ها و زندگی در گذشته(اشتباه نشود، گذشته هرگز فراموش نمی شود و رویدادها چه تلخ و چه شیرین در تاریخ ثبت است .این گذشته را می بایست بیاد داشت و از تجربه های آن آموخت اما نمی بایست و نمی توان در گذشته زندگی کرد که اگر چنین شود هرگز به پیش نخواهیم رفت و اگر قرن ها نیز بگذرد همچنان در جای پیشین خود باقی خواهیم ماند.)، دیدگاه های خود را به روشنی در باره بند، بند بیانیه برلین بیان کنند. این بیانیه دارای 15 ماده است که هر یک از دیگری مهمتر است و به روشنی بر حقوق انسانی همه شهروندان با هر نوع بینش و باوری انگشت گذاشته و اصرار نموده است.  &lt;BR&gt; پرداختن به این بیانیه موجب می شود که کسانی به جای پناه بردن به ناسزا و تهمت برای پوشاندن سستی ها و کمبودها و ندیدن آنچه در پیرامون ما می گذرد، واقعیت های زمینی را بهتر دریابند و جسارت کنند در میدان یک بحث منطقی وارد شوند. &lt;BR&gt; نگارنده در آینده به پاسخ گویی در برابر چنین برخوردهایی نخواهد پرداخت چون بر این باور است که نیروی ما باید در راه هم راهی و هم گامی در مبارزه با مافیای حاکم بر ایران بکار رود.    &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113673909872893519?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113673909872893519/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113673909872893519' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113673909872893519'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113673909872893519'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2006/01/blog-post.html' title='واقعیت های زمینی و ناسزا گویان! کوروش گلنام'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113544367854295852</id><published>2005-12-24T09:01:00.000-08:00</published><updated>2005-12-24T09:01:18.586-08:00</updated><title type='text'>دستهای پنهان رژیم اسلامی کجاست؟</title><content type='html'>محسن کردی &lt;BR&gt; mohsenkordi@yahoo.com &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; این روزها بحثهای مربوط به رفراندوم و میزان و معیار کیفیت و کمیت «کنفرانس برلین» و «کنگره دوسلدرف» نقل محافل سیاسی است. عده ای این حرکت را نیز مانند نظایرش از قبیل «منشور 82» و یا «کنفرانس ملی» و غیره تبی زود گذر میبینند. با یکی از دست اندرکاران یک سازمان چپ گرای تند رو تر ایرانی که به دلایلی که در رسانه ها بسیار شنیده ایم مخالف ایده رفراندم بود و بر علیه آن تلاش میکرد صحبتی داشتم. میگفت تلاشها و افشاگری های ما باعث شد که بیش از سی هزار نفر پای بیانیه هشت نفر بانیان ایده رفراندم را امضا نکنند. و نیز هم او میگفت که اگر این حرکت از اصالت برخوردار بود چرا فقط  سی هزار نفر آنرا امضا کردند!! پس بقیه هفتاد میلیون ایرانی کجا هستند؟ (بله او دقیقا میگفت که چرا بقیه هفتاد میلیون چرا امضا نکرده اند).  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; شخصی که از وی یاد کردم، از افراد شناخته شده  این سازمان چپ بود و خیلی جدی هم این حرف را مطرح میکرد. اولین موضوعی که پس از شنیدن چنین «نظری» به فکرم خطور کرد این بود که معضل اینگونه «استدلال» های بکر تنها مختص این هم میهن چپ ما نیست. از سلطنت طلب و ملی گرای جمهوریخواه گرفته تا چپ ملایم و افراطی و مذهبی رژیمی و ضد رژیمی این کمبودها را داریم که در مخالفت با مخالف نظرمان آنچنان چشم بسته میرانیم که پای اسب منطق مان گاه آنچنان در چاله ای از منجلاب بی منطقی فرو میرود که کل جدل را به طرف مقابل میبازیم. بعنوان مثال اگر همین شخص خود برای کاری نظیر رفراندم شروع به جمع آوری امضا میکرد و آنرا به سی هزار امضا میرساند و کسی مثل من از او میپرسید که پس بقیه هفتاد میلیون مردم ایران چرا آنرا امضا نکرده اند، با نگاهی عاقل اندر سفیه میگفت؛ مگر همه مردم ایران به اینترنت دسترسی دارند؟  وانگهی، چنانچه فقط افراد بالای شانزده سال را حساب کنیم تعداد رای دهندگان چیزی نزدیک به پنجاه میلیون خواهد شد. و بعد هم در بسیاری جوامع آزاد نیز در شرایط متعارفی بیش از چهل درصد از واجدین رای دهی در رای گیری ها شرکت ندارند چه برسد به مردمی که در ایران زندگی میکنند و تحت کنترل هستند و ... البته چون ایشان بودند اینچنین استدلال میکردند. اما نگارنده به او گفتم صحنه هایی شبیه اینکه میلیونها ایرانی برای پشتیبانی از امری بسیج شوند جزو آرزوهاست و احتمالا در همین حال باقی خواهند ماند. یک امر نیز بر کسی پوشیده نیست، همه ما ایرانیان خارج کشور اهل سیاست تا بحال در یکی دو حرکت جمعی برای مخالفت رژیم یا برافکندن آن شرکت داشته ایم و این حرکت ها بجز یکی دوتا در عرض این 27 سال کمتر از هزار امضا را بر خود داشته است. همان که میگوید اگر حرکت رفراندم اصالت داشت هفتاد میلیون امضا میآورد در پاسخ به این سوال که پس چرا حرکتی که تو برایش امضا جمع میکردی بیش از صد امضا هم فراهم نیاورد میگوید؛ «متاسفانه توطئه گرانی که دست در دست رژیم اسلامی داشتند حرکت اصیل ما را با ناکامی مواجه کردند». &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; آنچه آمد تنها یکی از صدها مورد برخورد تنگ نظرانه ای بود که با مقوله رفراندوم بعمل آمد. نگاهی به مقالات و نظرات حتا سرشناس ترین منتقدین رفراندم حاکی از آن است که چنانچه نویسنده نقد قرار میشد خود بعنوان هوادار رفراندم نقدی بر نقد خود بنویسد براحتی نقاط ضعف استدلال خود را برملا میکرد. نمونه ای که در بحث با آن فرد شناخته شده آن سازمان چپی آوردم خود یک نمونه گویاست.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; قضیه رفراندم به کنار، وقتی به نوع بحثها در میان ما ایرانیان برخورد میکنم ملاحظه میکنم که حتا افراد دست به قلم و شناخته شده نیز از این درد مبرا نیستند و بحثهایی را مطرح میکنند که بارها و بارها پاسخ خود را گرفته است. یکی از این بحثها این است؛ «حکومت پادشاهی پاسخ خود را گرفته و مردم ایران در انقلاب 57 برای همیشه به آن پاسخ منفی داده اند». این نوع برخورد را بارها و بارها شاهد بوده ایم و بارها و بارها  نیز پاسخ آن را شنیده ایم و باز هم در آینده تکرار خواهد شد. این گونه طرح بحث انرژی را از مخالفین رژیم میگیرد.  در همینجا این نکته را نیز در پاسخ به آن دسته از دوستانی که به نگارنده ایراد میگیرند که در مطالبم بیشتر از چپها خرده گیری میکنم و یادی از سلطنت طلبان افراطی نمیکنم و از آنها خرده نمیگیرم یاد آور شوم که من برای چپ افراطی ارزش سیاسی بیشتری قائل هستم تا سلطنت طلبان افراطی. سلطنت طلب افراطی آنچنانکه حزب اللی ها، تنها هوادار یک سنت است و بدون مطالعه و تحقیق و بطور کور کورانه و بیشتر از سر کینه به آن و مهر به این راه خود را اختیار کرده است و چنین کسانی نه خود و نه حرفهای شان ارزش پرداختن ندارند.  در حالی که چپ افراطی آنچنانکه در این نیروها معمول است،  حتما مطالعاتی پیرامون ایدئولوژی خود داشته است و اگر نه دیروز، اما امروز مطالب دیگری بجز جزوه های سازمانی خود را نیز مطالعه میکند. از این روست که این نگارنده انتظار برخورد نا معقول از سلطنت طلب افراطی را دارد اما از طرف چپی که سطح معلوماتش و نوع استدلالش باید تفاوت فاحشی با عوام داشته باشد چنین انتظار برخورد غیر معقول ندارد. اما متاسفانه همانگونه که آمد، گاه کینه افسار گسیخته پای اسب استدلال اینها را نیز به بیراهه میکشد و این جای بسی تاسف است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; @@@  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   با دوستی در مورد مقاله ام در مورد «حمیدرضا ذاکری» صحبت میکردم. او ضمن ابراز تردید در صحت لیست انتشار یافته توسط حمید رضا ذاکری، به خاطر نوع طرح مبحث به من ایراد داشت.  او میگفت که عامل جمهوری اسلامی بودن معنایش الزاما جاسوس جمهوری اسلامی بودن و اخبار اپوزیسیون را به رژیم رساندن و در قبالش پول یا امتیازی گرفتن نیست بلکه   سیاست رژیم در برخورد با اپوزیسیون در حال حاضر از نوع «تفرقه بیانداز و حکومت کن» است. خوب که فکر کردم حق را به او دادم. یعنی تلاش رژیم امروزه این نیست که مثلا جلوی تظاهرات ضد رژیم را در خارج بگیرد و یا از حمله های ماهواره ها به خود جلو گیری کند چرا که همانطور که پیش تر نیز اشاره کرده بودم کارش از این حرفها گذشته و شدید ترین حملات در تاکسی و صف نانوایی به رژیم میشود. اما اولویت امروز برای رژیم این است که با به انحراف کشاندن بحثها و نوع مبارزه مانع تشکل یابی مخالفانش در داخل و خارج بشود. از همین روست که غالبا با روشهایی غیر محسوس، بدون آنکه فرد مورد نظر رژیم احساس کند، او را آلت دست قرار میدهد و به خدمت سیاستهای خود در میآورد. در چنین شرایطی رژیم به دنبال کسانی در اپوزیسیون داخلی و خارجی میگردد که علاوه بر سرشناس بودن، مقداری هم جاه تطلبی داشته باشد. رژیم در سیاستش در برخورد با این فرد به او نمیگوید که مجیز رژیم اسلامی را بگوید، بلکه به او میگوید هرچقدر میخواهی به ما فحش بده و از آخوندها بد بگو، اما این حرفها را هم در مورد مثلا رضا پهلوی بزن یا این ایرادها را نیز به ایده رفراندم بگیر، یا اینگونه با مخالف رفراندم برخورد کن که تنشها و شکافها بیشتر شود یا در میان بحثها ناگهان مساله ملی و حق جدایی «ملتهای تحت ستم» ایران را نیز مطرح کن. و البته رژیم تمامی این ماموریتها را به گردن یکنفر نمیاندازد که هم خود شک کند و یا دیگرا شک کنند بلکه به «استعداد» و موقعیت فرد برای بکار گیری در هدف مورد نظرش نگاه میکند. روش آلت دست قرار افراد دادن بطور غیر محسوس که خود آنها نیز متوجه نشوند توسط رژیم از جمله اینگونه انجام میشود که سعی میکند مواضع غیر معقول و نامربوط طرف را با تشویق کردنش تایید کند و او را به ادامه راهش ترغیب کند. وقتی چگونگی این روش را خدمت خوانندگان این مطلب عرض کنم دوستان حتما متوجه خواهند شد که این روش چه تاثیری دارد؛ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; دوستان نویسنده و اهل قلم که سالهاست به این کار مشغولند نیک میدانند که برخورد با نظرات یک نویسنده، تا چه حد برای او مهم است که از میزان تاثیر نوشته هایش بر مخاطبینش آگاه شود. بسیاری نویسندگان هدفشان از نوشتن یک مطلب، در حقیقت یا فتن پاسخ برای سوالاتی است که خود در پاسخ گویی به آنها احتمالا تردید دارند. چنین کسی  حتا هنگامی که یک نظر را مطرح میکند، در ضمیر خود بدنبال آن است که ببیند که آیا مخالف نظر او نیز وجود دارد؟ و اگر وجود دارد آیا ایرادش وارد است یانه. اگر ایراد وارد باشد، نویسنده یک قدم بیشتر در راه تکامل خود برداشته است. اما همانگونه که بسیاری نویسندگان نیز میدانند، ایرانی جماعت در تایید و یا تشویق کردن بسیار ناخن خشک و یا بیحال است. بخصوص اگر نویسنده چهره ای چندان مطرح نباشد کمتر میتواند امید داشته باشد که کسی دو خط حتا در مخالفت با نظراتش مطرح کند. ضرب المثل «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد» از همین احساس نتیجه شده است. در چنین شرایطی دریافت یک ایمل یا نامه که نویسنده و نظراتش را مورد تایید قرار دهد نشان دهنده آن است که آن مطلب حقیقتا باید تاثیر گذار بوده باشد که این مخاطب ناخن خشک و بیحال را وادار کرده است که یک یادی از نویسنده بکند و انتقاد یا تاییدی بکند. این روش حقیقتا در بسیاری از نویسندگان که مایه ای از جاه طلبی در خود دارند و جویای نام هستند  بخوبی موثر واقع میشود و آنها را به خدمت خود میگیرد. روش تکاملی همانا میدان دادن توسط رسانه های وابسته به چنین افرادی است. رسانه وابسته نیز غالبا بدون آنکه خود بداند آلت دست رژیم شده است. بدین ترتیب که مواضع اصلاح طلبانه فلان سایت از جانب برخی اصلاح طلبان و صاحبان قدرت و پول در رژیم تایید میشود و از راه خیرخواهی و بخاطر «مواضع مترقیانه ای» که فلان سایت اینترنتی یا فلان ماهواره دارد کمک و آگهی به آن سایت یا ماهواره رسانده میشود. از این طریق است که ملاحظه میکنیم که فلان نویسنده چپ که زمانی اگر دستش میرسید دکتر مصدق را زنده زنده پوست میکند، امروز میشود اصلاح طلب و خدا بیامرزی برای مرحوم مصدق میفرستد و به قوم اشقیای پهلوی و پهلوی چی ها لعن و نفرین میفرستند و ضمن ابراز ندامت از شرکتش در انقلاب 57  به اصلاحات روی میآورد و مبلغ کنار آمدن با «دولت مهر ورزی» و وزرای جنایتکارش میشود و نوشته هایش در همان سایتهای اینترنتی کذایی چاپ میشود. در همان سایت اینترنتی نیز با تعجب تمام مشاهده میکنیم که فلان هوادار جبهه ملی میدان می یابد و با آزادی تمام و با شنیع ترین کلمات به مشروطه خواهان و پهلوی ها  میتازد و با بحثهای نامربوط، تهدیدها بر علیه رژیم را به انحراف میکشد. همان سایت اینترنتی نیز روشش این است که یکی دو بار نظرات مخالف این نویسندگان را درج میکند که تبلیغ آزادی بیان خودش را کرده باشد و پس از آن دیگر چنین اجازه ای نمیدهد. خوانندگان این سایت نیز تصور میکنند ک مخالفین لابد جوابی ندارند. بدین گونه است که می بینیم در این سایتها، کسانی قلم میزنند که علیرغم آنکه سنخیتی با صاحبان سایت ندارند اما بارها و بارها، و به هر مناسبتی صفحه سی و سه دورشان را میگذارند و به پهلوی ها و مشروطه خواهان  و یا هواداران جمهوریخواه  رفراندم  که با مشروطه خواهان همکاری دارند میتازند و انواع انگها را به آنها میزنند. این دوستان اگر به نامه ها و ایمیلهای تایید آمیزی که برای شان ارسال میشود توجه داشته باشند متوجه خواهند شد که برخی از آنها  در این سالها بجز آلت دست نبوده اند. رژیمیها آنها را تشویق میکنند که؛ آفرین، به رژیم و آخوندها هرچه میخواهید بتازید، اما مساله ملی و جدایی طلبی و کودتای 28 مرداد و مصدق و کودتای رضاخان و حمله به  رضا پهلوی و غیره نیز فراموش نشود. این تشویق نامه ها نه به این عریانی، که بصورتی «علمی» که حسابی بتواند مغز جاه طلب و تشنه تعریف و تمجید طرف را سیراب کند به وی عرضه میشود. در بیشتر موارد ارسال کننده ایمیل یا نامه تشویق آمیز معلوم نیست که کی هست و از کجا میآید.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; در اینجا شاید سوال شود که بسیار خوب، میپذیریم که ممکن است برخی منتقدان رژیم پیشین و رفراندم یا رضا پهلوی یا مشروطه خواهان یا آنها که جدایی اقوام را تبلیغ میکنند ممکن است که نا خود آگاه آلت دست شده باشند. ولی آیا میتوان این وضعیت را به تمامی منتقدین تعمیم داد؟ یعنی نمیشود که کسی بدون اینکه رژیم توانسته باشد وی را آلت دست قرار داده باشد سیاست انتقاد و مخالفت دائم با سلطنت و مشروطه خواهان و رفراندم را به این دلیل که این سیاست را صحیح میداند در پیش بگیرد و در راه مصالح کشور بنویسد؟ پاسخ این است که آری، چنین امکانی وجود دارد و بیشتر نویسندگان از روی عقیده مینویسند، اما شدت مخالفتها  و نوع استدلالها آنقدر نامربوط است که لازم است که به این نظرات با احتیاط بیشتری نگریسته شود. کسی که حق «تعیین سرنوشت ملل تحت ستم ایران» را برسمیت میشناسد چگونه است که مخالف این است که در یک رفراندوم ملت ایران مجلس موسسان تشکیل دهند و اگر خواستند شکل رژیم شان را تعیین کنند؟ کسی که میپذیرد که با جنایتکاران رژیم  که بارها اعلام کرده اند که پشیزی برای اصول حقوق بشر سازمان ملل ارزش قائل نیستند بنام اصلاح طلبی سر یک میز بنشیند چگونه است که مشروطه خواه دمکرات را که به همان اصول پایبند است را همچنان با چماق ساواک میکوبد؟  چه کسی بجز جمهوری اسلامی برنده واقعی طرح بحث با تضادی چنین عمیق و غیر منطقی و بی پایان است؟  نگارنده اهل انگ زدن نیستم، اما نمیتوان از برخی شواهد نیز بسادگی گذشت نه که به ما انگ «انگ زنی» بچسبانند. به نظر نگارنده چنین نویسندگانی یا آلت دست قرار گرفته اند و یا اگر هم از استقلال فکری برخوردار هستند در عمل بجز تامین کننده نظرات رژیم و افزودن بر عمر آن نیستند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; معترضه؛  ( نگارنده میلیهایی هم از افراد صادق و هم غیر صادق و دست پنهان رژیم دریافت میکنم. آنها که دست پنهان رژیم هستند را پس از چند ایمیل تشخیص میدهم و با یکی دوتا متلک حالشان را میگیرم. همینها هستند که بر نکات احتمالا تفرقه افکن مطالب من صحهه بیشتری مینهند و مشت خود را باز میکنند. بنا براین اگر از کسانی هستید که از پاسخهای من نرنجیده اید معنایش این است که خدمت تان همچنان ارادت دارم).  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113544367854295852?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113544367854295852/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113544367854295852' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113544367854295852'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113544367854295852'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_24.html' title='دستهای پنهان رژیم اسلامی کجاست؟'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113521220130842876</id><published>2005-12-21T16:43:00.000-08:00</published><updated>2005-12-21T16:43:21.366-08:00</updated><title type='text'>طرح رفراندوم / گفتگو با دكتر محمد ملكى از امضا كنندگان اوليه طرح رفراندوم  </title><content type='html'>  &lt;BR&gt; طرح رفراندوم از گفتمان تا تشكيلات سازى و انشعاب در ميان متوليان و هوادارن آن . نگاهى به يك سال گذشته و فعاليت ها از جهات مختلف پيرامون پروژه رفراندوم گفتگو با دكتر محمد ملكى از امضا كنندگان اوليه طرح رفراندوم   &lt;BR&gt; &lt;a href="http://www.radiobarabari.net/files/2005/12/19/4.ram"&gt;برای شنیدن این گفتگو اینجا را کلیک کنید&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113521220130842876?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113521220130842876/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113521220130842876' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113521220130842876'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113521220130842876'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_21.html' title='طرح رفراندوم / گفتگو با دكتر محمد ملكى از امضا كنندگان اوليه طرح رفراندوم  '/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113486473935073047</id><published>2005-12-17T16:12:00.000-08:00</published><updated>2005-12-17T16:12:19.603-08:00</updated><title type='text'>علی افشاری / "نيازست كه يك نيروى سياسى جديد خلق شود" </title><content type='html'> &lt;img src="http://www.payaan.com/images/afsharil.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; " ايده رفراندوم تلاشی است براى اين كه حركت و فصل جديدى در جنبش اجتماعى ايران بوجود بيايد."   &lt;BR&gt;      &lt;BR&gt;  شش تن از فعالان سياسی ايران در بيانيه‌اى خواهان "برگزاری همه‌پرسی" در ايران شده‌اند. اين شش نفر در بياينه‌ی خود با عنوان "صبح نزديك است"، آخرين انتخابات رياست جمهوری در ايران را "مخدوش" ناميده و نوشته‌اند که "انتخابات آزاد، موثر و منصفانه و مفید به حال ملک و ملت در داخل ساختار قدرت ممکن نمی‌باشد و از اين‌رو برگزارى يك همه‌پرسى با نظارت نهادهاى بين‌المللى مسئول، خواست منطقى و معقول ملت ايران است." آيا به راستى جامعه ايران آماده چنين حركتى هست و آيا نيروهاى پراكنده و گوناگون اپوزيسيون سازوكار چنين اقدامى را دارند؟ آيا اساسا گفتمان رفراندوم عمومى شده و از حوزه نخبگان فراتر رفته است؟ على افشارى يكى از شش امضاءكننده اين بيانيه به پاره‌اى از اين پرسش‌ها پاسخ می‌دهد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; مصاحبه: مهيندخت مصباح  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; دويچه وله: آقاى افشارى در بيانيه اخير گفته شده كه جنبش رفراندوم در ابتداى راه خود قرار دارد و بايد كارى اساسى براى همسويى ميان مبارزان راه آزادى انجام شود. بسيارى معتقدند كه بحث رفراندوم طى اين يكسال تنها ميان نيروهاى خاصى مطرح شد و بعد هم تقريبا فروكش كرد. الان هم تحت شرايطى كه به نظر می‌رسد يكنوع كسالت و دلمردگى در جامعه وجود دارد، پيشنهاد شما براى طرح خلاق‌تر اين موضوع چيست؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; على افشارى: كسالت و دلمردگى اگر در فضاى ايران برقرار است، در وهله اول برمی‌گردد به نبود يك برنامه سياسى مطلوب و موثر. چون ايده رفراندوم تلاش‌اش اين است كه خود را در اين قالب معرفى كند  و بتواند به نوعى رخوت را فضاى كنونى جامعه ايران جمع بكند. در اصل ايده رفراندوم تلاشی است براى اين كه حركت و فصل جديدى در جنبش اجتماعى ايران بوجود بيايد و مرحله نوين جنبش پس از به خاتمه رسيدن آن در قالب اتحاد دوم خردادى شروع شود. من بر می‌گردم به بخش اول سوال. در وهله اول ما نياز داريم به اينكه اجماعى بين نخبگان و اليتى كه قايل به فعاليت در اين پروژه هستند، ايجاد بشود. اين يك نياز اصلى است براى اينكه اين حركت بتواند پشتوانه توده‌اى خود را پيدا كند. اما در مجموع حوادثى كه يكسال گذشته ما شاهدش بوديم نشان می‌دهد كه ايده رفراندوم از يك حمايت توده‌اى برخوردار است. هرجا كه تجمعى ديديم كه دانشجويان، كارگران يا معلمان بودند، ديديم كه شعار رفراندوم مطرح شده است. و اين نشان می‌دهد كه اين امر بالقوه از پتانسيل خوبى برخوردار است. ما فكر می‌كنيم كه مرحله گفتمانى جنبش رفراندم تقريبا می‌توان گفت به پايان خود رسيده و از اين مرحله به بعد، سازماندهى و پيوند موثر با نيروهايى كه می‌توانند حامل اين جنبش باشند، گامى اساسى است براى اينكه به اين حركت شتاب داده شود.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; دويچه وله: اينجا اين سوال پيش ميايد كه دنبال كردن اين بحث‌ها، كار پيگر و سازماندهى كردن در شرايطى كه بخاطر موانع امنيتى امكان تجمع فراهم نيست، ضمنا بخاطر مسدود شدن بسيارى سايت‌ها امكان روشنگرى و تبادل نظر هم محدود تر از سابق شده، اميد به اين كه اين گفتمان رشد كمى يا كيفى پيدا كند، چه پايه‌اى دارد؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; على افشارى: تجربه‌ى رفتار سياسى مردم ايران نشان داده كه هروقت فضا بسته بوده و محدوديت‌ها بيشتر بوده، برعكس مقاومت مردم هم جدى تر بوده و واكنش اجتماعى مردم هم بيشتر بوده. به نظر من نفس اين محدوديت ها بالعكس براى جامعه مدنى ميتواند نتايج سودمندى داشته باشد، به شرط اين كه نيروهاى سياسى بتوانند متاع سياسى خوبى عرضه كنند و جامعه را جلب كنند و مقاومت آنها را برانگيزند. نكاتى كه شما می‌گوييد بايد در نوع سازماندهى مد نظر قرار گيرند و سازماندهى‌اى صورت گيرد كه با توجه به اين محدوديت‌ها بتواند موفق باشد. حوادثى كه بمناسبت شانزده آذر شاهدش بوديم و مجوز ندادند، نيروهاى امنيتى و نظامى خيلى در دانشگاهها حضور داشتند اما عليرغم همه اينها ديديم كه دانشجويان واكنش مناسب خود را انجام دادند و حتى حركت‌ هايى كردند كه ما سال گذشته يعنى پيش از اين دور جديد محدوديت‌ها، شاهد آنها نبوديم. من فكر می‌كنم حاكميت برعكس آنچه اول تصور می‌كرد، آسيب پذيرتر شده و به ميزانى هم كه ناتوانى حاكميت و دولت جديد از اجراى وعده‌هايش روشن‌تر می‌شود، امكان مانور و فعاليت نيروهاى اجتماعى و سياسى هم بيشتر ميشود.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; دويچه وله: پرسش ديگر آقاى افشارى اينست كه طرح ايده رفراندوم با كمى كلى گويى همراه است. يعمى آنقدر موارد لنگش و چالش و بازدارنده در قانون اساسى وجود دارد كه سخت می‌توان روى يك يا دو نكته انگشت گذاشت. با اين همه آيا به نظر شما زمان آن فرانرسيده كه روى يك يا دو نكته تمركز شود و آنها را بعنوان شعارهايى كه هواداران جنبش رفراندوم را بتوان حول‌اش جمع كرد، مطرح كرد؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; على افشارى: اين هم يك رويكرد است. بله از نگاه‌هاى حداقلى تا حداكثرى هست. به نظر من هم با شرايطى كه ما در ميان مخالفان شاهدش هستيم كه به واقع ايجاد وحدت حول حداقل‌ها ميسر است، واقعا جمع كردن همه نيروهاى اپوزيسيون حول يك شعار مشترك سخت است. من هم معتقدم خواسته‌ها هرچه حداقلى ترو جمع و جورتر و مشخص‌تر باشند به همان ميزان هم شانس موفقيت‌شان افزايش پيدا می‌كند. منتها مسئله اصلى اينست كه در شرايط امروز جامعه ايران نيازست كه يك نيروى سياسى جديد خلق شود و اين نيرو در وهله اول يك ايده و برنامه سياسى موثر نياز دارد و در گام بعد نياز اينست كه نيروهاى سياسي معتقد به اين برنامه حول يك سازمان مشخص جمع شوند. ايده رفراندوم بالقوه در هر دو مقدارى كه گفتم از پتانسيل خوبى برخوردار است. چون تمامى گرايش‌هاى سياسى با ايدئولوژى‌هاى مختلف در چارچوب پروژه دمكراسى مى‌گنجند، می‌توانند اينجا جمع شوند و در يك راهكار شكلى وحدت كنند و تمايل‌هاى ايدئولوژيك، اعتقادى، سياسى يا اقتصادى خود را به فضاى بعد از شكلگيرى رفراندوم منتقل كنند و رقابت‌هائي كه در آن دوره خواهد بود.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; دويچه وله: آيا اينرا كه سه نفر از امضا كننده بيانيه صبح نزديك است در خارج به سر ميبرند، می‌توان به اين معناىسمبليك گرفت كه تاريخ مصرف مرزبندى‌هاى داخل و خارج كشورى گذشته است؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; على افشارى: بله! در ايده رفراندم مرزبندى داخل و خارج نبوده و اينكه حداقل در نيمه دوم اصلاحات هم اصلاح طلبان پيشرو يا كسانى كه معتقد به اصلاحات ساختارى بودند، از اين مرز عبور كرده بودند و قائل بودند كه ايران مال همه ايرانيان است و ايرانيان خارج از كشورهم بخشي از سرمايه جامعه ايران هستند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; آقاى افشارى از توضيحات شما سپاسگزاريم.  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113486473935073047?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113486473935073047/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113486473935073047' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113486473935073047'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113486473935073047'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_17.html' title='علی افشاری / &quot;نيازست كه يك نيروى سياسى جديد خلق شود&quot; '/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113477312311823612</id><published>2005-12-16T14:45:00.000-08:00</published><updated>2005-12-16T14:45:23.146-08:00</updated><title type='text'>اطلاعیه امضاءکنندگان در سالگرد انتشار فراخوان همه پرسی: «صبح نزدیک است» </title><content type='html'>&lt;img src="http://www.radiofarda.com/images/photo/mohammad_maleki_sq.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; امضا کنندگان اوليه فراخوان همه پرسي در ايران، پس از گذشت يک سال، با انتشار اطلاعيه‌اي با عنوان «صبح نزديک است»، بار ديگر تاکيد کردند که تنها راه برون رفت از بن‌بست کنوني کشور، انجام همه‌پرسي است و استقبال از فراخوان سال گذشته را به رغم تلاش‌هاي حکومت اسلامي و مسدود کردن سايت شصت ميليون دات کام، مثبت ارزيابي کردند. محمد ملکي، فعال ملی مذهبی، در مصاحبه با راديو فردا مي‌گويد در این نامه به صراحت گفته شده است که ما معتقد به حکومت دینی نیستیم. وی می گوید امیدوار است انتقاداتی که در خارج از کشور به فراخوان همه پرسی گرفته شده بود در اطلاعیه جدید برطرف شده باشد. وی می افزاید اعتقاد ندارد که با اتکا به قدرت های خارج، بتوان در ایران به دمکراسیب و عدالت رسید.  &lt;BR&gt; مريم احمدي    &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; مريم احمدي (راديو فردا): امضا کنندگان اوليه فراخوان همه پرسي در ايران، پس از گذشت يک سال، با انتشار اطلاعيه‌اي با عنوان «صبح نزديک است»، بار ديگر تاکيد کردند که تنها راه برون رفت از بن‌بست کنوني کشور، انجام همه‌پرسي است. محمد ملکي، رئيس پيشين دانشگاه تهران، در پاسخ به اين پرسش که در يکسال گذشته چه تحول مهمي در زمينه همسويي نيروهاي داخل و خارج از کشور به وجود آمده است، در مصاحبه با راديو فردا مي‌گويد:  &lt;BR&gt; محمد ملکي: ببينيد، گذشته از آن همسويي که به وجود آمده که شامل است در اين نامه، دو سه مسئله‌اي که مورد سوال بود، بيشتر از طرف خارجي‌ها، يکي اين که تکليف مسئله حکومت ديني در کشور روشن شود، که ما در اين نامه صراحتا گفته‌ايم که معتقد به حکومت ديني نيستيم، حکومتي متعلق به گروه و جناح خاصي، يکي مسئله سلطنت هست، که ما در اينجا اعلام کرديم رسما که حکومت‌هاي موروثي و دائم‌اعمر و امثال آن مورد قبول نيست، بيشتر مسائلي که مورد نقد اين دوستان ما در خارج از کشور بود، در اين نامه پاسخ داده شده و ما اميدواريم که مشکلاتي را که آقايان مطرح مي‌کردند، تا حدودي برطرف کرده باشيم. اما نکته مهم اين است که در حال حاضر، ما معتقديم که بر خلاف آن که قبلا فکر مي‌کرديم که سه گروه در ايران وجود دارند، گروه محافظه کار و يک گروه اصلاح طلب و يک گروه به قول اصلاحاتي‌ها، تحريمي‌ها، همانطور که در اين نامه آمده، ما فقط دو گروه مي‌شناسيم. يکي عده که معتقدند که بايد قانون اساسي ايران تغيير کند و تغييرات زيربنايي به وجود بيايد، يک دسته هم آنهايي هستند که مي‌گويند با همين قانون اساسي مي شود کار کرد و به دموکراسي رسيد و به عدالت و از اين صحبت‌هايي که مرتب مي‌شود. خوشبختانه دارد يواش يواش خط‌ها مشخص مي‌شود. يعني يک عده در آن طرف قرار گرفته‌اند، حالا مي‌خواهد اسمشان اصلاحاتي باشد، يا محافظه کار باشد، يک عده هم اين طرف قرار گرفته‌اند، و اين به نظر من يکي از پيروزي‌هاي اين يک‌ساله است. و همين طور هم که در اين نامه آمده، اين آدم‌هاي مذبذبي که در اين وسط گير کرده‌اند و گاهي مي‌گويند که اين قانون اساسي بايد تغيير کند و گاهي هم مي‌گويند که با همين قانون اساسي مي شود کار کرد، اينها هم بايد تکليف خودشان را هر چه زودتر روشن کنند و راهشان را مشخص کنند تا ملت بتواند بشناسد، هم افراد را بشناسد، گروه‌ها و دستجات سياسي را بشناسد، و هم مسير آينده خودش را، انشاالله انتخاب کند و با اين مسئله مبارزات مدني هم ما جز اين چاره‌اي نمي‌بينيم و تمام تلاش ما هم اين است که مردم وارد يک سري مبارزات مدني شوند و الآن هم اگر ببينيد، در دانشگاه و اينها يواش يواش به اين وضع رسيديم، و اين هم به دليل اين است که ما به هيچ وجه اتکا به خارجي و اين که خارجي‌ها بيايند و براي ما دموکراسي بياورند و يا با جنگ و جدال و خونريزي اين کار انجام شود، همانطور که از اول هم گفتهايم، به هيچ وجه با اين موافق نيستيم. معتقديم که ملت ايران به آن حد از رشد و بلوغ رسيده که مي‌تواندخودش به دموکراسي و عدالت برسد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113477312311823612?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113477312311823612/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113477312311823612' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113477312311823612'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113477312311823612'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_113477312311823612.html' title='اطلاعیه امضاءکنندگان در سالگرد انتشار فراخوان همه پرسی: «صبح نزدیک است» '/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113474587013728964</id><published>2005-12-16T07:05:00.000-08:00</published><updated>2005-12-16T07:11:10.270-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113474587013728964?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113474587013728964/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113474587013728964' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113474587013728964'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113474587013728964'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_113474587013728964.html' title=''/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113474451071956638</id><published>2005-12-16T06:48:00.000-08:00</published><updated>2005-12-16T06:48:30.756-08:00</updated><title type='text'>کنگره هواداران برگزاری رفراندوم/ گزارش آقای حسين مهری، روزنامه نگار و گوينده راديو</title><content type='html'> &lt;img src="http://www.60000000.info/images/K_JRI_8.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;  محمدرضا شاهيد  &lt;BR&gt; کنگره هواداران برگزاری رفراندوم  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; حسين مهری، روزنامه نگار و گوينده راديو، يکی از شرکت کنندگان در کنگره هواداران برگزاری رفراندوم در ايران بود که اخيرا در بروکسل تشکيل شده بود. وی در پاريس با خبرنگار بخش فارسی صدای امريکا به گفتگو نشست و در مورد اين کنگره توضيحاتی داد که توجه شما را به آن جلب می کنيم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;a href="http://www.voanews.com/persian/figleaf/ramfilegenerate.cfm?filepath=http%۳A%۲F%۲Fwww%۲Evoanews%۲Ecom%۲Fmediaassets%۲Fpersian%۲F۲۰۰۵%۵F۱۲%۲FAudio%۲Fra%۲FShahid۱۲Dec۰۵%۲Era"&gt; برای شنیدن این گزارش اینجا را کلیک کنید&lt;/a&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113474451071956638?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113474451071956638/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113474451071956638' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113474451071956638'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113474451071956638'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_113474451071956638.html' title='کنگره هواداران برگزاری رفراندوم/ گزارش آقای حسين مهری، روزنامه نگار و گوينده راديو'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113473442621579065</id><published>2005-12-16T04:00:00.000-08:00</published><updated>2005-12-16T04:00:26.273-08:00</updated><title type='text'>کنگره جنبش رفراندم: گامی موثر در جهت پيروزی آزاديخواهان/ سيامک قطبی</title><content type='html'>سيامک قطبی &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; جنبش رفراندم ايران: www.60000000.info &lt;BR&gt; ‌دو شنبه ٢١ آذر ۱۳۸۴ ـ ١٢ دسامبر ٢٠٠٥ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    اگر ادعا کنيم که اپوزيسيون برون مرز هرگز به درستی پيام آزاديخواهانه مردم ايران را در طول بيش از دو دهه و نيم گذشته نفهميد، گزافه گويی نکرده‌ايم. ما در برون مرز در بند عقايد و جهانبينی‌های خودمان تنها سعی بر آن داشتيم تمامی مبارزه مردم را در شکل مبارزه گروهی خود تعريف بکنيم. با عينکی به مبارزه نگاه می‌کرديم که تنها نظرات و ديدگاههای گروهی ما را نشان می‌داد و ساير انديشه‌ها را از صافی می‌گذراند. بديهی است که منظور کنار گذاشتن باورهای سياسی خودمان نيست. برعکس، تنوع در ديدگاههای سياسی (پلوراليسم) و نياز به همکاری نيروهای دمکرات زمينه را برای ايجاد محيطی دمکراتيک و در نهايت جامعه‌ای آزاد فراهم خواهد کرد. بهر ترتيب، سرانجام پس از ۲۷ سال نديده گرفتن همديگر و گذراندن پروسه «يادگيری تحمل یکديگر»، نيروهای مبارز به نتايجی دست يافتند که بالندگی و رشد سياسی را به نمايش گذاشته است. آنها پيام آزاديخواهانه ملت ايران را سرانجام به درستی درک و خود را بر حول آن متمرکز کردند: رجوع به آرای ملت ايران بر اساس يک همه پرسی آزاد با نظارت سازمانهای بين المللی برای تعيين نوع حکومت آينده ايران و برپايی يک نظام دمکراتيک مبتنی بر اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاقهای آن.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    پيام با آنکه گويای هدف بود گروههايی باز چه دانسته و چه نادانسته آنرا به زعم خود توجيه کردند و در بيراهه‌ای که بودند باقی ماندند. آنها با اين رفتار به حاشيه رفتند (اگر چه بعضی از اين افراد و گروهها در حاشيه بودند) و با حمله به هواداران و فعالان طرح ملی رفراندم به خيال خود روشنگری کردند و مشتهايی را با نوشته‌های‌شان باز می‌کردند و توطئه‌های پشت صحنه را يکی پس از ديگری افشا نمودند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    پيام رفراندم برای هر مبارزی که به دمکراسی و حکومت مردمی باور دارد قابل قبول است. فراخوان رفراندم وجه مشترک تمامی مبارزانی است که به اصولی غير قابل تغيير باور دارند، بدون هرگونه تفسيری گمراه کننده از آنها. اين اصول و ساير نتايج جنبش از آغاز تا به اکنون در قعطنامه پايانی کنگره جنبش رفراندم آمده است. اين قعطنامه که نتيجه کار سه روزه کنگره می‌باشد، سندی است که می‌تواند از هواداران و فعالان جنبش برای بحث و گفتگو با ساير ايرانيان استفاده شود. با طرح مواضع عنوان شده در آن ديگر قادر نخواهند بود بر روح دمکرات‌منش جنبش معترض شوند و آن را جنبشی گروهی و سازمانی بخوانند. فرا گروهی بودن اين جنبش بيش از پيش در کميسيونهای کار که تمامی روز دوم کنگره را به خود اختصاص داد و در آن افرادی با نظرات سياسی بسيار متفاوت با هم به مشورت و مراوده و گاه بحثهای تند ولی سازنده نشسته بودند، ديده شد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    جنبش رفراندم با تشکيل کنگره جهانی در شهر بروکسل، همانگونه که گفته شده است «نقطعه عطفی» در مبارزات ملت ايران می‌باشد، و نشان داد که قادر است همکاری و تفاهم ملی افرادی را که هر کدام از خانواده‌های سياسی گوناگونی آمده بودند مهيا سازد. اين همکاری و تفاهم بدون هيچ تنشی در طول اين سه روز ادامه يافت و پيوندهايی که در يک سال گذشته ايجاد کرده بود را محکمتر ساخت. از پير و جوان، چپی و راستی همه با حسن نيت، محيطی دوستانه ولی جدی را برای طرح موضوعات مهم مملکتی فراهم نمودند. خوشبين‌ترين مبارزان و شرکت کنندگان در کنگره فکر نمی‌کردند که اين همايش بدون حتا يک درگيری لفظی به پايان برسد، اما ديديم که جمهوری خواه در کنار مشروطه خواه نشسته بود و با تفاهمی باور نکردنی درباره موضوعاتی بس پيچيده، مهم و حساس همچون حقوق اقوام ايرانی و عدم تمرکز حکومت به بحث و گفتگو پرداخت. اين همه خبر از بلوغ فرهنگ سياسی ايرانيان می‌دهد، خبر از تحول در انديشيدن می‌دهد، خبر از آن می‌دهد که سرانجام ايرانيان آموختند که حرف مخالفان (و نه ديگر دشمنان) را تحمل کنند بدون آنکه رگهای گردنشان در حال ترکيدن باشد، خبر از آن می‌دهد که ديگر مباحث تاريخی موضوع کار سياسی نمی‌شود. ما داريم ياد می‌گيريم که بشنويم و بفهميم آنچه را که تا به حال فقط به آن گوش می‌داديم. و اين همه فرصتی است برای جبران سالهايی که خواسته يا ناخواسته باعث طولانی شدن عمر جمهوری اسلامی شديم. به نظر من عشق به ايران، و نجات کشور و ملت ايران از چنگ دژخيمان جمهوری اسلامی و همچنين خواست و اراده همه شرکت کنندگان در کنگره سبب پيروزی اين همايش و در نهايت اين جنبش فراگروهی خواهد شد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    طرح رفراندم فراگير‌تر از آن است که بخواهد تبديل به يک جريان خاص سياسی شود و با اين گستردگی که يافته است کسی ديگر نمی‌تواند خود را صاحب اختيار آن بداند. آنهايی که هنوز بدنبال يک «انقلاب شکوهمند» ديگری هستند بايستی بدانند که مردم ايران به هيچ انقلاب قهر آميز ديگری باور ندارند. آنها در طول اين ۲۷ سال گذشته به اندازه کافی خشونت و خونريزی ديده‌اند. در بطن اين مبارزه آوای مخالفت با قهر و خونريزی دست بالا را گرفته است. روشهای نافرمانی مدنی و مبارزه بدون خشونت امتحان خود را در مبارزات مردمی عليه رژيمهای توتاليتر و ديکتاتور بطور موفقيت آميزی پس داده است. آخرين نمونه آن در اوکراين و «جنبش نارنجی» بوضوح ديده شد. استقامت و پايداری همراه با سماجت و پشتکاری برای کسب آزادی از مشخصه‌های مبارزه بدور از خشونت است. آزادی اين بزرگترين ثروت بشری براحتی قابل کسب نيست. آزادی قربانی می‌خواهد و ايران ما در طول ۲۷ سال گذشته قربانی زياد داده است. همانطور که جوانان مبارز، اين راهبران اصلی مبارزه در داخل کشور نشان می‌دهند با دست خالی ولی با اراده ای استوار در مقابل جلادان حکومتی ايستاده‌اند و همچنان با فرياد بلند آزادی را، اين حق مسلم خود را طلب می‌کنند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    نگاه همايش بروکسل رو به آينده دارد و پيام آن نيز منطبق با خواست ملت ايران، برنامه‌های آتی جنبش را مشخص میکند. کار فعالانه تک تک افراد چه در کميته‌های رفراندم و چه در ارگانهای منتخب اين جنبش متضمن ادامه موفقيت می‌باشد. برنامه ريزی و تقيسم کارها، همچنين مسئوليت پذيری افراد کليد موفقيت اين جنبش است. انضباط کاری و کار کردن بر پايه اصول از خصوصيات کمياب در بين ايرانيان است. اما اين جنبش بيش از هر چيز ديگر به اين ويژيگيها در ميان افراد خود احتياج دارد. در عين حال که اصول بايستی رعايت شوند توجه کردن به عملی بودن راهکارها سريعتر ما را به نتيجه می‌رساند و در عين حال زمان کمتری به هدر می‌رود. زمان فاکتور بسيار مهمی ست و جنبش رفراندم آزادی زمانی زيادی ندارد. هر روز که به عمر جمهوری اسلامی اضافه شود خطراتی دو چندان ايران را تهديد می‌کند، چه خطر حمله بيگانگان به کشورمان و چه خطری که از سوی گروه‌های افراطی قومی در جهت از بين بردن يکپارچکی ملت ايران وجود دارد. اما خوشبختانه افراد و گروههای قومی متعهد به تماميت ارضی ايران در چارچوب يگانگی ملی در روشنگری و مطرح کردن مشکل اساسی اقوام که ربطی به خودمختاری يا فدراتيو کردن ايران ندارد، افکار عمومی ايرانيان را به درستی آگاه می‌کنند و با اين نوع زمينه سازيها به مقابله می‌پردازند. اين جنبش همانگونه که در قعطنامه کنگره نيز آمده است بر عدم تمرکز و بر تقسيم حکومت تاکيد دارد که برای تضمين حقوق سياسی، فرهنگی و اجتماعی همه افراد اقوام ايرانی لازم می‌باشد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    جنبش با هدفهای مقطعی و مشخص بايستی موفقيت کارش را به بيرون ببرد و درباره آن تبليغ کند. از برنامه‌های کوتاه مدت میتوان گسترش کميته‌های رفراندم نام برد که پايه‌های جنبش را می‌سازند. رساندن پيام رفراندم به ايرانيان خارج از کشور با برپايی همايش‌های محلی و بحث و گفتگو با مخالفان، همچنين ترغيب هواداران طرح به فعاليتهای منطقه‌ای می‌تواند بخش ديگری از برنامه‌های کوتاه مدت باشند. ايجاد ارتباط با نهادها و سازمانهای بین‌المللی و آگاه کردن افکار عمومی از حضور يک آلترناتيو جدی در برابر جمهوری اسلامی که خواهان يک همه پرسی آزاد زير نظارت سازمانهای بين المللی است، و به همين صورت توجه به درخواستهای اين جنبش بر محکوم کردن جمهوری اسلامی به خاطر نقض کامل حقوق بشر و آزاديهای اساسی و جنايت بر عليه بشريت می‌تواند از کارها و فعاليتهای مستمر جنبش باشد. ما برای رسيدن به هدف‌مان راه طولانی در پيش داريم و به همين سبب تداوم و پشتکاری در فعاليتها و همچنين تفاهم و توافق با يکديگر از الزامات می‌باشد. استفاده از رسانه‌های عمومی و جرايد در امر تبليغات موثرترين راه برای رساندن پيام رفراندم در بين ايرانيان است. بسياری از اين روشها در طول يکسال گذشته بطور پراکنده و بدون هماهنگی لازم صورت گرفت و نتايج مثبت و منفی خود را نشان داد، استفاده از اين تجربيات برای بهتر کردن راه مبارزه بدون شک لازم است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    هم اکنون بسياری از مخالفان و دشمنان نشسته‌اند و آماده حمله هستند، ما خود ديگر نبايد باعث تشديد اين حملات بشويم. اعتماد متقابل و ايجاد فضايی متعادل و دوستانه برای بررسی موضوعات، لازمه هر گونه همکاری می‌باشد. اين جنبش در برابر ايرانيان و نسل آينده ايران پاسخگو و مسئول است، بنابراين کارنامه کار آن بايستی تنها نشان از موفقيت بدهد و ديگر هيچ. ما چاره‌ای جز رساندن سالم اين کاروان به سر منزل نهايی نداريم، ما محکوم به موفقيت هستيم و اين تنها با همياری يکديگر امکان پذير خواهد شد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; سيامک قطبی &lt;BR&gt; sghotbi@web.de &lt;BR&gt; 12 دسامبر 2005 &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113473442621579065?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113473442621579065/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113473442621579065' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113473442621579065'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113473442621579065'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_16.html' title='کنگره جنبش رفراندم: گامی موثر در جهت پيروزی آزاديخواهان/ سيامک قطبی'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113464726875894582</id><published>2005-12-15T03:47:00.000-08:00</published><updated>2005-12-15T03:47:48.823-08:00</updated><title type='text'> کنگره جنبش رفراندم ايران، گزارش شورای موقت اجرائی و انتخاب هيئت رئيسه کنگره</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.60000000.info/images/K_JRI_15_s.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt;   گزارشی از مجموعه‌ی فعاليتهای ١١ ماهه کميته‌های خودجوش طرفداری از رفراندوم توسط اعضای شورای موقت اجرائی ...و آغاز به کار هیئت رئیسه کنگره &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;a href="http://www.60000000.info/AV/AVRAM/KR_Shorou.RAM"&gt;برای تماشای این گزارش ویدئویی اینجا کلیک کنید&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113464726875894582?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113464726875894582/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113464726875894582' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113464726875894582'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113464726875894582'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_113464726875894582.html' title=' کنگره جنبش رفراندم ايران، گزارش شورای موقت اجرائی و انتخاب هيئت رئيسه کنگره'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113464229561988003</id><published>2005-12-15T02:24:00.000-08:00</published><updated>2005-12-15T02:24:55.703-08:00</updated><title type='text'>بروکسل، برلین، مجلس موسسان/محسن کردی </title><content type='html'>محسن کردی &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  گاهی اوقات که به مقالات مختلف و مباحث پیرامون مقوله رفراندوم مینگرم متوجه میشوم که بسیاری از نویسندگان بخش بزرگی از نیت متولیان اولیه این طرح را ناآگاهانه نادیده میگیرند. دلیل آن هم این است که این نویسندگان همان چند ماه پیش این طرح را نگریسته اند و پس از آن نیازی به بازگشتی دوباره و انداختن نگاهی به آن ندیده اند. توصیه ام به دوستان این است که حتما پس از این چند ماه نگاهی دوباره به طرح اولیه بیاندازند، مطمئنا نکات تازه ای در آن خواهند یافت! این نکات تازه نکاتی نیست که در این چندماه بدون آگاهی عموم به این طرح افزوده شده باشد بلکه نکاتی است که سهوا و در میان هیاهوی بحثها ندیده گرفته یا فراموش شده است. بعنوان مثال بدون آنکه به خواندن بیشتر این مقاله ادامه دهید، از یار کنار دستی تان بپرسید مشخص ترین هدف از طرح رفراندوم که توسط آن هشت نفر امضا کنندگان اولیه انتشار یافت چه بود؟ پاسخ ها احتمالا یکسان و تعیین شکل حکومت خواهد بود.  آنگونه که نگارنده از نوشته ها و مقالات در این چند ماه دریافته ام گویا هدف از برگزاری رفراندومی زیر نظر سازمان ملل برای آن است که مردم آزادانه نوع نظام دلخواه شان را حال جمهوری یا پادشاهی انتخاب کنند. از قطعنامه کنگره بروکسل جز این در نمیآید و در بیانیه برلین نیز این اشاره ای به این امر نشده و اصل قضیه مسکوت گذاشته شده است.  حال نگاهی به بخشی از این طرح بیاندازیم؛ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; «ما امضاء کنندگان این فراخوان خواهان برگزاری یک همه پرسی با نظارت نهادهای بین المللی برای تشکیل مجلس موسسان به منظور تدوین پیش نویس یک قانون اساسی نوین ، مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های الحاقی آن ، با رای آزاد مردم هستیم . از تمام هموطنان شریف ، میهن دوست و ترقی خواه تقاضا داریم با امضای این فراخوان، صدای ملت ایران را محکم و استوار به گوش جهانیان برسانند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; علی افشاری، رضا دلبری، ناصر زرافشان، محمد محسن سازگارا، اكبر عطری، مهرانگیر کار، محمد ملکی، عبداله مومنی» &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  نگارنده البته در نیت نیک برگزار کنندگان کنگره بروکسل آنچنان که نشست برلین شکی ندارم   اما در قطعنامه های این هردو، یادی از « برگزاری یک همه پرسی با نظارت نهادهای بین المللی برای تشکیل مجلس موسسان به منظور تدوین پیش نویس یک قانون اساسی نوین » آنچنانکه در طرح اولیه آن هشت نفر متولیان این طرح آمده بود نشده بود و اثری نبود... چرا!؟ همانگونه که در آغاز این مقاله آمد، تصورم بر این است که این یک سهو بزرگ در اثر شدت بحثهای نامربوط و پراکنده بود، اما باید جدی به آن پرداخت. هرچند تشکیل مجلس موسسان در نظر همه هواداران جنبش رفراندم هست، اما در قطعنامه ها و نشستها و غیره هربار باید به آن اشاره شود تا بر اهمیت آن تاکید شده باشد. برای اظهار نظر بیشتر باید کمی صبر داشت و در آینده بازهم به این مقال باز خواهیم گشت. ولی فعلا به بحثی جزئی تر میپردازم؛ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; همانگونه که از متن بالا بر میآید، هدف از این همه پرسی، «تشکیل مجلس موسسان به منظور تدوین پیش نویس یکه قانون اساسی نوین» است. پس ملاحظه میشود که بر این اساس، احتمال میرود که در عمل در برگه همه پرسی از مردم سوال نخواهد شد که نظام جمهوری میخواهید یا نظام پادشاهی، که جواب این یا آن باشد بلکه در برگه همه پرسی، آنگونه که این نگارنده برداشت کرده ام از مردم سوال خواهد شد که «آیا با تشکیل مجلس موسسان موافقت دارید... یا ندارید... یا کاندیداهای تان برای تشکیل مجلس موسسان چه کسانی هستد، نامشان را بنویسید، یا جلوی نام شان ضربدر بزنید»...یا فرمولی از این دست.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; کسانی اندک در اپوزیسیون، با کل فرمولبندی رفراندم چه به فرمی که نگارنده ارائه کرد و چه با سایر فرمها مخالفت دارند و برگزاری مجلس موسسان را به دلایلی ضروری نمیدانند. در پاسخ به این دوستان باید گفت که ما در مورد کشوری مانند آلمان یا سوئد که در آنها تنشهای سیاسی چند دهه ای وجود ندار صحبت نمیکنیم بلکه در مورد ایرانی صحبت میکنیم که چند دهه است که در آن تنشهای سیاسی وجود دارد و رژیم حاکم نیز فاقد توانایی و استعداد و حتا زرنگی و زیرکی لازم برای عادی کردن شرایط و ثبات برای حکومت دیکتاتوری خودش است. اگر در ایران یک دیکتاتوری از نوع رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی یا رژیم پینوشه یا فرانکوی اسپانیا بود که با یک سخنرانی ابلهانه رئیس جمهورش بی جهت برای امنیت و ثبات خود دشمن نتراشد، باز اعتراض دوستان به رفراندم قابل درک بود اما در چنین شرایطی، با وجود سیاست «عسس بیا مرا بگیر» جمهوری اسلامی که عملا نیروهای خارجی را برای اشغال ایران دعوت میکند همینکه مردم ایران از خشونت رویگردانند و علیرغم آنکه زمینه های بین المللی اش هم فراهم است مانند افغانها دست به تشکیل گروههای مسلح نمیزنند و راه رفراندم را پیشنهاد میکنند خود جای خوشوقتی دارد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; در چنین شرایطی چه کسانی و با چه نیتی میتوانند مخالف این طرح باشند؟ پاسخ بسیار ساده است؛ کسانی که نمیخواهند مردم خود حاکم بر سرنوشت شان باشند. کسانی که نمیخواهند مردم قوانین مورد نظر خود را به اجرا بگذارند، کسانی که خود را قیم مردم میشمارند و مردم را نادان به حساب میآورند، و در آخر کسانی که .. راجع به این «کسان» آخر باید بیشتر گفت. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; این «کسان» &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; این کسان آخر چه کسانی هستند؟ اولین پاسخ به این سوال مشخص است؛ کسانی که از تداوم جمهوری اسلامی منافعی را به جیب میزنند. اینها مشخص اند و نیازی به «افشاگری» ندارند. اما سری دوم، اینها قبل از افشاگری نیاز به روانکاوی دارند. برای این نگارنده قابل پذیرش نیست که «کسانی» سالها در زندان دو رژیم یا در تعقیب دو رژیم بوده باشند و امروز خود را به جمهوری اسلامی بفروشند. این «کسان»، اگر جمهوریخواهند، به هنگام اعتراض به آن سری از همرزمان سابق خود که با مشروطه خواهان همکاری میکنند برچسب «سرساییدن به درگاه پهلوی» میزنند. نگارنده برای امتحان،  یکی از این افراد را در نوشته ای به برچسب «همکار جمهوری اسلامی» مزین کردم. حضرت شان سخت از این «بی انصافی» برآشفت و احتمالا با حلقه اشکی در چشم، به مسئولین  سایت اینترنتی نامه نوشت و اعتراض کرد که چرا اجازه میدهید «توهین» کنند. و اینجاست که میگویم این آدم نیاز به «روانکاوی» دارد چرا که پس از این همه سن و سال نباید نکته ای را که از کودکی در گوشش خوانده اند، فراموش کرده باشد؛ «رطب خورده خود منع رطب چون کند!؟». پس بانگ بر نیاور که این «مسلمانی نیست».  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; این «کسان» که خود را جزو «اپوزیسیون» جمهوری اسلامی به حساب میآورند، معمولا سابقه سالها مبارزه برای اهداف به حساب خودشان مردمی و انسانی را به دوش میکشند و در صحنه سیاست ایران مدعی حق آب و گل هستند. بسیار خوب، اما روش و عمل سیاسی و موضع گیری های اینان به «اپوزیسیون» آنگونه که تعریف میشود نمیخورد. مواضع اینها همان است که اصلاح طلبان مدافع رژیم. تفاوتشان با اصلاح طلبان داخلی این است که این  «کسان»، در خارج زندگی میکنند و مدعی هستند که در ایران تحت تعقیب هستند. ما واقعیت چیز دیگریست؛اینها احتمالا به دو دلیل امروز در ایران زندگی نمیکنند؛ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  1- جمهوری اسلامی نمیخواهد. این نخواستن یکی به این دلیل که نظام میتواند اینها را به رخ اپوزیسیون برانداز داخلی بکشد که ببینید؛ دشمنان برانداز ما که در خارج هستند نیز خواهان تداوم جمهوری اسلامی هستند و  حد اکثر اصلاحات میخواهند شماها به اندازه این «عوامل صهیونیزم» نیز «متعهد» نیستید. دیگر اینکه این نخواستن به این دلیل که رژیم به جهانیان بگوید چگونه میگویید که مردم ما خواهان نظامی دیگر هستند در حالتی که حتا مخالفان برانداز ما نیز در خارج نیز خواهان تداوم نظام ما و مخالف هرگونه رفراندم و تغییر نظام یا حمله خارجی هستند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2- دلیل دیگری که این «کسان» امروز در ایران زندگی نمیکنند، یک دلیل روانی دارد. نگارنده روانکاو یا روانشناس نیست و درست هم نیست که در این مورد اظهار نظر قاطع کنم. اما این دلیل بر این نمیشود که حتا اگر چشمم به دیوانه هم بیافتد بگویم که من روانشناس نیستم و حق ندارم این دیوانه را به پلیس معرفی کنم یا به تیمارستان تحویل بدهم. مگر همه دیوانه ها توسط روانشناسان در خیابان دستگیر و به تیمارستان اعزام میشوند؟ البته منظورم از نوشتن این سطور تنها توضیح این موضوع است که چرا در این مورد اظهار نظر میکنم نه اینکه این «کسان» دیوانه هستند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  دقیقا بر همان روال که هرگاه دوستان به اظهار نظری مثبت پیرامون نظام پهلوی و یا نظام پادشاهی بر میخورند نویسنده را تحلیل روانی میکنند که یا به  دنبال منافع مادی از دست رفته هست و یا وابستگی روحی دارد و نمیتوند خود را از «سندروم» خدایگان شاهنشاه آریامهر برهاند و ذاتا نوکر مآب است، میتوان همان دوستان را با همان منطق تحلیل روانی کرد. هرقدر این دوستان و «کسان» روانکاو و روانپزشک هستند ما نیز هستیم!! قضاوتش با نظار! &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اما دلیل روانی که نگارنده مطرح میکند و امید دارد که متخصصین امر پیرامون آن به اظهار نظر بپردازند این است که با توجه به شرایط داخلی و بین المللی، کسی که با کوله بار چند دهه مبارزه سیاسی با امر «رفراندوم مجلس موسسان» مخالفت میکند، مشکل روانی با خودش دارد. این فرد، منافع ملی را در مقابل احساسات شخصی و شخصیتی، (میدانم که این ترمها تخصصی نیستند) فدا میکند. این شخص اگر مطمئن میشد که از درون این رفراندم یک نظام جمهوری سکولار بیرون میآمد، با طرح رفراندوم مشکلی نداشت و در کنار آن بر علیه جمهوری اسلامی می ایستاد. (مخالف سلطنت طلب رفراندم بحث دیگری دارد، اگر مطمئن میشد که از دل رفراندم نظام پادشاهی استبدادی در میآمد با آن مشکلی نداشت).  اما مشکل روانی مخالف جمهوریخواه رفراندم جای دیگریست. او در ضمیر ناخودآگاهش، به این میاندیشد که چنانچه مردم در یک رفراندم به نظام پادشاهی ای که او برای سرنگونیش احتمالا به زندان رفته رای بدهند، با این واقعیت تلخ روبرو خواهد شد که کردار و مواضع او در این سالها برخلاف آنچه که میپنداشته، مورد تایید مردم نبوده بلکه برعکس، مردم از آنچه او کرده، و نیز تبعات بعدی آن، یعنی سلطه چند دهه سیاهی جمهوری اسلامی بر کشور بیزار بوده اند. در چنین حالتی، برخلاف تصورش، کسی به هنگام بازگشت به ایران با گلهای قدردانی و سپاس بخاطر چندین دهه مبارزه اش به فرودگاه نخواهد رفت و برایش سرود «فلانی ای امام» نخواهد خواند. تمامی رویاهایش، به هنگامی که در زندان رژیم پیشین، خود را قهرمان مردم میپنداشت که اکنون که در زندان است، یک خلق به او میاندیشد و برایش «الهی من بمیرم برای این زندانی سیاسی» زمزمه میکند، همه دود میشود و به هوا میرود. او توانایی این را ندارد که واقعیت را بپذیرد که اشکالی ندارد اگر امری در مقطعی زمانی صحیح بنظر میرسیده، در مقطعی دیگر ممکن است اشتباه بنظر آید. روح و وجود او به کمتر از «قهرمان» راضی نیست. مسلما این «کسان» از ایده طرح رفراندم «قهرمان» بیرون نخواهند آمد، بلکه ترس از این دارند که اگر نه مورد شماتت، که مورد استهزا قرار گیرند. تصور چنین وضعیتی برای اینها یعنی فاجعه. اگر امیدی برای «قهرمان» وجود دارد، همانا در جبهه «مردمی» جمهوری باقی ماندن است. مسلم است که در این «جبهه» جمهوری اسلامی و مجاهد لچک بسرهر کوفت و زهرماری میتواند بگنجد اما نظام پادشاهی پارلمانی نمیگنجد. این «کسان» چنان در این مشکل روانی غرق میشوند که تشخیص نمیدهند که در مقاله های شان پیتوک های بزرگی میدهند و گاف های شان در مقابل سلامت روانی شان علامت سوال قرار میدهد. یکی از همین کسان اخیرا در مقاله ای یک نکته مثبت در قطعنامه کنگره بروکسل دیده بود؛ مخالفت با حمله خارجی به ایران. هم او یک نکته منفی هم دیده بود؛ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; « ادامه مبارزه تا برقراری شرايط انتخابات و همه پرسی آزاد و زير نظارت نهادهای بين‌المللی به منظور تعيين نظام سياسی و شکل حکومت آينده ايران، و کوشش برای همراه کردن افراد و سازمان‌های سياسی از گرايش‌های گوناگون.» &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   نویسنده صریحا ننوشته بود که مخالف این بند است بلکه نوشته بود که «ایراد استراتژیک» دارد. سوال بلافاصله این است که اگر «ایراد استراتژیک» رفع شود با آن مشکلی نداری؟ و سپس هواداران طرح فراخوان از جمله مشروطه خواهان را به یک اتحاد و همکاری برای جلوگیری از حمله خارجی  فرا خوانده بود. نوع استدلال را ملاحظه میفرمایید؟ حتا کودک را هم با این ساده لوحی برای حفظ جمهوری اسلامی فریب نمیدهند چه برسد به جمعی پیر سیاست را. خدا شانس بدهد! والله خداوند خیلی این نمایندگانش بر زمین (آخوندها) را دوست دارد که کاری کرده است که برای حفظ قدرتشان مخالفین بر اندازشان، کسانی که زمانی اگر به چنگ آخوند میافتادند پوست شان کنده میشد به آب و آتش میزنند که آمریکا به سلطه آخوندها پایان ندهد. در تاریخ بشری کدام دیکتاتور در جهان از چنین شانسی برخوردار بوده است؟  پیشنهاد این آقا البته که خوشایند جمهوری اسلامی است اما میدانم که وزیر اطلاعات احمدی نژاد هم از این همه ساده دلی و نوع طرح موضوع کفرش در آمده و گفته است که این «کسان» هرچه نقشه که ما برای بهره برداری از موضوع حمله خارجی داشتیم را با این «بچه گول زنی ها» نقش بر آب میکنند! براستی چه چیزی بجز مشکل روانی میتواند دلیل این گونه رفتار باشد!؟    &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; رفتار صحیح یک اپوزیسیون در مورد حمله آمریکا به ایران مخالفت است و بس. نه اینکه اتحاد و فعالیت جدیدی احتمالا با پشتیبانی مالی و لجستیک جمهوری اسلامی برای مخالفت با این امر تشکیل شود. نباید مواضعی اتخاذ شود که از آن این برداشت شود که  اگر آمریکا حمله کرد اپوزیسیون به فرمان پاسدار فلانی مثل گله گوسفند یا مثل شهید حسین فهمیده خود را با نارنجک ضد تانک به زیر تانک آمریکایی خواهد افکند. بلاهت سیاسی هم حد و اندازه دارد!  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113464229561988003?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113464229561988003/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113464229561988003' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113464229561988003'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113464229561988003'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_15.html' title='بروکسل، برلین، مجلس موسسان/محسن کردی '/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113455068842456983</id><published>2005-12-14T00:58:00.000-08:00</published><updated>2005-12-14T00:58:08.466-08:00</updated><title type='text'>در بروكسل چه گذشت؟ شاهين فاطمي</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.iranvajahan.net/farsi/pictures/fa.13840922..1.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt; ۱۳۸۴.۰۹.۱۶  &lt;BR&gt; كيهان لندن  &lt;BR&gt; شاهين فاطمي  &lt;BR&gt; «سه روز كنگره بروكسل به مراتب بهتر از آنچه كه مي‌‌شد تصور كرد برگذار شد. سه روز پرثمر و بي‌اغراق بيادماندني. نقطه قابل ذكر و دلگرم كننده شركت جواناني بود كه با شور و هيجان خود و با شركت فعالانه در بحثها و با اظهارنظرها و موافقتها و مخالفتهاي‌شان و در نكته بيني و دقت و وسواسشان پيام نويني را نويد مي‌دادند و آن اينكه جوانان ما ديگر بر سرنوشت وطنشان بي‌اعتنا نيستند. نكته مهم ديگر اينكه شركت كنندگان از همه جا آمده بودند و با هزينه شخصي خودشان و گهگاه با تحمل سختي‌هاي بسيار، از آمريكا تا اروپا، از استراليا تا ايران و مالزي و اين خود بي‌نظير بود. در يك جمله، اين كنگره يك نقطه عطف بود و بدون شك آغازگر پايان فصل سرد.»  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; حيفم آمد اين جمع‌بندي دلنشين را كه نتيجه قلم يكي از صدها جوان شركت كننده است با شما در ميان نگذارم. عشق و صفا، عشق به ايران و صفا با ياران از مختصات اين گردهم‌آئي تاريخي بود. با آنكه تني چند از سالخوردگان قوم هم با مشاركت خود به ابهت و اهميت گردهم‌آئي افزوده بودند، مي‌توان گفت كه سن متوسط شركت كنندگان از سي و پنج سال تجاوز نمي‌كرد و به احتمال زياد در مورد منتخبين كنگره اين ميانگين بازهم جوانتر بود. مسئله جوان و سالمند از آن نقطه نظر قابل توجه است كه مشاركت جوانان در سرنوشت كشوري كه بيش از دو سوم جمعيت آن زير سي سال دارد، داراي اهميت حياتي است. اين نسل جوان است كه امروزه بالاترين هزينه‌ها را به علت انقلاب اسلامي و رژيم منبعث از آن مي‌پردازد. بدون شك در مبارزات سياسي همانند همه ديگر جوانب زندگاني اجتماعي، مذهب، جنسيت، عقايد سياسي و سن نبايد براي كسي نه موجب امتياز شود و نه باعث تبعيض (discrimination).  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; مسلما گزارش رسمي اين كنگره يا گردهم‌آئي جنبش رفراندوم را كه در شهر بروكسل پايتخت بلژيك طي سه روز (جمعه 2 تا يكشنبه 4 دسامبر) تشكيل شد در كيهان و ساير رسانه‌هاي گروهي خوانده و يا شنيده‌ايد. به ويژه چون راديو صداي ايران به طور زنده همه رويدادهاي اين كنگره را طي مدت سه روز در سراسر جهان پخش مي‌كرد، بارها طي اين سه روز شنوندگاني كه در سراسر ايران به سخنرانيها و مصوبات كنگره گوش مي‌دادند با راديو تماس گرفتند و پيام فرستادند. پيام تلفني 50 تن از دانشجويان درونمرز همراه با سخنان دليرانه دانشجوي مبارز، كيانوش سنجري كه اخيرا از زندان آزاد شده است، شركت كنندگان را آنچنان منقلب كرد كه جملگي به پا خاستند و با دست زدنهاي ممتد و تكرار «رفراندوم، رفراندوم - اين است شعار مردم» به آن پاسخ گفتند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; سواي اين جوانب احساسي اين گردهم‌آئي كه خود از ارزش بسيار بالاي عاطفي برخوردار بود، كنگره توانست به طور جدي در مورد مسائل مهم مملكتي اظهارنظر كند. در قطعنامه‌اي كه به اتفاق آراء به تصويب رسيد كنگره نقطه‌نظرهاي خود را در مورد مسائل مهم ملي و جهاني و با وضوح و صراحت كامل بيان داشت:  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; فراخوان ملي رفراندوم يك نقشه راه پس از جمهوري اسلامي است و جاي مبارزه را نمي‌گيرد. رسيدن به قانون اساسي كه آينده ايران را به عنوان يك دمكراسي مبتني بر حقوق بشر تضمين كند نيازمند پاره‌اي توافقهاي اصولي در همين مرحله است. در غير اين صورت، در اوضاع و احوال آشفته پس از وضع موجود (بهر ترتيب كه روي دهد) احتمال همه گونه انحرافات و سوءاستفاده‌ها مي‌رود. جنبش پشتيباني فراخوان ملي فراندوم از هم اكنون پاي‌بندي خود را به اصول زير اعلام مي‌دارد:  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 1 - ادامه مبارزه تا برقراري شرايط انتخابات و همه‌پرسي آزاد و زير نظارت نهادهاي بين‌المللي به منظور تعيين نظام سياسي و شكل حكومت آينده ايران، و كوشش براي همراه كردن افراد و سازمانهاي سياسي از گرايشهاي گوناگون.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 2 - قراردادن قانون اساسي آينده ايران در پايه اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق‌هاي پيوست آن كه در برگيرنده همه حقوق و آزاديهاي سياسي و مدني بدون هيچ گونه تبعيض است.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 3 - دادن فرصت كافي در تدوين و تصويب قانون اساسي آينده براي بيان نظرات مختلف و هم چنين بررسي و دقتهاي لازم به مردم و نمايندگان آنها.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 4 - تفويض حاكميت به مردم ايران. هيچ حقي (نه موروثي، نه الهي، نه مبتني بر مكتب و سلك) بيرون از آراء مردم براي هيچ مرجعي وجود ندارد. دموكراسي پارلماني مدرن موجود بهترين شكل بيان آراء مردم است.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 5 - جدايي كامل دين و دولت، برابري همه مذاهب، و لغو مذهب رسمي، آزادي همه افراد در داشتن هر اعتقادي از جمله اعتقاد مذهبي.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 6 - پذيرش كامل و بي‌قيد و شرط همه حقوق و آزاديهاي فردي و اجتماعي به ويژه برابري زنان و مردان به موجب اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق‌هاي پيوست آن.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 7 - تفكيك قواي سه گانه اجرايي، قضائي و قانون گذاري. و پذيرش استقلال قوه قضائي.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 8 - دفاع از يكپارچگي ملت ايران و تماميت ارضي و استقلال ملي، به معني يگانگي مردم ايران با حفظ تنوع فرهنگي جامعه، و شناسائي حقوق اجتماعي و فرهنگي و تأكيد بر حقوق سياسي افراد متعلق به اقوام ايراني.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 9 - اعتقاد به عدم تمركز و سپردن امور هر واحد تقسيمات جغرافيايي به نهادهاي انتخابي مردم در هر محل.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 10 - مخالفت با شكنجه و مجازاتهاي غيرانساني و دفاع از لغو حكم اعدام.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 11 - مبارزه با تروريسم و به كاربردن زور در حل مسائل بين‌المللي.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; 12 - محكوم كردن هر حمله‌اي به خاك ايران و مداخله نظامي خارجي.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; جنبش فراخوان ملي رفراندوم با توجه به پايمال شدن همه حقوق انساني در ايران از همه مدافعان حقوق مردم ايران در هرجا هستند قدرداني و پشتيباني مي‌كند و از مجامع بين‌المللي، به ويژه كميته حقوق بشر سازمان ملل متحد مي‌خواهد كه بررسي مسئله حقوق بشر در ايران را در دستور كار خود قرار دهند. جنبش فراخوان ملي رفراندوم خواستار آزادي بي‌قيد و شرط همه زندانيان سياسي ايران است و بار ديگر حمايت خود را از مبارزات قهرمانانه اكبر گنجي، عباس اميرانتظام، ناصر زرافشان، جنبش دانشجويان، زنان و كارگران ايران اعلام مي‌دارد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; به احتمال زياد با اين كنگره در تأييد فراخوان رفراندوم جان تازه‌اي در كالبد اين جنبش سياسي دميده شد. در پاسخ خواننده محترمي كه طي يك اي‌ميل طولاني از مشاركت و تأييد من از اين كنگره شكايت كرده بود. بايد در اينجا بگويم من نگران به خطر انداختن آنچه شما «حيثيت سياسي» ناميده‌ايد نيستم زيرا اگر داراي چنين سرمايه‌اي باشم نبايد آن را با خود به‌گور ببرم. اگر امروز كسي راه حلي بهتر از فراخوان رفراندوم دارد چرا آن را عرضه نمي‌كند؟ در سايه نشستن و ايراد گرفتن زيبنده آزادگان راستين نيست. با تشكيل اين كنگره و انتخاب كميته مركزي اكنون گوي در ميدان برگزيدگان كنگره است و بايد به هر وسيله‌اي كه در اختيار داريم به‌كمك اين جمع انتخاب شده بشتابيم. آنها با تقبل اين مسئوليت نه تنها هزينه انواع مخاطرات را به جان پذيرفته‌اند بلكه نشان داده‌اند كه ايرانيان برونمرز لياقت و كارداني لازم را براي ايجاد يك تشكيلات فراحزبي و فراعقيدتي دارا مي‌باشند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; روز يكشنبه پس از آنكه با چشمان پر از اشك شادي و اشتياق از هم جدا مي‌شديم، دست يكديگر را فشرديم و سوگند ياد كرديم كه در اين مرحله نوين مبارزه يار و ياور يكديگر باشيم. يكبار ديگر سنگ سنگين مبارزه با اهريمن جمهوري اسلامي را بر گرده خود حمل خواهيم كرد و به سوي قلّه پيروزي روان خواهيم شد. باشد كه اين بار بخت ياري كند و بنائي كه پايه‌هاي اوليه آن در بروكسل به‌درستي تعبيه شد، خانه اميدي باشد براي همه مبارزان آزاد و آزاديخواه.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; پاريس: 7 دسامبر 2005  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113455068842456983?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113455068842456983/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113455068842456983' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113455068842456983'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113455068842456983'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_14.html' title='در بروكسل چه گذشت؟ شاهين فاطمي'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113451000525751772</id><published>2005-12-13T13:39:00.000-08:00</published><updated>2005-12-13T13:40:05.280-08:00</updated><title type='text'>رفراندم</title><content type='html'>&lt;center&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://web.peykeiran.com/net_ir_img/21_azar12_1.jpg"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://web.peykeiran.com/net_ir_img/21_azar12_2.jpg"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://web.peykeiran.com/net_ir_img/21_azar12_3.jpg"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://web.peykeiran.com/net_ir_img/21_azar12_4.jpg"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://web.peykeiran.com/net_ir_img/21_azar12_5.jpg"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/center&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113451000525751772?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113451000525751772/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113451000525751772' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113451000525751772'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113451000525751772'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_113451000525751772.html' title='رفراندم'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113450742677572023</id><published>2005-12-13T12:57:00.000-08:00</published><updated>2005-12-13T12:57:07.053-08:00</updated><title type='text'>مصاحبه آقای ماشالله سلیمی با رادیو آوای آشنا</title><content type='html'>توضیح : &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; از آنجا که  نشست برلین واکنش  های فراوانی را در جامعه سیاسی  ایران بر انگیخته است و در این بین مصاحبه ماشالله سیلمی واکنش هایی را موجب شده است  . سایت فرهنگ گفتگو متن مصاحبه رادیویی ایشان را با کمی اختصار بصورت نوشتاری در آورده و ان  را تقدیم حضور خوانند گان سایت قرار می تماید.    &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; مصاحبه آقای ماشالله سلیمی با رادیو آوای آشنا &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; با سلام وتشکر از شما ،باتوجه به اینکه در اواخر ماه سپتامبردرشهر برلین نشستی با حضور جمعی از جمهوری خواهان وطرفداران سلطنت و مشروطه برگزار گردید ودر پی آن  مخالفین وموافقین بسیاری اظهار نظر نمودند در این رابطه بعنوان اولین سئوال از شما بعنوان یکی از شرکت کنندگان در این نشست میپرسم که شما بعنوان یک جمهوری خواه چه اهدافی را ار این نشست که برای اءتلاف ویا همکاری بوده انتظار دارید؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; باتشکر از فرصتی که دراختیار من قرار دادید تا درمورد موضوعی که درباره اش مطالب زیادی گفته ونوشته شده است باهم صحبت کنیم .اما درپاسخ به سئوالی که فرمودید درتاریخ 24 سپتا مبر این جلسه درشهربرلین و به مدت 2 روز برگزار گردید به این شکل وارد بحث میشوم که به اعتقاد من  حکومتی که هم اکنون  درایران است  یک حکومت  دینی لجام گسیخته است که کشورما را بر باد می دهد .ملاها کشوررا به حراج گذاشته است  ،برخی را به قلدرهای جهان مثل روسیه و چین واتحاد اروپائی میدهند که بخورند با بقیه ان شرایط حفظ بین لمللی خودرا فراهم مینمایند ودرداخل نیز به سرکوب خویش ادامه میدهد .طی این بیست و هقت سال اپوزیسیون جمهوری اسلامی به دلایل گوناگون قبل ازاینکه با جمهوری اسلامی مبارزه می کنند با خود مبارزه کرده است علیه یکدیگر شمشیر برداشته اند بخشی جمهوری را ،بخشی سوسیالیسم را و بخشی سلطنت را ایدئولوژی کرده از امر اتحادها گریزانند هرکس با هر جریانی می خواهد  همکاری نماید ابتدا تلاش میکند آن جریان را  در خود حل کند یا مثل خودش بکند تا بتواند بااو همکاری نماید . من فکر میکنم که امروز وقت آن رسیده است که تمام نیروهای دموکرات و مدرن جامعه صرف نظر ازبرنامه های خاصی که دارند حول عام ترین خواست جامعه که همانا دموکراسی است و نفی جمهوری اسلامی است باهم به گفتگو بنشینند تا راه همکاریهای گسترده باز شود اگر ما اعتقاد داریم که رای مردم تعیین کننده است نباید ازاین به هراسیم که فردا میخواهیم جمهوری اسلامی برود ،در مورد الترناتیو جمهوری اسلامی خودمان را به رای مردم بگذاریم اگر مردم مارا قبول نکردند یاد بگیریم بازنده متمدنی باشیم .برنده نیز بیاموزد که برنده واقعی باشد بنابراین بنده بااین ارزیابی نه تنها در ان جلسه شرکت داشتم بلکه درحقیقت از سازمان دهندگان این نشست بودم و اعتقاد دارم این امر ،آغازی برای فعالیتهای گسترده در جهت برکناری جمهوری اسلامی برقراری دموکراسی درایران  است . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; متاسفانه این نشست با تعداد اندکی شروع شد و چون خصلت حزبی ندارد و خصلت آن این است که توصیه کند به احزاب سیاسی جامعه و نیروهای سیاسی جامعه در نوع خود بی نظیر بوده است و به این دلیل خیلی خیلی ساده است .بیست و هفت سال جمهوری اسلامی تنها بازیگر سیاستمدرانه در عرصه سیاسی است .اپوزیسیون به خود مشغول است در درون خود احزاب سیاسی با اعضای خود درگیر ی دارند و در بیرون هم با یکدیگر هر کدام از جریانها ی سیاسی را شما در  نظر بگیرید باور بفرمایید از سلطنت گرفته تا سازمان فدائیان خلق اکثریت تا حزب توده و راه و کارگر اتحاد فدائیان اینها در درون خانه های تیمی خود باهم دعوا می کنند در بیرون به جنبش که میرسند علیه یکدیگر می زنند البته برخی نیروهای سیاسی طرفدار جمهوری اسلامی تحت عنوان اصلاح طلبان ،که درظاهر در نقد این حرکت و در باطن جهت حفظ تغییر در جنبش به نقع جمهوری اسلامی وارد قضیه شدند ولی خوشبختانه اینها آنقدر از لحاظ سیاسی رسوا هستند که تا ثیرسخنان شان آنچنان گسترده نیست به هر حال این  وضعیت وجود دارد متاسفانه مخالفین حرکت برلین به طیف های مختلف تعلق دارند ومن ازاین وضعیت بسیار بسیار متاسفم که نیروهای مبارز و دموکرات جامعه در عمل باراست ترین نیروهای جامعه هم صدا شده اندو اپوزیسیون در حقیقت اپوزیسیون منفی در مورد نشست برلین گرفته اند من فکر میکنم به طور مفصل راجع به این سئوال صحبت کردم . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; س/ آقای سلیمی این مسئله که شما می فرمایید که برکناری جمهوری اسلامی خوب میدانید ما یکی ازاین اتحادها را در سال پنجاه و هقت تجربه کردیم و همه باهم برعلیه رژیم شاهنشاهی مبارزه کردیم که نتیجه آن بیست وهقت سال است که دامن همه مارا گرفته است ولی خوب شما درست گفتید برکناری برای دموکراسی خوب اگر این رابپذیریم باید گفت با این ائتلاف جمهوری خواهان یک قدم از جمهوریخواهی عقب نشسته اند ( یعنی جمهوری خواهی که یکی از اساسی ترین رکن های دموکراسی است و حدافل برروی کاغذ میگوید که حکومت باید ازان مردم باشد و به رای انها که این رای تماما در طی دورهها تکرار میشود یعنی جمهوری خواهی با هرگونه حکومت ولایتی و موروثی مخالف است که تاکنون درایران ارمغانی دیگری جز استبداد نداشته است ) ایا شما قبول ندارید با این عقب نشینی از جمهوری خواهی یکی از ارکان اولیه دموکراسی را تضعیف می نماییدوایا دربین مردم نفوذ شما بعنوان جمهوریخواهان کمتر نمی شود و درنهایت به نفع جمهوری اسلامی یابه زبان دیگر باعث تقویت جمهوری اسلامی نمی شود ؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ببینید بر نکته مهمی انگشت گذاشتید یکی هم همین همه باهم شروع کنیم ببینید ممکن است  یک شعار دریک زمان غلط ودر زمان دیگر درست با شد .یعنی ماباید درموردهر شعاری که طرح میکنیم تاریخ را درنظر داشته باشیم وضعیت مشخص و شرایط مشخص را در نظر بگیریم خیلی از مخالفین اتحادها متا سفانه امروز خودرا پشت پرده شوم انقلاب پنجاه وهفت قایم کرده اند از خود جمهوری اسلامی گرفته تا طرفدارنش در خارج کشور آن موقع همه باهم یک شعار آگاهانه و به توافق رسیده نیروهای سیاسی نبود اصلا" نیروی سیاسی در کار نبود به یک باره سیلی آمد و خمینی سوار بر آن شد بعدها هم عمله و اکره  خمینی شدیم ماظن می کردیم با خمینی هستیم ما نفهمیدم که به جای چکمه استبداد،چکمه نعلین می آید و ترمز نکردیم خودرادر برابر سیل قراردادیم و رفتیم و بدتر از ان بخشی از این چپ هاکه سازمان اکثریت یعنی سازمانی که من عضو ان هستم وحزب توده ایران بعدهاهم درراه شکوفائی همین جمهوری اسلامی تلاش کردیم خوب این همه باهم یک همه باهم امروزی مطرح است که اول بنشینیم سر محتوا که صرف نظر از شکل حکومت که شورائی است یا سلطنت است یا جمهوری ، محتوا را باهم به گفتگو و بحث بنشینم اگر ما سر محتوای حکومتی به توافق برسیم  وشکل را بگذاریم به رای مردم که البته در مورد محتوا هم مردم رای خواهند داد به نظر من محتوا مهم است نه شکل آن ،موقع میتوان گفت یک ائتلاف آگاهانه دارد صورت میگیرد که این فرق دارد با دوره ای که انقلاب بهمن افرید، از طرف دیگر شرایط بین المللی وداخلی امروز چنین اجازهای نخواهد داد که تجربه انقلاب بهمن تکرار گردد و یک شخصیت بشود همه کاره از عهده هیچ نیروی سیاسی ساخته نیست در اینده ایران به تنهائی قدرت بیابد و بتواند پاسخگوی تمام ا ین خرابی هاشود از این نظر امروز اگر دیروز همه باهم مارا به قعر تاریخ برد باورکنید این شعار امروز ما را از ان قعر بیرون خواهد آورد و دوباره به صف کشورهای متمدن جهان خواهد پیوست . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اما عقب نشینی که فرمودید ببینید عقب نشینی چرا چه کسی گفته ما میخواهیم از جمهوریخواهی عقب نشینی کنیم چرا باید عقب نشینی کرد ایا سلطنت ،منظور ان دسته از مشروطه خواهانیست که قواعد بازی را پذیرفته اندو میگویند ما خود را به رای مردم می گذاریم آیا گفتن اینکه ما شکل حکومت را به رای مردم می سپاریم اصلا من رای خودم را اعلام میکنم که حاضر هستم سر برکناری جمهوری اسلامی و برای برقراری دموکراسی ،یک ائتلاف گسترده را تشکیل بدهم این معنایش عقب نشینی از جمهوری است ؟ خوب برخی از نیروها هر حرکتی که مخالف جمهوری اسلامی باشد با ان مخالف هستند اما من نمی فهمم به شکل برخی از نیروهای دیگر با اینها هم صدا میشوند و می گویند ماشالله سلیمی و امثال آن از جمهوریخواهی عقب نشسته اند وای دادبی داد جمهورخواهی رفت برباد . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; س /ببنید آفای  سلیمی باید الان فبول کنید هیچ نیروئی وجود خارجی ندارد که خود را به رای مردم نگذرد یعنی اپوزیسیون ایران تاجائیکه شنا خته شده است از یک فرد یا از یک حزب از یک جمع همه آنها  خودشان را به را ی مردم می گذارند همان طوری که سال پنجاه و هفت هم آفای خمینی خودرا به رای مردم گذاشت  با توجه به اینکه یک رهبری کالیزماتیک برای مردم بود بازهم خودرا به رای مردم گذاشت ازاین گریزی نیست یعنی کسی نمی تواند نه توپ دارد نه تفنگ نه قدرت دارد وبه قدرت هم ننشسته است .درواقع شمافرمودید بخشی از مشروطه خواهان من میگویم همه سلطنت طلب ها به جز این ادعائی ندارند وگرنه می سوزند وکنار میروند وروشن است که هفتاد میلیون مردم ایران که ولایت فقیه اش بیست و هفت سال است که حکومت میکند اصلا " کسی را قبول نمی کند که بدون رای بیاید اصلا یک همچو چیزی ممکن نیست .پس همه این را قبول دارند منتهی آنجا که گفته میشود شماعقب نشسته ائید روشن است دراین اتحاد ی که میگوئید برای دموکراسی ،خوب معلوم است برای فردای جمهوری اسلامی یعنی شما میگوئید برکناری با درواقع افق دموکراسی .دراین افق دموکراسی شما دراین اتحاد مشخص جمهوری خواهی را نمی آورید آقای سلیمی چه بگویند و چه نگویند آیا این عقب نشینی نیست ؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; شما هویت جمهوری خواهی خود را به مردم ارائه نمی دهید وگرنه مردم که همه به رای ، دیگر این رای از کجا می آید هر کسی به جای خود است . جمهوری خواه جای خود ،سلطنت طلب خود را تعریف میکند و مردم میگویند این ها این کار و آنها آن کاررا میکنند وشکل هم مهم نیست من متوجه نمی شوم که چه جور یک شکلی که موروثی باشد ،مادامالعمر باشد ،یک جمهوری خواه چگونه از جمهوری خواهی این چنین عقب بنشیند که بگوید آفا شکل جمهوری و سلطنت اهمیت ندارد بنابراین من از شما سئوال میکنم آقای سلیمی آیا شما جمهوریخواه هستید یا اینکه اصلا" شکل برای شما اهمیت ندارد ؟ اگر شکل موروثی برای شما فرق نداشته باشد شما چگونه خود را جمهوری خواه مطرح می نمائید بنابراین شما باید توضیح بدهید دراین اتحاد مشخص مسئله جمهوری را شکل جمهوری را که حداقل در روی کاغذ دموکراتیک است و جمهوری خواهی این را قبول دارد منتهی پادشاهی قبول ندارد و پادشاهی براساس حکومت موروثی و حکومت مادام العمر  است ؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; جواب /خوب معلوم میشود شماهم دل پری دارید از این حرکت ببینید ایرادی که شما دارید اینست که ابتدا در ذهن یک روش برای اتحاد ساخته و بعد این را اعلام میکنید .عزیز من امر اتحاد این است که شما نه بر برنامه حداکثر خود بلکه بر برنامه   مشخص حداقل هائی که بتواند طیف گسترده ای راجمع نماید صورت می گیرد .بنده اگر از مشروطه خواه بخواهم شما اول بیا جمهوری  خواه شو و سپس با یکدیگر اتحاد کنیم به ما نمی خندد .مثلا" اول از را ه کارگر بخواهیم شما ابتدا اعلام کنید یک جریان لیبرال هستید تا ما با شما وارد اتحاد شویم .ائتلاف من با راه گارگر به معنی ان بخش از دیگاهایش نیست . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  بند دوم منشورراجع  به این مسئله است که گفته ما مخالف هر نوع حکومت موروثی و الهی هستیم .بهتر این است  برای اینکه شنوندگان اطلاع دقیقی داشته باشند این منشور که پانزده بند است در فرصتی خوانده شود تااین ابهامات رفع گردد. محتوا وشکل برای منهم مهم است هنگامیکه وقت ان فرارسیده باشد امروز من به مصابحه  یک جریان مستقل صحبت میکنم از موضع جمهوری خواهی ولی وقتی با راه کارگر می نشینم یک جمهوری خواه هستم که انجا نشسته ام اما درمورد اینکه این شکل است که تعیین میکند بحث متفاوتی است دوست عزیز در جهان چند نظام پادشاهی دیده ایم بسیار محدود است ولی چقدر دیکتاتوری داریم همه اش هم جمهوری است جمهوری را هم میتوان مادام العمر کرد جمهوری را میتوان اسلامی کرد ازنوع آذربایجان شوروی ،سوریه ،لیبی ازنوع عراق سابق کرد چه کسی گفته شکل جمهوری باشد تضمین ازادی است من چنین درکی ندارم و به همین دلیل هم اعتقاد دارم بسیاری از مفاهیم ایدئولوژی هستند ،ببینید عزیز من، توده ای های دیروز ،اکثریت های دیروز ،اکثریت های طرفدار جمهوری اسلامی دیروز که برادر بزرگشان شوروی سابق بود هردو باعث شکوفائی جمهوری اسلامی وامروز پشت جمهوری خواهی خود را پنهان نمودند .سیا ست بلد هستند وسیاست می کنند . نیروهای چپ دموکرات به نظر من هنوز به پختگی سیاسی نرسیدهاند و به نظر من در عمل ان تفکرات را یاری می دهند و به ان فکر کمک می کنند که راه رشد غیر سرمایه داری خود را پشت جمهوری اسلامی وشکوفائی جمهوری اسلامی خود را پشت جمهوری خواهی پنهان کند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; نگاه کنید ایران امروز، مقاله ای به چاپ رسانده که شاه بیت آن اینست که این صف ارائی جنبش پادشاهی است که مبارزه و اصلاحاتی که دردرون نظام جاریست ار آن ناراضی است .علیه ما مطلب می نویسد زیرا درد ایشان این است که این جریان می خواهد از سیاست اصلاح از درون نظام دوری کرده وکل نظام  را هدف بگیرد و به همین دلیل دوستان بسیار عزیزمن ما باید ببینیم کجا ایستاده ایم در صف اخوندها یا در صف دموکراسی .منظور من از دموکراسی روشن بگویم ما در جاهای گوناگون نوشته ایم دموکراسی پارلمانی است . دموکراسی پرولتری .... پیش کش ،همه یک دموکراسی که دران به حقوق انسانها احترام گذاشته شود ومن هم به مثابه  یک نفر دموکرات بتوانم در آن  از منافع زحمت کشان جامعه دفاع کنم، بدون اینکه به زندان بروم .کارگران حق تشکل داشته باشند ،اقلیت های ملی به حقوق خود دسترسی داشته باشند و زنان ازاد باشند و... &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; آخر .این منظور من از دموکراسی است و نه چیز دیگری .ما دوستان با نیروهای مدرن هم سو هستیم ونه اخوندها . باکسی که فکر اخوندها را تعقیب میکند نه ودراین قضییه مشروطه خواهان باما هم سو هستند .بنده مثل شما قطعا شکل ایده آل حکومت را حتما جمهوری میدانم و تصور من اینست درایران اینده سلطنت با ز نخواهد گشت . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; س/شما به دموکراسی باز تائید کردید واین خوب است که برکناری جمهوری اسلامی را به سود دموکراسی عنایت دارید پس بهتراست برسر این موضوع بخث نکنیم .همان طور که فرمودید دومین بند از منشور برلین مخا لف حکومت موروثی و سلطنتی است در اینجا این سئوال مطرح میگردد که آیا این مطلب دامن آقای رضا پهلوی راهم میگیرد یا نه و درصورتیکه ایشان استثناء نیستند و فرارنیست حکومت مادامالعمر داشته باشند قبول کنید این نیروی مدرن که بخشی از آن از مشروطه طلبان را تشکیل می دهد که تا آنجا که ما میدانیم ایشان بدون استثناء پادشاهی آقای رضا پهلوی را توافق دارند چون براساس میراثی که به ایشان رسیده شاهنشاه ایران است .دراین مورد نظر شما چیست ؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ج/ببینید دوست عزیزاولا" این مشکل آنهاست که باید حل نمایند نه مشکل من جمهوری خواه ، اما مسئله ائی که به رضا پهلوی مربوط است بنظر من بهتر است به جای اینکه از من سئوال بفرمائید به مصاحبه های متعددی که ایشان کرده اند رجوع نمائید.ایشان در دهها مورد گفته اند من خودم را به رای مردم خواهم گذاشت من شاه نیستم به من شاهزاده نگوئید همان رضا پهلوی بگوئید .نیروهای ایشان قطعا ایشان راکاندید پادشاهی میکنند اما با توجه به تجربیات فراوان ما ایرانیها از قدرقدرتی و استبداد شاهان ، حتی مشروطه خواهان مدعی نیستند که ایشان حکومت  خواهد کرد بلکه تصور دارند مثل دانمارک ،سوئیس ،انگلستان ایشان سلطنت می نماید . به هر حال این نظرات آنهاست و با انها باید در این خصوص بحث نمایید اگر ایشان رای آوردند که من بعید می دانم در مجلس موسسان بحث خواهد شد . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; س / آقای سلیمی قبل از اینکه سئوالات پایا نی در در مواردی فراتر از این نشست بکنم گویا شهر برلین دیداری با آقای رضا پهلوی داشته اید آیا در آنجا توافقا تی بعمل آمد  که بتوان بصورت علنی در اینجا مطرح نمود ؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ج / قبلا" عزیز من بگویم هیچ چیز سری وجود نداشت که نتوان مطرح کرد بعد اینکه این دیدار کاملا" تصادفی وقبل از هر چیزی برای معارفه بود . پیش قدم این حرکت هم خود آقای رضا پهلوی بودند از طریق دوست مشترکی که داریم تماس تلفنی گرفته شد و گفتند ایشان در برلین هستند و و دوست دارند شما را ببینند .من با یکی دو نفر صحبت کردم ابتدا خودم نشستی داشتم که محدود بود، بیشتر موضوعاتی که باهم صحبت کردیم در مورد چگونگی گردآوری نیرو برای برکناری جمهوری اسلامی بود که به لحاظ اینکه یک نهاد ذ یصلاح هدایت گر سیاسی در خارج از کشور تشکیل شود که به لحاظ اینکه افشاگری شود و نگذاریم که جمهوری اسلامی اینگونه منا فع ما را بازیچه فکر خودش کند .اما صحبت هائی هم در مورد گذشته نظام شاهنشاهی شد از جمله من گفتم چند شانس تاریخی را از بعد اصلاحات ارضی سوزاند ازجمله عدم دموکراسی و بسته شدن فضای سیاسی کشور و میدان دادن به آخوندها . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; دررابطه با مسئله فدرالیسم صحبت شد که خوب اختلاف نظر داشتیم با هم، من از همان جائی که میدانید معتقد هستم ، سیستم سیاسی آینده کشور جهت حل مسئله قومی یا ملی فدرالیسم باید باشد که مناسبترین است .آقای رضا پهلوی ضمن اینکه محتوای خواست ملیت ها رامی پذیرفت ، معتقد بود به زیان مملکت است میتوان از اشکال دیگری بهره برد وبعد اینکه جمع بیشتر شد بحث های پراکنده ای بود که بدرد این مصاحبه نمی خورد نهایتا " تکرار میکنم این جلسه تنها معارفه داشت وهیچ تصمیم گیری صورت نگرفت و این جلسه نبود و یک دیدار تصادفی قبل از نشست برلین بود و در زمان نشست  هم ایشان از برلین رفته بودند . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; س/ آقای سلیمی من متشکرم از صراحت و شفافیت شما در بیان مطالب آیا دراین دیدار طیف های مختلف سیاسی  شرکت داشتند یا  خیر  ؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ج/ خیر اصلا" اینگونه نبود دراین دیدار به دلیل موقعیتی که من داشتم قبلا" یک جلسات پالتاکی هم باهم داشتیم و ایشان به برلین آمدند علاقمند بودند من را ببینند و فقط  یک ساعت بحث سیاسی بود و سپس رفتند اگر بعدا باکسان دیگر داشته اند من نمی دانم اما دراین دیدار قطعا " خیر درعین حال آقای رضا پهلوی چنین چیزی را وظیفه خود نمی داند که در تصمیم گیریها و سازمان دهی ها بخواهد شرکت کند . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; س/ آقای سلیمی همانگونه که می دانید امریکا به واسطه حضور نظامی دیرینه در کشورما ،حکومت های دست نشانده در جنوب شرق و شمال کشور ایران و اینکه هرگز حق دخالت خود در امور داخلی ایران را پنهان ننموده است و با توجه به شرایط ویژه عراق و افغانستان که شاهد آن بوده ایم آیا باز هم چنین اتحادی راواصولا" طرح چنین بحث هائی را  صلاح میدانید؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ج/ انقلاب بهمن با دخالت بیگانگان صورت گرفت درکنفرانس گوادلو تصمیم گرفتند شاه برود و خمینی بیاید .امروز در جهانی شرکت میکنیم که عوامل بین المللی در عوامل داخلی بشدت تاثیر گذار و تعیین کننده هستند دراین چند سال اخیر چندین تحول دیده ایم که عمدتا" با دخالت خارجی همراه بوده است .یوگسلاوی چند تکه شد .اکراین ،ازبکستان ،عراق ، افغانستان همه مثالهای بارزی هستند از اینکه عوامل بین المللی بسیار در امور داخلی کشورها موثر هستند، چرا قبول نکنیم بخش عمده ای از این نیروهای بین المللی که به یوگسلاوی حمله کردند مخالف حمله به جمهوری اسلامی هستند. فرانسه والمان که جنگ با یوگسلاوی را به راه انداختند درارتباط با جمهوری اسلامی طور دیگری دارند برخورد میکنند ،حتی فشار سیاسی انها نیز به گونه ایست که ملاها نرنجند چرا که میلیاردها دلار سود از ایران فعلی میبرند ونگران وقفه ای در جاری شدن این دلارها ایجاد گرددودخالت امریکا نیز بعید است . اگر قبل از حمله به عراق بود شاید ممکن بود اما از آنجا که عراق دچار مشکلات عدیدهای است و از سوی دیگرهم با بحران اقتصادی در خود امریکا مواجه است و از طرف دیگر روسیه و اتحاد اروپا با آن مخالفند و اهمیت حیاتی هم برایشان دارد اینکه بتواند به ایران حمله نظامی کند بسیار بعید است و درچنین صورتی همگی باید مخالفت نماییم اما این به معنای این نیست که سیاست گذشته، سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز  کنیم .یا مانند برخی دوستان بگوییم می ایستیم و می جنگیم .چنین سیاستی کشنده است درمورد این نشست اصلا" راجع به این مسئله صحبت نگردید .منشور منتشر شده است اما موضوع و هدف اصلی ما این است بقیه نیروها را و ائتلاف انها باعث شود که عرصه مذاکره با نیروهای بین المللی و حتی دولتها را فقط به جمهوری اسلامی واگذار نکینم اگر ما بتوانیم یک ائتلاف گسترده ، یک نهاد هدایت شده تشکیل دهیم و در پارلمانهای مختلف با دولتها وارد مذاکره شویم و بگوییم همه چیز جمهوری اسلامی نیست شما که کشورمارا غارت میکنید ...به بعدازپیروزی ودموکراسی هم توجه داشته باشید . این پارامترها را درنظر خواهیم گرفت  نگذاریم جمهوری اسلامی یکه تاز سیاست بین المللی شود اری چنین چیزی ممکن است و باید چنین کاری کنیم ما باید ایزولاسیون جمهوری اسلامی و سیاست  انزوای جمهوری اسلامی در جهان را بدون اعمال فشار خارجی پیش ببریم .جمهوری اسلامی حکومت شاه نیست، بلکه ارتشی  پانصدهزارنفری بنام سپاه پاسداران دارد .براحتی ادم میکشد و دونیم میلیون بسیج مسلح دارد که نان خور این آخوندها هستند، مبارزه بااین رزیم حیوانی راحت نیست و باید تمامی نیروهای سیاسی را جمع آوری کنیم و فشارهای بین المللی را نیز اضافه نماییم . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; بعضی سیاست روشنی دارند تاروز مرگشان تندتند مقاله در مورد اپوزیسیون ملاها بنویسندو درمورد آنها هم بگویند اصلاحات چنین است و چنان  خواهد شد . حالا نسل آینده چه کنند ربطی به ایشان ندارد وضع ایشان روشن است ولی ما که   میخواهیم جمهوری اسلامی برچیده شود چه تمهیداتی دیده ایم .یکی از راهها اینست که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی را حول یک محتوا متحد میکنیم دوم اینکه توافق اجماع بین المللی را تلاش کنیم بدست آوریم که این جمهوری اسلامی ضد ملی ،ضد مردمی است .الترناتیوش هم ائتلاف نیروهاست . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; من زمانی که عضو شورای مرکزی سازمان فدائیان اکثریت بودم ونامه ای سرگشاده نوشته و  گفته بود م  برای اینکه دیگران برای ما طرح هائی درست نکنند بیائید خودمان طرح هایمان را درست کنیم (سه یا چهارسال پیش ) ماباید این احتمال را بدهیم چنانچه روند به سوئی برود که حمله نظامی صورت پذیرد آن موقع بیایند مارا مانند عراقی ها و افغانها دورهم جمع کنند و بگویند بیائید با هم متحد شویم آیا خجالت آور نیست ما باید به شخصیت خودمان احترام گذاشته و چنانچه کشورمان را دوست داریم چاره ای کنیم که چنین رویدادی صورت نگیرد.کار به حمله نظامی نرسیده جمهوری اسلامی را عوض کنیم و چنانچه رسید خودرا آماده نماییم .برای تمامی این مسائل است که نیروهای سیاسی در پشت میز مذاکره رودروو چشم در چشم باید گردهم آمده ومذاکره نمایند مثل بچه ها از هم قهر نکنیم باهم صحبت کنیم درآن زمان است که خواهیم توانست یک حرکت نیرومند را سازمان دهیم، سیاست اصلاحات ما، سیاست ائتلاف شما شکست خورده وتاکنون پیروز نشده است ما باید به این وضعیت خاتمه دهیم .  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; س/آقای سلیمی همانطور که به درست اشاره کردید درواقع دخالت نظامی امریکا مثل عراق (باتوجه به وضعی که در عراق دارد ) تقریبا " منتفی است .اما توجه کنیم دخالت سیاسی و دخالتهای از جنس دیگرش را میکند همانگونه که آقای مایکل لری طرح رفراندم را داده سمیناری را نیز برای ایجاد فدرالیسم در ایران مطرح کرده است و نتایج را دیدیم .فرمودید دراین مورد صحبتی نکردید ولی نظرتان چیست آیا از این هم سوئی یا کمک امریکا به نوعی اپوریسیون ایران سود خواهد برد .یا همانگونه که رهبری حزب دموکرات درخواستی از آقای بوش کرد آیا میشود درایجاد دموکراسی درایران از این همسوئی و همراهی امریکا استفاده کرد ؟ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ج /سیاست بده بستان دارد مگر تمام تلاش ما این نیست که نیروهای خارجی را در جلوگیری از جنایات جمهوری اسلامی جذب نماییم بدون این هم ،این دخالت دارد صورت میگیرد برای حفظ جمهوری اسلامی چرا ما عکس ان را نخواهیم به چه دلیل واقعا ما اینقدر منزه طلب باشیم بدیهی است قدری هم سیاست بازی هم باید بکنیم این را هم عرض کنم که سیاست تجارت یک جانبه نیست امتیاز میدهی امتیاز می گیری ولی برای ما تاکنون یک جانبه بوده است ما تمام تخم مرغ هایمان را در سبد اتحاد جماهیر شوروی گذاشتیم از او دفاع کردیم .واصلاح طلبان خارج کشور نیز به آقای خاتمی امید بستند و گلویشان پاره شد از نام آقای خاتمی و خاتمی حتی یکبارهم نام ایشان را نبرد (البته من به آقای مایکل لری و جلسه فدرالیسم که حبابهائی هستند کاری ندارم ) اما اگرامریکا ،فرانسه یا هر کشو دیگری بیانیه بدهد که ایران باید حقوق بشررا رعایت نماید من چرا نباید از آن دفاع کنم .  مثلا " در نظر بگیرید سازمان ملل وقتی در محکومیت اعلامیه می دهد چه کسانی نقش اول را دارند همین امریکا وکشورهای اروپائی هستند وگرنه کنیا،اسووقذافی چه می فهمند حقوق بشر چیست . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; س/ آقای سلیمی قبول بفرمائید بیانیه دخالت نیست ارتباطاتی که مثلا " مشروطه طلبان وسلطنت طلبان با همین مایکل لری دارند دخالت است .توجه بفرمایید آقای فاطمی و شهریار آهی با اشاره  به سی سال دوستی با آقای لری گفته اند آنها درموردفدرالیسم مطرح شده ایشان مخالف هستند خوب این درست است ولی اگر این ارتباطات برای همراهی با اپوزیسیون است واگر شما از بده بستان های  سیاسی صحبت می کنید قبول کنید امریکا درهیچ کشوری برای حقوق بشر دخالت نکرده است (البته جای این بحث اینجا نیست ) و با اشاره شما به اینکه اپوزیسیون به هیچ کجا تکیه ندارد به تصور شما میشود ازاین به بستان سیاسی بهره برد ؟  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ج/ میگویم این اعتقاد را دارم اما به دو شرط اولا" علنی ثانیا" نهاد صلاحیت دار باشد .یعنی اینکه یک اپوریسیون از ائتلاف همه نیروها تشکیل و در راس آن هیئتی انتخاب میشود که به اینگونه دولتها مراجعه می نماید و هیچگونه مخالفتی با این مسئله ندارم .من قبول دارم ، چپی که تا دیروز مرگ بر امریکا می گفت و نتوانستند و نمی خواهند از نیروهای خارجی  استفاده کنند واین مشروطه خواهان بدلیل پیوند تاریخی خود این ارتباط را دارند اگر روسیه بود شاید چپ ها هم با آنها ارتباط داشتند .ولی در حال حاضر این ارتباطات زیاد کارساز نیست وبدرد دموکراسی در حال حاضر نمی خورد به همین دلیل مشغله ذهنی من نشده است که آقای لری در امریکا یک مجمعی را دعوت کرد .این مجمع زمانی مهم می شود که یک نهاد داخلی ایرانی این کاررا انجام دهد و آنموقع وارد مذاکره می شویم .  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; آقای سلیمی با تشکر از گفتگوئی که با رادیو آوای آشنا داشتید خوب امید واریم که در آینده شاهد توافقات شفاف ،روشن و صریحی باشیم که در واقع هر کس بتواند که سمت و سوی آن را داشته باشد و مردم ایران برای راهپیمائی و تظاهرات در واقع از این توافقات بتواند استفاده کند . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; با سپاس از رادیو اوای اشنا امیدوارم د آینده بتوانیم به اهداف خود دست یابیم . &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113450742677572023?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113450742677572023/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113450742677572023' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113450742677572023'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113450742677572023'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_13.html' title='مصاحبه آقای ماشالله سلیمی با رادیو آوای آشنا'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113441628751996862</id><published>2005-12-12T11:38:00.000-08:00</published><updated>2005-12-12T11:38:07.546-08:00</updated><title type='text'> کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی دکتر داريوش همايون</title><content type='html'> &lt;img src="http://www.60000000.info/images/K_JRI_22_s.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    ما همچنان در خدمت اين جنبش رفراندم خواهيم بود، چه برنجند و چه نرنجند. چون به هيچکس حق نميدهيم ( از جمله خودمان)  که ديگری را از مبارزه کنار بگذارد، هيچکس حق ندارد بگويد يا من يا تو، از اين صحبتها ديگر نداريم، ديگر آن جامعه هم من هم تو، چون هم من هم تو، ماهم تو اين بازی هستيم ... &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;a href="http://www.60000000.info/AV/AVRAM/DH_KR_12_02.RAM"&gt;برای تماشای این گزارش ویدئویی اینجا کلیک کنید  &lt;BR&gt; &lt;/a&gt; &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113441628751996862?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113441628751996862/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113441628751996862' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441628751996862'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441628751996862'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_113441628751996862.html' title=' کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی دکتر داريوش همايون'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113441605911340978</id><published>2005-12-12T11:34:00.000-08:00</published><updated>2005-12-12T11:34:19.123-08:00</updated><title type='text'> کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی آقای خسرو چاوشی</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.60000000.info/images/K_JRI_21_s.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    تاریخ نشان داده است که مبارزات خودجوش و بی تشکل و بدون رهبری آگاه ، معتبر و منسجم که وظایف تئوریک و سیاسی را به عهده گرفته و جوابگوی نیاز به موضع گیری و تحلیلگری سیاسی باشد، محکوم به شکست است ... &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;a href="http://www.60000000.info/AV/AVRAM/Chavoshi_KR_1202.RAM"&gt;برای تماشای این گزارش ویدئویی اینجا کلیک کنید &lt;/a&gt; &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113441605911340978?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113441605911340978/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113441605911340978' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441605911340978'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441605911340978'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_113441605911340978.html' title=' کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی آقای خسرو چاوشی'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113441587563879385</id><published>2005-12-12T11:31:00.000-08:00</published><updated>2005-12-12T11:31:15.646-08:00</updated><title type='text'>کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی دکتر عبدالستار دوشوکی</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.60000000.info/images/Doshouki_S.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    يکی از وظايف عمده اين نشست تجزيه و تحليل جنبش رفراندم و کارکرد آن در يک سال اخير می‌باشد، ما اينجا هستيم تا نقايص و کمبودهای ان را پيدا کنيم و نکات مثبت آن را ارزيابی کنيم ... &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;a href="http://www.60000000.info/AV/AVRAM/Doshouki_KR.RAM"&gt;برای تماشای این گزارش ویدئویی اینجا کلیک کنید &lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113441587563879385?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113441587563879385/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113441587563879385' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441587563879385'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441587563879385'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_113441587563879385.html' title='کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی دکتر عبدالستار دوشوکی'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113441564397172864</id><published>2005-12-12T11:27:00.000-08:00</published><updated>2005-12-12T11:27:23.973-08:00</updated><title type='text'> کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی دکتر شهريار آهی</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.60000000.info/images/K_JRI_19_s.jpg" border="0" align="left" width="100" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    پنج مرحله در کار رفراندم پيشبينی شد. مرحله اول، صدور فراخوان که بعلت موفق بودن نطفه‌بندی اين جنبش بمحض اينکه در آمد بزرگترين استقبال در تاريخ مبارزات ٢۷ ساله از آن شد. بعد تبليغ متن فراخون، توسعه و تعميق مطالبی که در آن آمده بود، برای اينکه تزهای رقيب خودش را از ميدان بيرون کند ... &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;a href="http://www.60000000.info/AV/AVRAM/ahy_KR_1202.RAM"&gt;برای تماشای این گزارش ویدئویی اینجا کلیک کنید &lt;/a&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113441564397172864?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113441564397172864/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113441564397172864' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441564397172864'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441564397172864'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_113441564397172864.html' title=' کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی دکتر شهريار آهی'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113441533741524934</id><published>2005-12-12T11:22:00.000-08:00</published><updated>2005-12-12T11:22:17.450-08:00</updated><title type='text'> کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی دکتر شاهين فاطمی</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.60000000.info/images/K_JRI_18_s.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; آنهايی كه گمان میبرندومیگویند اينگونه كنفرانسها، نشست‌ها، بحث و جدلها بی‌حاصل است سخت در اشتباهند. يگانه راه نجات برای ملت ايران دستيابی به وفاق ملی است و اين وفاق (Consensus ) حاصل نخواهد شد مگر در پناه جلب اعتماد و تفاهم متقابل و دست برداشتن از اين تصور باطل كه بايد ديگران را مجاب كنيم كه مثل ما فكر كنند ... &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;a href="http://www.60000000.info/AV/AVRAM/Fatemi_KR.RAM"&gt;برای تماشای این گزارش ویدئویی اینجا کلیک کنید&lt;/a&gt; &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; www.cyrusnews.com  &lt;BR&gt; آژانس خبری کوروش  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; هم میهنان عزیز – بانوان و آقایان محترم  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; سرانجام در سده انقلاب مشروطیت ، پس از یک قرن انتظار روزنه امیدی بسوی آینده ای بهتر پدیدار شده است. اگر بشود یکصد سال تحمل ظلمت استبداد در انتظار آزادی را به سفری طولانی و بطئی در تونلی تاریک تشبیه کرد، من این روزها احساس می کنم که در انتهای این تونل نوری هر چند ضعیف به چشم می خورد. من نوعا خوشبین در این نور کم سو ، امید به پایان ظلمت استبداد را می بینم. روزگاری را می بینم که ملت ایران نیز سرانجام در آزادی و دمکراسی زندکی کند و به اردوی فزاینده کشورهای آزاد جهان بپیوندد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; پاره ای دوستان رند هشدارم می دهند" نکند نوری که در انتهای تونل به آن دلبسته ای چراغ لکوموتیو ترن دیگری باشد که در جهت معکوس در حرکت است!" کسی چه می داند، شاید راست می گویند و" دست تقدیر" چنین خواسته است که نسلی که من به آن تعلق دارم همانند اسطوره سیسیفوس نفرین شده در سراسر عمر هر بار ناچار به تکرار تلاش نافرجام خود باشد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; اما من همچنان خوشبین باقی خواهم ماند چون تجربه نیم قرن اخیر نشان داده است که هیچ نوع استبدادی، بر هر مبنائی ، چه ایدئولوژیک ، چه نژادی ، چه مذهبی ، چه سنتی و چه نظامی نمی تواند در برابر فشارهای مداوم مردم مقاومت کند. روند طبیعی تحول جوامع بشری بسوی آزادی و دمو کراسی است و آنچه ما طی پنجاه سال اخیر شاهد آن بوده ایم شتاب فزاینده این تحرک و تحول است.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; دلیلی وجود ندارد که ایران از این قاعده کلی مستثنی بماند. آنچه مسلم است هر کشور و ملتی دیر یا زود در مسیر گذار از استبداد به آزادی قرار خواهد گرفت اما تجارب هیچ دو ملتی نه یکسان است و نه قابل تکرار. آنهایی که سعی کرده اند از الگوهای از پیش ساخته شده دیگران نسخه برداری و نسخه پیچی کنند هرگز به نتایج مطلوب دست نیافته اند. ما نیز ناچاریم با آموحتن ازتجارب یکصد ساله خود مسیر ویژه ملت ایران را برای رسیدن به سرمنزل آزادی کشف کنیم. و این دقیقا همان شیوه ایست که طی سالهای اخیر در درونمرز و برونمرز با جدیت تمام پیگیری می شود.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; آنهایی که گمان میبرند و میگویند اینگونه کنفرانسها ، نشستها ، بحث و جدلها بی حاصل است ، سخت در اشتباهند. یگانه راه نجات برای ملت ایران دستیابی به وفاق ملی است و این وفاق*حاصل نخواهد شد مگر در پناه جلب اعتماد و تفاهم متقابل و دست برداشتن از این تصور باطل که باید دیگران را مجاب کنیم که مثل ما فکر کنند. این روش تفکر مذهبی متاسفانه در اکثر جوامع جهان سومی وجود دارد. هرچه مذهب در جامعه نفوذ بیشتری داشته باشد این نوع برخورد با "دیگری" بیشتر متداول است. تا زمانی که ما افکار و عقاید خود را معیار قضاوت د رمورد دیگران قرار می دهیم هر نوع تظاهر به کثرت گرایی تهی از معناست. باید بیاموزیم که هر حقی برای خود قائل هستیم در مورد دیگران نیز پذیرای آن باشیم.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; در شرایط فعلی مبارزه یک وجه تمایز جدید جای خود را باز کرده است و اندک اندک برچسبهای سنتی و قدیمی را روز به روز کم رنگتر می کند. توسعه و شیوع تفکر دمکراتیک در جامعه روشنفکران ایرانی بیش از بپیش متداول شده است. چپ و راست ، جمهوریخواه و طرفدار نظام پادشاهی ، اسلام سیاسی و چپ کمونیستی ، ملی گرا و (ملی- مذهبی) همه این نوع گروه بندیها که تا حدود زیادی تا امروز مانع حصول وفاق ملی بوده است در میان خود هر یک به دو دسته متمایز در حال تقسیم شدن هستند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; یک دسته آنهایی که با حفظ مواضع عقیدتی خود دمکرات هستند، یعنی برای دگر ا ندیشان حقوق مساوی قائلند و دسته دیگر آنهایی که خود را حقیقت مطلق می پندارند و در انتظار روزی نشسته اند که دیگران به آنها بپیوندند. خوشبختانه تعداد کسانی که دمکرات منش هستند و همان حقوقی را برای دیگران محترم می شمارند که خود خواهان آنند، روز به روز رو به افزایش است. از آنجا که تعهد به عقل و منطق نزدیک است تا به تعصب و اعتقاد مکتبی، یکنوع گرایش طبیعی دمکراتهای ایرانی را به همسویی سوق میدهد.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; این دقیقا همان روزنه امیدیست که همه ما به آن دل بسته ایم. دمکراسیها در سراسر جهان به این همبستگی میان دمکراتها با انواع و اقسام عقاید و سلایق متفاوت متکی میباشند. در آحرین دور انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه زمانی که کاندیدای سوسیال دمکراتها،لیونل ژوسپن در دور اول انتخابات با تفاوت آراء بسیار ناچیزی در برابر ژان ماری لوپی کاندیدای راست افراطی حذف شد در دور دوم همه امکراتهای فرانسوی از چپ و راست و مذهبی و غیر مذهبی ، سوسیالیست یا لیبرال به اعتقادان دمکراتیک خود پایدار ماندند و آرای خود را به نفع ژاک شیراک و علیه لوپی در صندوقها ریختند. در نتیجه این وفاق ملی بخاطر حفظ دمکراسی، ژاک شیراک که در دور اول کمتر از بیست درصد آراء راکسب کرده بود در دور نهایی با اکثریت قاطع بیش از 82 درصد آرا انتخاب شد. به زبان ساده تر و قتی که ارزشهای دمکراتیک مطرح شد گروههای دمکرات منش همه اختلافات دیگر را فراموش کردند. مسلما اگر شیراک حذف شده بود و کاندیدای سوسیالیستها در برابر لوپی قرار می گرفت باز هم احزاب و افراد لیبرال و دمکرات به او رای می دادند چنان که در انتخابات پارلمانی فرانسه هرگاه لازم شود دمکراتهای راست و چپ برای آن که راست یا چپ افراطی و غیر دمکراتیک را شکست بدهند ار ائتلاف تاکتیکی استفاده می کنند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; بیش از یکربع قرن زندگی برای میلیونها ایرانی مهاجر این فرصت را ایجاد کرده است که از نزدیک رفتار و کردار سیاسی احزاب و گروهها را در کشورهای غربی مشاهده کنند. از سوی دیگر گسترش دامنه ارتباطات و اطلاع رسانی جوانان و سایر هم مییهنان درونمرزی ما را بیش از پیش با سیر آزادی در جهان و راه و روش دمکراتیک اداره جوامع آشنا کرده و آنها رادر جریان رویدادهای بین المللی قرار داده است.آنچه من آنرا تحول و دگرگونی در جامعه سیاسی ایران می خوانم دقیقا همین تغییر و دگرگونی یا بهتر بگویم " جهش غیر منتظره" ** در طرز تفکر و برخورد ما ایرانیها با مسائل سیاسی است.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; هر چه دامنه این تفاهم و وفاق ملی گسترده تر شود امید به پیروزی بیشتر می شود گسترش بیشتر این توافق نیازمند تلاش و از خود گذشتگی خستگی ناپذیر و مداوم است. اصولی که دمکراتهای ایرانی در باره آن به توافق رسیده اند طی چند سال اخیر به انحاء مختلف از طرف گروهها و افراد مبارز در داخل و خارج از کشور اعلام شده است. بیانیه " نشست برلین" در برونمرز و اعلامیه معروف به " 674 امضاء" از درونمرز تنها دو نمونه از آخرین مظاهر این تلاش می باشند. این کنگره تاریخی و تلاش بسیار پر ارزش شما گام دیگریست در همان مسیر.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; آنچه امروز بیش از همیشه مورد نیاز است صراحت و شفافیت پیامی است که به درونمرز می رسد. نیازی به لفاظی و عبارت پردازی نیست. مسلما مردم درونمرز نیازمند آن نیستند که ایرانیان برونمرز به آنها یاد آوری کنند نطام حاکم چه بلایی بر ملت آورده است، آنها در انتظار شواهد عملی و واقعی ایجاد وفاق ملی میان فعالین سیاسی هستند. چنین تفاهمی نیازمند توافق بر روی یک پلاتفرم مشترک است. گردهمایی وسیع نیروهای سیاسی در پیرامون جنبش رفراندم نخستین گام در این مسیر است.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; * Consensus  &lt;BR&gt; ** Quantum Jump  &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113441533741524934?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113441533741524934/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113441533741524934' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441533741524934'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441533741524934'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_113441533741524934.html' title=' کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی دکتر شاهين فاطمی'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113441499603814937</id><published>2005-12-12T11:16:00.000-08:00</published><updated>2005-12-12T11:16:38.933-08:00</updated><title type='text'> کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی فرخنده مدرس</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.60000000.info/images/K_JRI_9_s.jpg" border="0" align="left" width="175" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt;    ما امروز در اين جمع و ديگران در جمع‌های ديگر به شرط باورمندی و پايداری به اين اصل و نتايج آن تنها بخشی می‌شويم از يك جنبش ملی و فراگير كه حق داريم در هر جا، با هركس و با هر گروه از ايرانيان به هر ميزان و نسبتی كه می‌خواهيم يا در امكانمان سراغ داريم “برای موفقيت طرح رفراندم” بكوشيم ... &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; &lt;a href="http://www.60000000.info/AV/AVRAM/Modarres_KR.RAM"&gt;برای تماشای این گزارش ویدئویی اینجا کلیک کنید&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113441499603814937?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113441499603814937/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113441499603814937' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441499603814937'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113441499603814937'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_113441499603814937.html' title=' کنگره جنبش رفراندم ايران، سخنرانی فرخنده مدرس'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113440431707800774</id><published>2005-12-12T08:18:00.000-08:00</published><updated>2005-12-12T08:18:37.126-08:00</updated><title type='text'>پيام ویکتوریا آزاد به کنگره جهانی جنبش رفراندم ايران</title><content type='html'>&lt;img src="http://www.iranglobal.dk/victoriaLILe.JPG" border="0" align="left" width="100" vspace="2" hspace="5"&gt; &lt;BR&gt; جنبش رفراندم ايران: www.60000000.info &lt;BR&gt; چهارشنبه ١۴ آذر ١٣٨۴ – ۵ دسامبر ٢٠٠۵ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; با بهترین درودها به شما یاران عزیز! &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; بهترین شادباشهای مرا جهت همایش شما عزیزان در شهر بروکسل پذیرا باشید.به تلاشهای داوطلبانه و مسئولانه شما که برخواسته از درد وطن است ارج مینهم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    میدانم که برای برپائی این همایش زحمت بسیار کشیدید و امید دارم که جمع شما در پیوند با سایر نحله‌ها با اعتقاد راسخ به اصول دموکراسی و حقوق بشر و با اتکا به جنبش مردم زجر دیده کشورمان بتواند راه پر فراز و نشیب گذار از حکومت جهل و استبداد را به استقرار حکومتی دموکراتیک و مردم سالار با سرافرازی طی کند.  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; یاران گرامی ! &lt;BR&gt;    ما بعنوان نیروهائی که نفی تمامیت جمهوری اسلامی را در اولویت کار خود قرارداده‌ایم، می‌بایست خواهان تجمیع تمامی نیروهای ساختارشکن دموکراسی طلب و همگرائی آنان حول خواستهای حداقل، دموکراسی و حقوق بشر و برکناری نظام جمهوری اسلامی باشیم. برای خاتمه دادن به زندگی چنين رژيمی می‌بايست به گروه گرايی محض پایان داد و به يک کلام و به زبانی ديگر، از آنجا که هدف رژيم جمهوری اسلامی جدايی نيروهای سياسی از هم میباشد، پس نبرد برای رسيدن به دمکراسی از طريق همياری و همکاری آنهايی ممکن می‌شود که خواهان برچيدن این نظام و استقرار دموکراسی در ایران میباشند. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    تشکیل یک ائتلاف فراگیر دموکراتیک، فرا گروهی و با استراتژی روشن و شفاف حول اصول دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی به اعتقاد من امری شدنی است البته اگر دست از خودمحوریها و منیتها برداریم. تجربه سایر کشورها و ملتها نیز درستی این ادعا را اثبات میکند. واقعیت اینست که رژیم ج.ا. در درون و بيرون مرزها منفور، غيرقابل اطمينان و مطرود تلقی میگردد، رژيمی ورشکسته است که در صورت وجود همآهنگی و همسوئی درصفوف اپوزيسيون وایجاد اراده‌ای ملی برای برقراری حکومت قانون و ايجاد دمکراسی پارلمانی از عمر چندان درازی برخوردار نخواهد بود. در ابتدای انقلاب بنیادگرایان اسلامی در تهران به مسند قدرت نشستند و ایران را تسخیر کردند و در موضع قدرت نیز بودند اما امروزدیگر آنزمان نیست، امروز حاکمیت جمهوری اسلامی سراسر در موضع دفاعی قرار دارد و این خود بشارت صبح دیگری است. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    بدیهی است که برای برچیدن این نظام نیاز به نیروی رهبری جهت هماهنگی و هدایت جنبش مردمی یک اصل محرز است. دستگاه رهبری از اتاق فرمان بیرون نخواهد جهید بلکه در روند چالش سیاسی بین تمامی نیروهای معتقد به حقوق اساسی ملت ایران شکل خواهد گرفت البته در صورتی که الگوی ما الگوهای سنتی غیر مدرن نباشد. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    از اینرو گفتگو و تشکل یابی از ضرورتهای این مرحله است. تعریف هدفها و باز تعریف آن قطعا در هدایت ما به مسیر درست سهم بسزائی ایفا خواهد کرد. امروز شرایط به گونه‌ای است که نمی‌توان با قطعیت گفت که کدامین تاکتیک و راهکار بهترین و جذابترین است. تمامی راه‌های ممکن را میبایست پیمود چرا که اصولا سیاست علم ممکن‌ات است. اما در این راه نباید خود را چنان مجذوب یک راه کرد که از سایر امکانات غافل شد. لذا جهت دستیابی به بهترین نقشه راه میبایست باز و واقع گرا بود. بدون ارزیابی و بازنگری در هر مرحله هرگز نخواهیم توانست راه مطلوب را در بیابیم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt;    در پایان بار دیگر بهترین تبریکات مرا جهت همایش خود پذیرا باشید و عذر مرا بخاطر عدم حضور به بزرگی خود ببخشید. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; با آرزوی برپائی ایرانی آزاد ، آباد و مدرن  &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ویکتوریا آزاد  &lt;BR&gt; 2005.11.30 &lt;BR&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12874737-113440431707800774?l=roozblog.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozblog.blogspot.com/feeds/113440431707800774/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12874737&amp;postID=113440431707800774' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113440431707800774'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12874737/posts/default/113440431707800774'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozblog.blogspot.com/2005/12/blog-post_12.html' title='پيام ویکتوریا آزاد به کنگره جهانی جنبش رفراندم ايران'/><author><name>گروه  کار تبلیغات و اندیشه</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03740785295781637527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://www.cyrusnews.com/images/logoref2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12874737.post-113431256015654865</id><published>2005-12-11T06:49:00.000-08:00</published><updated>2005-12-11T06:49:20.240-08:00</updated><title type='text'>یک موافقت و یک مخالفت با قطعنامه‌ی همایش بروکسل/ امیر مومبینی</title><content type='html'> &lt;BR&gt; امیر مومبینی &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt; mombaini@gmail.com &lt;BR&gt; شنبه ١٩ آذر ١٣٨٤ &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; همایش بروکسل، با شرکت هموطنان مشروطه‌خواه و متحدان محترم آنان، با تصویب یک قطعنامه در را بطه با رفراندوم و استراتژی اتحاد پایان یافت. من پس از بررسی این قطعنامه لازم دیدم، با احترام به همایش، نظر خود را نسبت به دو بند تعیین‌کننده‌ی این قطعنامه، بند‌های ۱ و ۱۲ بنویسم. نخست می‌پردازم به بند ۱۲ که با آن موافقت دارم. این بند چنین است: &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; ۱۲ـ محکوم کردن هر حمله‌ای به خاک ايران و مداخله نظامی خارجی. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; محکوم کردن روشن و قاطع «هر حمله‌» و «مداخله‌ی نظامی خارجی» در این قطعنامه از دید من مهمترین کار مثبت این همایش است و به خاطر اعلام اين موضع صریح من به همایش تبریک میگویم. به عنوان یک هموطن مخالف جنگ و مداخله‌ی نظامی خارجی احساس می‌کنم در اینجا قطعنامه به دفاع از وطن و مردم پرداخته است و به روح استقلال‌طلبی مردم وفادار مانده است. روشن است که تصویب چنین بند درخشانی در این شرایط بحرانی ناشی از تعهد است و طبیعتاً تعهدات زیادی نیز ایجاد می‌کند. تصویب کنندگان محترم قطعنامه به خوبی می‌دانند که مخالفت با حمله‌ خارجی و مداخله‌ی نظامی نظر مشترک همه‌ی اپوزیسیون نیست. برخی از نیروها، که مهم‌ترین‌شان نیروهایی از طرفداران نظام پادشاهی و مجاهدین خلق هستند، از مداخله‌ی نظامی و تهاجم و تسخیر ایران حمایت می‌کنند. این نیرو‌ها بدون توجه به منافع ایران و ایالات متحده‌ی آمریکا، و به جای این که برای عادی سازی روابط دو کشور و تبدیل دشمنی به دوستی و همکاری و همبستگی تلاش کنند، با تبلیغات فریبکارانه و توسل به انواع نیرنگ‌ها تلاش می‌کنند خاک در چشم دولت ایالات متحده‌ی آمریکا بریزند و این دولت را به دام خونین جنگ با ایران بکشانند. برای این نیروها تنها و تنها منافع گروهی و فردی خودشان مطرح است و در راه تأمین این منافع از پدید آمدن شرایطی که دو کشور تاریخاً دوست را در گیر جنگ کند خرسند می‌شوند. همانگونه که روح بند ۱۲ قطعنامه‌ی شما ایجاب می‌کند باید با این نیروها مبارزه‌ای جدی را سازمان داد و از هرگونه کوتاهی و سهل‌انگاری در افشاء آنها برای مردم ایران و مردم و دولت ایالات متحده‌ی آمریکا پرهیز کرد. جمهوری‌خواهان متشکل‌ شده در اتحاد جمهوری‌خواهان ایران، جمهوری‌خواهان متشکل شده در جمهوری‌خواهان لائیک و دموکرات، سازمان‌های سیاسی ملی و جمهوری‌خواه در داخل و خارج، سازمان‌های عمده‌ی چپ و سوسیالیست، دارای چنین موضعی هستند. همه‌ی این نیروها، از جمهوی‌خواهان تا مشروطه‌خواهان مخالف حمله و تجاوز و مداخله‌ی نظامی خارجی، می‌توانند بر سر همین موضوع، در تلاش برای خنثی کردن هرگونه جنگ‌افروزی از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت ایالات متحده‌ی آمریکا، اتحادی عظیم، اتحاد برای پاسداری از صلح، تشکیل دهند. چنین اتحادی، با نشان دادن اراده‌ی مشترک همه‌ی نمایندگان عمده‌ی اپوزیسیون در مخالفت با جنگ و تجاوز، شرایط را برای کاربست شیوه‌های دموکراتیک در رسیدن به دموکراسی فراهم می‌کند. من از چنین اتحادی با همه‌ی توان دفاع می‌کنم. &lt;BR&gt;  &lt;BR&gt; بر عکس بند ۱۲ قطعنامه، بند یکم آن از دید من دارای ایراد استراتژیک است. این بند می‌گوید: &lt;BR&gt; ۱ــ ادامه مبارزه تا برقراری شرايط انتخابات و همه پرسی آزاد و زير نظارت نهادهای بين‌المللی به منظور تعيين نظام سياسی و شکل حکومت آينده ايران، و کوشش برای همراه کردن افراد و سازمان‌های سياسی از گرايش‌های گوناگون.  &lt;BR&gt; در این بند جمله‌ی «تعيين نظام سياسی و شکل حکومت آينده ايران» دقیق نیست. چرا؟ &lt;BR&gt; انقلاب بهمن و رفراندوم پس از آن رژیم پادشاهی را لغو کرد و به جای آن جمهوری را انتخاب کرد. این خواست مشترک نیروهای چپ و ملی بوده است و هدف آن نیز گشودن راه پیشرفت و دموکراسی و عدالت در ایران بوده است. روحانیت ارتجاعی با یک نقشه‌ی حساب شده و با به تصویب رساندن یک قانون اساسی ارتجاعی و استقرار استبداد فقاهتی، جمهوری را از محتوای دموکراتیک تهی کرد و تابع حکومت فقها کرد. این کار، که با تحمیق توده‌ها و با پشتوانه‌ی باورهای دینی آنان صورت گرفت، بر ضد ایران، بر ضد دموکراسی و حقوق بشر و بر ضد عدالت و تعادل اجتماعی 
